شمارهٔ ۸۰

غزل

فرهٔ غرای تو چشم مرا خیره کرد

طرهٔ زیبای تو عقل مرا تیره کرد

برد به شیرین لبی شیرهٔ جان مرا

کام مرا شکرین بردن آن شیره کرد

سلسلهٔ موی تو یافت چه آشفتگی

رشتهٔ عمر مرا حلقهٔ زنجیره کرد

حسن تو ای مه جبین رهرو عشقم نمود

لطف تو ای نازنین طبع مرا چیره کرد

شیوهٔ عاشق کشی سیرهٔ معشوق ما است

آنچه به من می کند آن روش و سیره کرد

از پس عمری بزد جامهٔ تقوا به نیل

مفتقر از بس که از روی و ریا زیره کرد