شمارهٔ ۳

غزلمتفاعلتن متفاعلتن

ای مرهم سینهٔ خستهٔ ما

وی مونس قلب شکستهٔ ما

ما بلبل شورانگیز توایم

ای تازه گل نو رستهٔ ما

در نغمه گری دستان تواند

در گلشن وحدت دستهٔ ما

پیوسته بود با نفخهٔ صور

این زمزمهٔ پیوستهٔ ما

برخاسته تا افق گردون

فریاد ز بخت نشستهٔ ما

کی حلقه شود در گردن یار

این دست بگردن بستهٔ ما

از مفتقر این غوغا چه عجب

وز این غزل برجستهٔ ما