ناز و نیاز عاشقانه
- محتشم کاشانی ۶۸۲
- نیر تبریزی ۲۲۰
- عمان سامانی ۸
- الهامی کرمانشاهی ۱۱
- صامت بروجردی ۶۷
- غروی اصفهانی ۹۹
- عبدالرحیم حائری ۱۷
- صغیر اصفهانی ۲۶۲
- آیتی بیرجندی ۹
محتشم کاشانی قرن دهم · ۶۸۲ شعر
- شمارهٔ ۱من و دیدن رقیبان هوسناک تو رادیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرادیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرادیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴عشقت زهم برآورد یاران مهربان رادیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵چون پیش یار قید و رهائی برابر استدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم استدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیستدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویتدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۹نمیگفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویتدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبنددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بوددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۸آزردهام به شکوه دل دلستان خوددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۹دل میشود هر روز خون تا او ز دل بیرون شوددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین میبایددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۱روی ناشسته چو ماهش نگریددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۲بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسیددیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۳باز جائی رفتهام کز روی یارم شرمساردیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۴ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یاردیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۵هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگردیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتشدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه میترسمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراقدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترکدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاکدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کردهامدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بیپیچ و تابی نیستمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۴به خوبی ذرهای بودی چه در کوی تو جا کردمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بینور میبینمدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۱بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمنداندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۲بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردناندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۳کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۴چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان مندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۵گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه مندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۶اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای مندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۷دلم آزاد از دامش نمیگردد چه دامست ایندیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۸در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران اودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه اودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۱قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای اودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۲چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۳شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کودیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناهدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران بهدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همهدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بیغیرتیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیشدستیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئیدیوان اشعار › غزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعنادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲بعد هزار انتظار این فلک بیوفادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴درخشان شیشهای خواهم می رخشان در او پیدادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵ای ز دلرفته که دی سوختی از ناز مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶کسی ز روی چنان منع چون کند ما رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷که زد بر یاریِ ما چشمزخمی اینچنین یارادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰صبح آن که داشت پیش تو جام شراب رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳اگر دل بر صف مژگان سیاهی میزند خود رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷شب که ز گریه میکنم دجله کنار خویش رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸گر بهم میزدم امشب مژهٔ پر نم رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰شوق درون به سوی دری میکشد مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲چو افکنده ببیند در خون تنم رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳به افسون محو کردی شکوههای بیکرانم رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲برین در میکشند امشب جهانپیما سمندی رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد مادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ مادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوانهادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدنهادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰عجب گیرنده راهی بود در عاشق رباییهادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲ای زیر مشق سر خط حسن تو افتابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴همچو شمعم هست شبها بیرخ آن آفتابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طنابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷نیست امروز شکست دلم از چشم پرآبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹خیالش را به نوعی انس در جان من است امشبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲یگانهای در دل میزند به دست ارادتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳چو هجر راه من تشنه در سراب انداختدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداختدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساختدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوختدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۰نخل قد خم گشته که پرورده دردستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۱باز این چه زلف از طرف رخ نمودن استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۲زخم جفای یار که بر سینه مرهم استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۳کنون که خنجر بیداد یار خونریز استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۴زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۵به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۶چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۷رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۸با من بدی امروز زاطوار تو پیداستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۹گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۰تو را بسوی رقیبان گذار بسیار استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۱با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۲آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۳گل چهرهای که مرغ دلم صید دام اوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۴حسن که تابان ز سراپای توستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمیدانم چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟دیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بیزنجیر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بیدل حلال نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۵چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۶ای گل امروز اداهای تو بیچیزی نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۶بیپرده برآئی چو به صحرای قیامتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۷زین نقشخانه کی من دیوانه جویمتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبثدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۲دادم از دست برون دامن دلبر به عبثدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبثدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعثدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۵گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۶گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۷اغیار را به صحبت جانان چه احتیاجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۸درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۹زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروحدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۰به زبان خرد این نکته صریح است صریحدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۱ای لبت زنده کرده نام مسیحدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۲دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریحدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار داددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۴چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۵نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۶دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمیگنجددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۷دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۹تنی زلالوش آن سرو گل قبا دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۰سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۱به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۲کدام صحبت پنهان تو را چنین دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۳دیگر که هوای گل خودروی تو دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۴طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۵مرا خیال تو شبها به خواب نگذارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۶چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۷بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۸شبی که بر دلم آن ماه پاره میگذرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۹روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۰فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۱چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۲از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۳آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۴جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۵که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۶دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۷بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپرورددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۸اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۹اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۰چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۱چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۲خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۳چو عشق کوس سکون از گران عیاری زددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۴چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۵به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۶خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۷زخم او یکبارگی امروز بر جان میرسددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۸گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۹ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۰به رهی کان سفری سرو روان خواهد شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۱بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۲هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۳هر خون که از درون ز دل مبتلا چکددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۴دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۵دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۶چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پریرو به وداع ما نیامددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۰زلفش مرا به کوشش خود میکشد به بنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۱یار بیدردی غیر و غم ما میدانددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۲ای گل به کس این خوبی بسیار نمیمانددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۳بهترین طاقی که زیر طاق گردون بستهانددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۴یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۷عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۸حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۹گر از جمال جهانتاب او نقاب کشنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۰بلا به من که ندارم غم بقا چکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۱گر بر من آرمیده سمندش گذر کنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۲آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۳چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۴هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۵خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۶چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۷عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۸عجب که دولت من بیبقائیی نکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۹لعل تو در شکست من زمزمه بس نمیکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۰آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کننددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۱آسودگان چو نشئه درد آرزو کننددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۲دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شونددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۳رندان که نقد جان به می ناب میدهنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۴ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بینددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۵دیشب که بر لبت لب جام شراب بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۶امشب که چشم مست تو در مهد خواب بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۷دی صبح دم که عارض او بینقاب بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بیوفائی حیف بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرینعشوه هر دم سوی من دیدن چه بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۵دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۶یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۷جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۸در شکار امروز صید آهوان او که بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۹بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۰سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۱ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۲اول منزل عشقست بیابان فنادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۳دست به دست همچو گل آن بت مست میروددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۴آن که اشگم از پیش منزل به منزل میروددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۵باز ما را جان به استقبال جانان میروددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۶آن مه که صورتش ز مقابل نمیروددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۷از بادهٔ لاله تو چو در ژاله میروددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب میشوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان میشوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشایددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۰غمزهاش دست چو بر غارت جان بگشایددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشایددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من بریددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگریددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۵کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ باردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نمودهام بیزاردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یاردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذاردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مداردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریداردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون میکنم به سردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سروردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۱عشق کهن به کوی تو میآردم هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۲زهی ربوده لعل تو صد فسون پردازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۳لشگر عشقت سیاهی میکند از دور بازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۴یک صبح ببام آی و ز رخ پرده براندازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۵آفت من یک نگه زان نرگس مستانه سازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۶ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر نازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۷ای از می غرور تو لبریز جام نازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۸ناصحا از سر بالین من این پند ببردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۹دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیهگه آن طرف کلاهست امروزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته میراند فرسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۱آخر ای بیرحم حال ناتوان خود بپرسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۲ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۳آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۴باز آشفتهام از خوی تو چندان که مپرسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۵ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۶خموشیت گره افکند در دل همه کسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۷آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۸شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۹هرتار که در طره عنبر شکن استشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۲ز دل دودی بلند آویخته زلف نگونسارشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۳ز مهیست داغ بر دل که ندیدهام هنوزشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۴ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانهای فتادم دوشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه میکشد سویشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاصدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوصدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۹منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریصدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۰آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرضدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۱ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرضدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۲روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرضدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۳نه مینهم از دست عشق جام نشاطدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۴گوش کردن سخنان تو غلط بود غلطدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۵صبر در جور و جفای تو غلط بود غلطدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۶به هجر یار که از غیر آن ندارم حظدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۷من بیتو ندارم از چمن حظدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۸ز لالهزار مرا بیجمال دل نواز چه فیضدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقعدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانعدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانعدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بیشمار صدفدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرفدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیفدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۳بر در دل میزنند نوبت سلطان عشقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۴باز علم زد ز بیابان عشقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۵این آینهگون سقف که آبیست معلقدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۶در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۷او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۸ما که میسازیم خود را در فراق او هلاکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۹ای قدت همچو نیشکر نازکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار میمیرمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداختهامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشستهامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوهسازش داشتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۲به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار میکردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۳به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۴ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۶در بزم چون به کین تو غالب گمان شدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۷بهر دعا از درت چون به درون آمدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۸ز لطف و قهر او در خنده های گریهآلودمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۹باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۰چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۳شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۴به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۵ساز خروش کرده دل ناز پرورمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۶اگر میبینمت با غیر غیرت میکشد زارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۷به صلح یار در هر انجمن میخواند اغیارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۸ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۹من آنم که جز عشق کاری ندارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۰به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۱من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۲خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۴به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۵ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۶افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۷کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۸رسید نغمهای از بادهنوشی تو به گوشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۹گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۰به دشمن یارئی در قتل خود از یار میفهممدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۱به فنا بنده رهی میدانمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۲من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۳دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۴بس که همیشه در غمت فکر محال میکنمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۵زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۶گر شود ریش درون رخنه گر بیرونمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۷ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک میبینمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۸دل خود را هنوز اندر تمنای تو میبینمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳۹از سر کوی تو با صدگونه سودا میرومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۰گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا میرومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۱مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۲کو دل که محو نرگس جادوفنت شومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۳وصل کو تا بینیاز از وصل آن دلبر شومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۴خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۵مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شومدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۶منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۷تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۸به من حیفست شمشیر سیاستدار عبرت همدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴۹آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه همدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۰بس که ما از روی رسوایی نقاب افکندهایمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۱ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۲بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۳تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۴همچو شمع از مجلست گریان و سوزان میرویمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۵چو نتوانم به مردم قصه آن بیوفا گویمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۶مرا صید افکنی زد زخم و بند افکند در گردندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵۷پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زماندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۰رویت که هست صورت چین شرمسار از آندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۱تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کساندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۵آمدم با نالههای زار هم دم هم چناندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۶شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهاندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۷ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایهگستر میتوان گفتندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔتر جای تو نتوان کردندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۱فتنه میخیزد از آن ترکانه دامن برزدندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۳ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکردهای بکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژهات عقده گشای دل مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۱چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۳سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا بروندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۴از سپاه حسن آخر یک سوار آمد بروندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۵با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم بروندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۶دو دل ربا که بلای دلند و آفت دیندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زیندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است ایندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست ایندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۰حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست ایندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از ایندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از ایندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بیندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بیندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشیندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب رودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعیهای اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی اودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱۹رساند جان به لبم روزگار فرقت تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۰ای گردن بلند قدان در کمند تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۱صیدی که لعب عشق فکندش به بند تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۲ای همچو آهوان دلم دم شکار تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۳زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۴کاکل که سر نهاده به طرف جبین تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از مودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع الهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمهسای چشم سیاهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمنسا مشک بر گل ریختهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۶جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریختهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۷تا دست را حنا بست دل برد ازین شکستهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۸ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفتهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳۹خط اگرت سبزه طرف لاله نهفتهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۰آمد به تیغ کین ره ارباب دین زدهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۱به دست دیده عنان دل فکار مدهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۲شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مدهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۳پند گوی تو چهها تا به تو فهمانیدهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۴قلم نسخ بران بر ورق حسن همهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۵نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۶من کیستم به دوزخ هجران فتادهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۷صبح مرا به ظن غلط شام کردهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بودهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بودهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیدهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۰چو مینماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۲دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۳این طلعت و رخسار که دارد که تو داریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۴سرلشگر حسن است نگاهی که تو داریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۵باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از ویدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۰دیدهام مست و سرانداز و غزلخوان برهیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماواییدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۸صورت به این لطافت سیرت به این نکوئیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹۹دل خود رای مرا برده گل خودروئیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۰۰به جائی دلت گرم سوداست گوئیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۰۱هنوزت به ما کینه برجاست گوییدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲قصیدهسهی بالای بزم آرای مه سیمای مهرآسادیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۹۱قطعهذوق مشکل که گذارد دو نفس زنده مرادیوان اشعار › قطعات
- شمارهٔ ۱۱۰قطعهای شمع سرکشان که به سر پنجهٔ جفادیوان اشعار › قطعات
- شمارهٔ ۱۱۳وله ایضاآن شه حسن کز غلامی اوستدیوان اشعار › قطعات
- شمارهٔ ۱۱سخن طی میکنم ناگاه در خوابدیوان اشعار › مثنویات
- شمارهٔ ۵بنیاد دو بینی چو شد از عشق خرابدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶آن شوخ که تکیهگاه او چشم ترستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷روزی که دلم خیال ابروی تو بستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۱۳آن طره چو دارم من بدنام ز دستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۱۵سلاخ که آدمی کشی شیوهٔ اوستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۱۶اسلام که صید اهل ایمان فن اوستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۲۱چیزی که به گل داده خدا زیبائیستدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۲۹یاری که به نیش غم دلی ریش نکرددیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۲آن دست که نخل قد آدم ریزددیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۴ای بی تو چو هم دم به من خسته نمودهدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۹چون داد قضا صیقل مرآت وجوددیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۰چادر شب بستر خود ای طرفهنگاردیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۳سلاخ که ساختی به پردانی خویشدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۴آن ماه که در خوبی او نیست خلافدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۵ای جلوهات از قامت چابک نازکدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۷ای کوی تو قبلهگاه ارباب قبولدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۵۸سقا پسرا خسته دل از دست توامدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۵۹این بستر خستگی که انداختهامدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۱اسلام که گم کرده ز دل آراممدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۲زان پیش که هجر تو برد آراممدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۳خواهم که شبی محو جمال تو شومدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۶چون مهر تو میتوان نهان ورزیدندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۸در کعبه قدم نهادهام وای به مندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶۹گوئی ز ته بستر آن حجله نشیندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷۰اسلام مگو آفت ایام است ایندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷۱اسلام مرا ای دل دیندار ببیندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷۷آن شوخ که چشم مردمی دارم ازودیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷۹در راه دگر اگرچه چست آمدهایدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۸۰با آن که به مهر آزمونم کردیدیوان اشعار › رباعیات
نیر تبریزی قرن سیزدهم · ۲۲۰ شعر
- شمارهٔ ۵۶ایضازخاک اگر همه بعد از تو حور عین خیزدلآلی منظومه
- شمارهٔ ۵۷ایضا فی المدیحهچه سرودیست که اینمرغ خوش الحان آوردلآلی منظومه
- شمارهٔ ۱زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ماغزلیات
- شمارهٔ ۲چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه راغزلیات
- شمارهٔ ۳بستی برشته سر مو پای و دست ماغزلیات
- شمارهٔ ۴بجان دوست که از درمران گدائی راغزلیات
- شمارهٔ ۵چند در بند کشم این دلِ هرجایی راغزلیات
- شمارهٔ ۶نفس بازپسین است ز هجرت جان راغزلیات
- شمارهٔ ۷در کمالت چه دهم داد سخندانی راغزلیات
- شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما راغزلیات
- شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجاغزلیات
- شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب راغزلیات
- شمارهٔ ۱۱سالها گوشه غم بود دل ریش مراغزلیات
- شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبرآسا راغزلیات
- شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد بهسر فصل خزان راغزلیات
- شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پردهدر مراغزلیات
- شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشبغزلیات
- شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوستغزلیات
- شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن استغزلیات
- شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست استغزلیات
- شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفتغزلیات
- شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب استغزلیات
- شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب استغزلیات
- شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین استغزلیات
- شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامتغزلیات
- شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبتغزلیات
- شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان استغزلیات
- شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر استغزلیات
- شمارهٔ ۳۰آن نه زلفیست که پیچیده به دور ذقن استغزلیات
- شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند استغزلیات
- شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامتغزلیات
- شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند استغزلیات
- شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیستغزلیات
- شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مستغزلیات
- شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیستغزلیات
- شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشتغزلیات
- شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تستغزلیات
- شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیستغزلیات
- شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین استغزلیات
- شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن داردغزلیات
- شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدندغزلیات
- شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتدغزلیات
- شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش بادغزلیات
- شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشدغزلیات
- شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سودغزلیات
- شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشدغزلیات
- شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کندغزلیات
- شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبودغزلیات
- شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در مینرودغزلیات
- شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهادغزلیات
- شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بودغزلیات
- شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رودغزلیات
- شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانهٔ خمار افتدغزلیات
- شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبودغزلیات
- شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشدغزلیات
- شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر میشدغزلیات
- شمارهٔ ۶۷عنبرینموی تو ، بر طرف جبین میگذردغزلیات
- شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شدغزلیات
- شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزدغزلیات
- شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادمغزلیات
- شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانهٔ خمار شویمغزلیات
- شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بودغزلیات
- شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آوردغزلیات
- شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان داردغزلیات
- شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبودغزلیات
- شمارهٔ ۷۷گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانندغزلیات
- شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب میسازندغزلیات
- شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شودغزلیات
- شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذردغزلیات
- شمارهٔ ۸۱عمری که بیتو ای مه نوشاد میرودغزلیات
- شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کندغزلیات
- شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانهٔ خمار افتادغزلیات
- شمارهٔ ۸۴انس من ای شیخ با می است و دف و عودغزلیات
- شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاهغزلیات
- شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکندغزلیات
- شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیرغزلیات
- شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخرغزلیات
- شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگرغزلیات
- شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشکبیزغزلیات
- شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوهگر از زلف مشکبیزغزلیات
- شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریشغزلیات
- شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیشغزلیات
- شمارهٔ ۹۴نه سر سیحهٔ زاهد نه چلیپای کشیشغزلیات
- شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد نالههای زار منشغزلیات
- شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتشغزلیات
- شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملولغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرهٔ عنبر شکنمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به همغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون میرود ز چشم ترمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموختهامغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به همغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین منغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمرانغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲به خطا میرمد آن نرگسِ فتّان از منغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذارانغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۶من و وصال تو از خواب عجب خیالست اینغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از منغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۹بر جو فلک ز شعلهٔ آهم کرانهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۰طوقی ز خط بدور زنخدان کشیدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۱سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۲از هر طرف که پای به پیچم ز کوی توغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از اوغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دلنشین، چو خدنگ غمزه رها کنیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییریغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ میزنیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمیغزلیات
- شمارهٔ ۱قلیان نه اگر آتش عشقش بسر استرباعیات
- شمارهٔ ۳ترکی که ز خون خیره پروا نکندرباعیات
- شمارهٔ ۴حاشا که بچشم من شبی خواب آیدرباعیات
- شمارهٔ ۵ای برده قرار و صبر و تاب از دل ریشرباعیات
- شمارهٔ ۸پرتاب پریده را بشست آوردنرباعیات
- شمارهٔ ۹رویی که عرق چو ژاله میروید از اورباعیات
- شمارهٔ ۱۰رخسار بدست زلف جادو دادیرباعیات
- شمارهٔ ۴متفرقهگفتم آید چو شوم پیر دل از زلف تو بازسایر اشعار
- شمارهٔ ۵ولهمشکل به تو افتاده مرا و نتوان گفتسایر اشعار
- شمارهٔ ۶گر نیست مه رخت ز چه رو از شکنج زلفسایر اشعار
- شمارهٔ ۷زآه من دل آن سنگدل به تنگ آمدسایر اشعار
- شمارهٔ ۸بس که از آه سحر مشعله روشن کردمسایر اشعار
- شمارهٔ ۹طاقتم نیست دلا بار غم هجران راسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۰کافر عشقم و سودای بتانم دین استسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۱قطعهآمد آهسته شب به بستر منسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۲اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار داردسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۳کشتیم زار و نکردی نگه از ناز به رویمسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۵دلم چگونه نپیچَد به خُود ، چُو مار امشب،سایر اشعار
- شمارهٔ ۱۶دلبرا الفت رندان کهن کار تو نیستسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۷پاس خوددار که تو مست و حریف عیار استسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۸هرزه گردی نه سزای چو تو شیرین پسر استسایر اشعار
- شمارهٔ ۱۹دل چو بر عهد تو ای خسرو خوبان ستمسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۰بسکه در صورت زیبای تو حیران بودمسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۱همه شب چشم من و صبح گریبان تو بودسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۲چه خطا شد ز من ایخسرو فرخ زادمسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۳گفتمت چونتو من دلشده را یار شویسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۴با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس استسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۵دانم بمقصد چیستی ای آهوی ختاسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۶با همه سستی که در معاهده داریسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۷در حیرتم از شوخی آنچشم سیه مستسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۸جدا ز گوشهٔ چشم تو گوشهٔ نگزیدمسایر اشعار
- شمارهٔ ۲۹المنه الله که می وصل بجام استسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۱دارم اندر تن دل ویرانهایسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۲نی به دل تاب نهفتن دارمشسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۳گر بپوشم سینه در تنگ آیدمسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۴ور بگویم قصه عامی فهم نیستسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۵هان ای معلم تا کی باکراهسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۷گفتم رقم کنم بتو حال دل خرابسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۸چشمت چو تیر غمزه گشاد از کمان دهدسایر اشعار
- شمارهٔ ۳۹ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردمسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۰هر شب از یاد خطت از جگر سوختگانسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۱زیبانگار من دل ما را که بردهایسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۲بیدلان جمله پشیمان که چرا داد دل از کفسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۳ایصبا نکهت آنزلف پریشان بمن آرسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۴آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنتسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۵حالی نداد روی ز درس ادب مراسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۶در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتابسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۷تا سر زلف تو در دست نسیم سحر استسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۸دل که آزاد ز زنجیر بلا و محن استسایر اشعار
- شمارهٔ ۴۹تعلیم او نکرد معلم حدیث عشقسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۰همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوستسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۱دلم از یاد هجر دوست خون استسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۲مرا تنگست در دل منزل دوستسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۳گرچه در پای فکندی چو سرموی مراسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۴نقش وصل توام از ششدرغم ره نگشودسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۵روی بنما و به پای تو فشانم جان راسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۶ز پریشانی ما کی شود آگاه کسیسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۷عکس تو تا بر آینهٔ ساغر اوفتادسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۸گر مرا راه گدائی بسر کوی تو بودسایر اشعار
- شمارهٔ ۵۹گر مرا در سر سودای تو شد جان سهل استسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۰شبهای وصل روز فراق آیدم بخوابسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۱به سر زلف تو کز زلف تو سر مینکشمسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۲رهم نمیدهد اغیار بر سر کویشسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۳جز دو ابروی کج یار بروی چونگارسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۴گر بدل از صحبتم داری ملالسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۵هزار شانه به زلف نگار خویش کشیدمسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۶دم شاهی زنم از بندگی حضرت توسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۷گفتم هوای زلف تو از سر بدر کنمسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۸تا پی عربده مژگان تو پیوست به همسایر اشعار
- شمارهٔ ۶۹با سینه غمت را سروکار بست و گرنهسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۰با همه شعلهٔ آهی که شب از سینه بر آرمسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۲ساقیا ساغرِ دوشینه نَبُرد از هوشمسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۳دفتر دانش ما اشگروان پاک بشستسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۴ز هجر از پیش یار افغان نمیکردم چه میکردمسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۵هوای زلف تو تا جا گرفته در دل منسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۶در حلقهٔ گیسوی تو هر حلقه اسیریسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۷در ره بادیه کردیم سراغی تو بسیسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۸ای سرمهسای چشم بتان خاک راه توسایر اشعار
- شمارهٔ ۷۹آنقدر مهلتم از هجرده ایجان که بدلسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۰ای زلف ز بسکه خود پریشانیسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۱مصرعزنگاه چشم مستت گله بی حساب دارمسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۲مزن تیر بر سینه ام ناتوانیسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۳ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئیسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۴پی تیر نگاهی چند گیرم دامنت زخمیسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۵چه مژده بود که باد سحرگهی آوردسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۶هر زمانم که رسد جان به لب از تنگی دلسایر اشعار
- شمارهٔ ۸۷خراب بادهام وز چشم ساقی چشم آن دارمسایر اشعار
عمان سامانی قرن سیزدهم · ۸ شعر
- شمارهٔ ۲در مدح زبده اوصیا و سرور اولیا و نخبه اتقیا حضرت علی(ع)می دهی ساغر به یاد آن لب میگون مراگزیدهٔ اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۷در مدح مولی الموالی حضرت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلامدو هفته ماه من ای لعبت بهشتی روگزیدهٔ اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۱کسی که گفت به گل نسبتی است روی تو راگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴برون نمی کنم از سر هوای صحبت دوستگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷چو دست شانه گشاید ز زلف یار گرهگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱آتشی دوش ز رخساره برافروخته بودگزیدهٔ اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۲تاری از طره تارت چو به تاتار افتادگزیدهٔ اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳تا به کف تاری از آن طره طرار افتادگزیدهٔ اشعار › رباعیات
الهامی کرمانشاهی قرن سیزدهم · ۱۱ شعر
- شمارهٔ ۱دلم از وحشت تنهایی شبها خون استگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲این تف عشق که اندر جگر زار من استگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳سیاهکارتر از من کسی به دوران نیستگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی داردگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵از بتان یار مرا انباز میخواهی نداردگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدمگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارمگزیدهٔ اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱گفتمش: یارا چرا لاغر بود پیکر مرا؟گزیدهٔ اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۹تا دلم شد به خم زلف رسای تو اسیرگزیدهٔ اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۱۰در مدح حضرت امام ثامن گویدهمچو خضر آب حیات از اهل جانان یافتمگزیدهٔ اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۱۴وله در مدح امام عصر عجل الله فرجهگر تو آهنگ قِتال ای بت قتال کنیگزیدهٔ اشعار › قصاید
صامت بروجردی قرن سیزدهم · ۶۷ شعر
- شمارهٔ ۱۴در مدح صدیقه صُغرا، زینبِ کبرا (ع)چون چشمِ نیممستِ تو غارتگری کندقصاید
- شمارهٔ ۱آتش عشق کنون سوخت دیگر پیکر ماغزلیات
- شمارهٔ ۲چنان به سوخت شرار غم تو جان مراغزلیات
- شمارهٔ ۳تا به خاک قدمت روی نیاز است مراغزلیات
- شمارهٔ ۵باز آراسته بینم صف مژگان تو راغزلیات
- شمارهٔ ۶از پس عمری که بگشود آن جفا جو دیده راغزلیات
- شمارهٔ ۷آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه راغزلیات
- شمارهٔ ۸گرفته نور ز داغ جگر نظاره ماغزلیات
- شمارهٔ ۹تلخی صبر است بس بر طبع شکر ریز ماغزلیات
- شمارهٔ ۱۰همین بود سبب دیر آشنایی ماغزلیات
- شمارهٔ ۱۱کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگانهاغزلیات
- شمارهٔ ۱۲ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳به دامنم نبود گر دل فکار منستغزلیات
- شمارهٔ ۱۵از تیر خطا کردن تو دل گلهمند استغزلیات
- شمارهٔ ۱۶تبسم لبت از لعل آبدارتر استغزلیات
- شمارهٔ ۱۷خندهات نوش لب ز آب بقا شیرینتر استغزلیات
- شمارهٔ ۱۸اطراف رخت را خط شبرنگ گرفته استغزلیات
- شمارهٔ ۲۰گرچه هر تیر جفا کز تو رسد مطلوبستغزلیات
- شمارهٔ ۲۱جلوه گر گردد چو حسن او را جفایی لازمستغزلیات
- شمارهٔ ۲۲در سر کوی وفا عشاق را منزل یکیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۳کشتن منصور نزد عاشقان دشوار نیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۵به غیر جلوه رویت مرا بهاری نیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۶جز مهر تو ای مه سروکارم به کسی نیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۷فلک همان نه تو را مهربان به ما نگذاشتغزلیات
- شمارهٔ ۲۹خوش آن تنی را که مو به موی شکنج زلفت بتاب داردغزلیات
- شمارهٔ ۳۰ای دل از این ناله گر تاثیر میخواهی نداردغزلیات
- شمارهٔ ۳۲قیمت به خود از عشق تو ارزان بگذاردغزلیات
- شمارهٔ ۳۳طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کردغزلیات
- شمارهٔ ۳۴غمت آن روز که جا در دل ویرانم کردغزلیات
- شمارهٔ ۳۵دو شینه دل از دوری دلبر گله میکردغزلیات
- شمارهٔ ۳۶دلم بهانه رویت زیاد میگیردغزلیات
- شمارهٔ ۳۹هر زمان بویی از آن جعد سمنسا میرسدغزلیات
- شمارهٔ ۴۰هجوم غم رسید اندر دل و راه فغان گم شدغزلیات
- شمارهٔ ۴۱دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار میماندغزلیات
- شمارهٔ ۴۵خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنندغزلیات
- شمارهٔ ۴۶دمی که باده عشترت بتان به جام کنندغزلیات
- شمارهٔ ۴۷کسی که در صف مستان به احتراز نشیندغزلیات
- شمارهٔ ۴۸پیش از آنی که محبت به جهان باب نبودغزلیات
- شمارهٔ ۴۹من نمیگویم چرا با دوستانت کین بودغزلیات
- شمارهٔ ۵۰تنک بر جان در گلو راه نفس کی میشودغزلیات
- شمارهٔ ۵۱دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار میخواهدغزلیات
- شمارهٔ ۵۲از قفس راندی و گفتی رو که آزادی دگرغزلیات
- شمارهٔ ۵۴آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندشغزلیات
- شمارهٔ ۵۶اگر از بیوفاییهای تو حرفی به لب دارمغزلیات
- شمارهٔ ۵۷تا سرو کار بدان طره پر خم دارمغزلیات
- شمارهٔ ۵۸ترک دین و دل نمودم ترک جان هم میکنمغزلیات
- شمارهٔ ۶۰دوش با پیک خیالت گفتگویی داشتیمغزلیات
- شمارهٔ ۶۱بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیمغزلیات
- شمارهٔ ۶۲روزگاریست که ما طالب دیدار توئیمغزلیات
- شمارهٔ ۶۳نگارا زخم دل را مرحمش کنغزلیات
- شمارهٔ ۶۴دلی کز عشق مفتون نیست یا رب پر ز خونش کنغزلیات
- شمارهٔ ۶۵شد از آن روزی که صحرای جنون ماوای منغزلیات
- شمارهٔ ۶۶نمیدانم شب هجر تو را باشد سحر یا نهغزلیات
- شمارهٔ ۶۷رخت را ماه میگفتیم اگر مه داشت پیرایهغزلیات
- شمارهٔ ۶۸چه خوش بود ار ز عشق اول دلی شیدا نمیکردیغزلیات
- شمارهٔ ۶۹خوش به حال آن که روز بیکسی یارش تو باشیغزلیات
- شمارهٔ ۷۰در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمیغزلیات
- شمارهٔ ۷۱تا کی از بخت فرو بسته گره وا نکنیغزلیات
- شمارهٔ ۷۲مردم از تیر بلایت امتحانم میکنیغزلیات
- شمارهٔ ۹شماره ۹ - در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع)شامِ هجران است ای دل، دیده امید داراشعار مصیبت
- شمارهٔ ۱۱و برای او همچنینساقی بیا که دلبرم امروز در بر استکتاب التضمین و المصائب
- شمارهٔ ۱۳همچنینبه سر کوی تو با حال تباه آمدهایمکتاب التضمین و المصائب
- شمارهٔ ۴۴جانا به من ارجو کنی افزون کنکتاب المواد و التاریخ
- شمارهٔ ۵۶دو بیت دیگربه وصف روی تو گفتم که این گل خودروستکتاب المواد و التاریخ
- شمارهٔ ۵۷دو بیت دیگرهرچه از من زدوا بروی تو بیداد رودکتاب المواد و التاریخ
- شمارهٔ ۵۸دو بیت دیگرتا بود در دریده اشک امشب مجال خواب نیستکتاب المواد و التاریخ
- شمارهٔ ۵۹دو بیت دیگردلم ز دست جفایت ز بس به تنگ آمدکتاب المواد و التاریخ
غروی اصفهانی قرن چهاردهم · ۹۹ شعر
- شمارهٔ ۱مسمط مربعز شوق آن روی با طراوتدیوان کمپانی
- شمارهٔ ۲مثنویبیا ای بلبل خوش لهجهٔ مندیوان کمپانی
- شمارهٔ ۲ای خاک درت جام جم مادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳ای مرهم سینهٔ خستهٔ مادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴در عشق تو شهرهٔ آفاقمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵صهبای خم تو خرابم کرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶عمریست که دست و گریبانمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷مهر تو رسانده بماه مرادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰هر کس که بعهد وفا نکنددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱آن دل که بیاد شما نبوددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳هر کس خط و خال تو می جویددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶آن سینه که مهر تو مه دارددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷برقی از غمزهٔ مستی زددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸یار آنچه بسینهٔ سینا کرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را بردهدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳ای داغ تو لالهٔ باغ دلمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵آن کیست که بستهٔ بند تو نیستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوختهامدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰از یار نیاز ندیده کسیدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱تنها نه منم به کمند هوادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲آن سینه که تیر ترا هدفستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گلدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵آن دل که ز عشق چه غنچه شکفتدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته امدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما رادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما رادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدادیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالیدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصابدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۰کعبهٔ کوی تو رشک خلد برین استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتهٔ روی آن پریزاد استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانهٔ تستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتهٔ روی تستدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۲گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش استدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۳ما را به جهان جز به تو کاری نبوددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۵مژدهٔ باد زندان را قاصد صبا آمددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۶مرا در سر بود شوری که در هر سر نمیگنجددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۷گر تیر غمی به شست گیرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۸رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمیدانددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۶۹آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۰سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۱خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبوددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۳بخت شود یار، یار اگر بگذارددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۴به جرم آنکه عاشقم ز من کناره میکنددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۷سینهٔ تنگم مجال آه ندارددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیارایددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۰فرهٔ غرای تو چشم مرا خیره کرددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۲عاکفان حرمت قبلهٔ اهل کرمنددیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۳گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:دیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۴تا به کی ای نوش جان میزنیم نیشتردیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۵خوشست از دوست گر لطفست و گر قهردیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۶ای از خط تو سبز لب جویبار عمردیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۷گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیسدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۸آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۸۹گر هوای سر کوی تو دهد بر بادمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۰نقطهٔ خال تو را من که چنان حیرانمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۱ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۲نقطهٔ خال لبت مرکز و ما پرگاریمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۳دیرگاهی است پناهندهٔ این درگاهمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شومدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۸لالهٔ روی تو را شمع جهان افروزمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد میجوشمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۳من به ناخن غم سینه میخراشمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شومدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶سروش غیب دوشم نکتهای را گفت در گوشمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنمدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کندیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنوندیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۲تا چند باشی از ما گریزاندیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویاندیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۴مائیم مست باده روز الست تودیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۶زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تودیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۷آبرومندم به عشق روی تودیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰ای شاهد عالمسوز در حسن و دلاراییدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانیدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۳صنما به جاننثاران ز چه رو نظر نداریدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷نیست در عالم ز من مسکین تریدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۰رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزیدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۲دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسیدیوان کمپانی › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتیدیوان کمپانی › غزلیات
عبدالرحیم حائری قرن چهاردهم · ۱۷ شعر
- شمارهٔ ۴شعر دومدل از غم یار، بی قرار استمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۵شعر سوممرا در کعبهٔ دل، کوی آن دل آرام استمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۶شعر چهارمصبا به لطف بگو از دو زلف یار، حدیثمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۹شعرهفتمدل اسیر خطت ای تَرک پسر باید کردمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۱۱شعر نهممعشوق اگر به عاشق مسکین جفا کندمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۱۹شعر هفدهمتا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۲۰شعر هیجدهمتا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۲۱شعر نوزدهمتا عَزم کوی آن بُت طَنّاز کردهایممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۲۶شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهادهایممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۳۰شعر بیست هشتمتا تو دو زلف را چنین، پیچش و تاب میدهیمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۳۷رباعی ششمدر بستر وصلِ یار، باید آسودمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۳۸رباعی هفتمنیم رخِ خود، یار پریچهره نمودمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۴۱رباعی دهماز هستیِ خویش بی تو من بیزارممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۴۲رباعی یازدهمبا مِهر توتا مُهرهٔ دل باختهاممجمع الاسرار
- شمارهٔ ۴۳رباعی دوازدهمگر دست دهد، رو به کنارش بنشینمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۴۷فردیّات۱- پشت پا بر دنیی وعُقبی زدن سهل است، سهلمجمع الاسرار
- شمارهٔ ۵۳فراق نامهدلم چون شد به دام تو گرفتارمجمع الاسرار
صغیر اصفهانی قرن چهاردهم · ۲۶۲ شعر
- شمارهٔ ۹در تهنیت عید مولود مهدی موعود علیه صلواتالله الملک المعبودای منفعل تو را ز رخ انور آفتابدیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۲۷در مدح شهابالثاقب حضرت مولیالموالی علی علیهالسلامفغان ز عشق که آسان نماید اول باردیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۴۳در مدح ولی سبحانی حضرت علی عمرانی (ع)ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گلدیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۵۱ایضا قصیده غدیریه در مدح مولی «علیهالسلام»قاصد آمد دوش از وی نامهٔ دلبر گرفتمدیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۵۶در تهنیت عید مولود مسعود مهدی موعودخالت بتا به عارض نیکودیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۶۳غدیریه در مدح مولی الموالی علی علیهالسلامحبیب خلوتیم ای نگار هر جائیدیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۶۶در مدح حلال مشکلات اسدالله الغالبکرده خوش جمع بهم چشم تو با بیماریدیوان اشعار › قصاید
- شمارهٔ ۱در مدح امیر البرره و قاتل الکفره علی علیهالسلاموقت است تا شویم ز هر کس کناره جویدیوان اشعار › ترکیبات
- شمارهٔ ۱۱در تهنیت عید مولودای که در خم گیسو بستهای به زنجیرمدیوان اشعار › ترکیبات
- شمارهٔ ۴زین سرونشان یافتم آن سرونشان رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵زاهدا کمتر نصیحت کن من دیوانه رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶چو من آراستم ز آیینه دل جلوهگاهش رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷هر گه بیفشانی به رخ زلف سیاه خویش رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹از آن ندیده کسی آفتاب روی تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰به چنگ آرم شبی گر طره جانانهٔ خود رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲تا بود زلف تو اسباب پریشانی مادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳جانا ز که آموختی این عشوه گری رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵شد به زلف یار هر که مبتلادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶گر نبینم روزی آن مهر جهان افروز رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ مادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸جانا ز روی خویش بر افکن نقاب رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱اگر به جرم محبت کنند پوست، مرادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳داده ام جا به سر هوای تو رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱بگشود تا به خنده لب نوشخند رادیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شرابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۳کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۵۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۵هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۶نه خط بروی تو کین میر کشور زنگ استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۷غم چندی بدل زار بغم مدغم ماستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۸خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۶۹گفتم کمند عشق تو در گردن منستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۰هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۲تا شدم از گردش چشم تو مستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۳ای به فدای تو من و هر چه هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۴چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۵دلبران را همه سخت است دل و پیمان سستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷۶لب تو ریخت چنان آبروی آب حیاتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۳بیا ساقی از یکدو جام شرابدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشبدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۸۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۳کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۹۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۷نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸غم چندی بدل زار بغم مدغم ماستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹خوش میگذرد آنکه مرا روح روانستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰گفتم کمند عشق تو در گردن منستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳تا شدم از گردش چشم تو مستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۴ای به فدای تو من و هر چه هستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۵چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۷لب تو ریخت چنان آبروی آب حیاتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۸روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۹تا تار طرهٔ توام ای جان بچنگ نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰با آنکه دل معاینه ناظر بروی تستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۱ما را بجز از روی تو منظور نظر نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲شیرم ولی اسیر به دام غزال دوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۵هر آنچه فتنه در این عالم و هر آنچه بلاستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۶دور هجران را مگر اتمام نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۸خدای آنچه بزلف نگار چین انداختدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۲۹دل مرا ز کمندت سر رهائی نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۱هر که بدید از تو این فراخته قامتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۴دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۲ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۶جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۷تنها ستمت بهر من ای ماه جبین استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۴۹آنکس آگه ز پریشانی احوال من استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۱من و خاک سر آنکوی که دلدار آنجاستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۲خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفتدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۳من آنچه هست بعشق تو دادهام از دستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۴کارت ای یار بمن غیر ستمکاری نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۵بطرف باغ هر آن سرو کز زمین برخاستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۶دلم ز دست تو خون گشت و حجت هم این استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۵۹اگر که خانهٔ خمار دایمم وطن استدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۰تشبیه جمال تو به خورشید روا نیستدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۷ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۸ببزم دل چو برافروختم ز عشق سراجدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۶۹با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباحدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۰تعالی الله از این بالا وزین رخدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۱منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۲صبحدم باد صبا مشک فشان میآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۷۵جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۰نالهٔ من نی عجب گر جا به دلها میکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۴نالیدن مهجوران سوز دگری دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۷آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۸هزار بار به خون جگر طهارت کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۸۹هر چند دانمت مهر ای نازنین نباشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۰بر دل چو یاد لعل لب یار بگذرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۴ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه به عشق از سر اخلاص قدم زددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب میخواهددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو مانددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد آمددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۱۹تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۰برافکن پرده تا خورشید تابان از سما افتددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۱هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۲ما را به یمن عشق روا از توکام شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۳یار بی پرده عبث پرده ز عارض نگشایددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۶چندانکه سیل دیده من بیشتر شوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۸ساقی چه باده بود که بر من حواله کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۱دل آنچه داشت در بر دلبر نیاز کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۳دلم نظر سوی آن زلف پرشکن دارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۵نگارا جانم از هجر تو نالان تا بکی باشددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۳۸تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۰همه صحبت ز فراق وز وصالش دارنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۲بعد مرگ ار بسرم آن بت طناز آیددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۴جهان که هر دی و هر نوبهار گرید و خندددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۵دلم به طرهٔ پرچین یار افتد و خیزددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۷غم عشقت نه همین قصد دل و جانم کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۴۸دل ز قید غمت ای دوست رها نتوان کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۰ندهی کام مرا از لب خندان تا چنددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۲دل نیست هر آندل که دلارام ندارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۶دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بوددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارددیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگردیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوزدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید بازدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۱دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۲قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بسدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۰در گردنش آویخته گیسوی بلندشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۱در خمر طرهٔ طرار کمند اندازشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۳گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۴دوستان با که دهم شرح پریشانی خویشدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۶ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارضدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۷بی دوست دست میندهد بهر ما نشاطدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۸۹ای بندهٔ رخسار تو خورشید مشعشعدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۰صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۱عمریست تا به تیر غمت گشتهام هدفدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۵از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاکدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۲۹۷ای سر زلفت هزار سلسله عاقلدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۲من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۳گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۴به تو حیران شدن از چشم تر آموختهامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۵یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۰۷چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۱همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۲تا دل به مهر آن بت عیار بستهامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۴چون یاد از آن زلف سیه و آنخط زنگاری کنمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۵بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۶چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۷تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۱۸ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۰عمریست که در هجران میسوزم و میسازمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۱بخون خویش نویسم بروی لوح مزارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۲کی زبام تو من سوخته جان بر خیزمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۳سخن از زلف تو گویند دل و شانه به همدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۴اگر جدا کنی از تیغ بند از بندمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۵نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۷تا بدام تو من ای جان جهان افتادمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۸خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۲۹ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۰عشق یارب چه قماریست که نشناختهایمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۱چنان به عشق تو وارستهام ز ننگ و ز نامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۲من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۳از غم خال لب تو گوشه نشینمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۴شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۷دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۳۸بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۰دادهام جان رو نما تا روی جانان دیدهامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۱دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۲کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۳بس بدل هست خیال رخ نیکوی توامدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۷خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۴۹دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتمدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۱خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از مندیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۴سواد موی تو اندر بیاض روی نکودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۵ای دل من مبتلا در خم گیسوی تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۷ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تودیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۶۹آنکس که داده نسبت روی ترا بماهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکردهدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما آمدهایدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۲چشم مستت همه مردم کشد از بیباکیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۳چشم تو مینماید چون آهوی تتاریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۴داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۵نتوان گفت رخت را قمر آری آریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۶گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۷تا زدهام خویش به دیوانگیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۸گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاریدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۰۹هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۶دمی که پرده ز رخسار خود براندازیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۷چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۱۸چه غم که رفت ز من در ره تو جان و تنیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۴۲۲چه باک خار وجودم شد ار فنای گلیدیوان اشعار › غزلیات
- شمارهٔ ۷با شانه شبی بگفتم ای عقده گشادیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۸ای دوست بجان مایلم اکرام تو رادیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۶ای مهر تو کیش و عشق تو مذهب مادیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۱۲بیماری خود دوش نمودم به طبیبدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۶میآمد و شهد از لب خندان میریختدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۷از شمع بشب آتش سوزان میریختدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۰ای سجدهگه اهل وفا ابرویتدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۹عشق من دلسوخته و حسن تو شوخدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۱هر دل که اسیر عشق دلبر گردددیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴۳بالای تو هرگه که ز جا برخیزددیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۴ای سر و قدت بدلربائی مخصوصدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۹ای ساقی ماه وش در این ماه صیامدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۰یاد تو دمی به ملکت جم ندهمدیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۳خاکی که بکفش بودت از اصفاهاندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۳۴در عشق توام همین بس ای روح رواندیوان اشعار › رباعیات
- شمارهٔ ۷مکن از بیهنری عیب من دلشده رادیوان اشعار › مفردات
- شمارهٔ ۸گر من از جام می مست و خرابم نه عجبدیوان اشعار › مفردات
آیتی بیرجندی قرن چهاردهم · ۹ شعر
- شمارهٔ ۲الا ای طایر قدسی الا ای طوطی شیداگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۳ما مفلیسم و بر کرمت اعتماد ماگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۵ندیده برده ای از جا، دل رمیدهٔ من راگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۶به نیروی صف مژگان گشودی کشور دلهاگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۸چو دهقان تاک بنشاند، کند فردوس باغش راگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۹آن که داده است بدو آن همه زیبایی راگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۱۰خوش است موسم اردیبهشت و باغ صفاگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۱۱ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو راگزیدهٔ اشعار
- شمارهٔ ۱۲ز لعل روح فزا، زنده کن دل ما راگزیدهٔ اشعار