شمارهٔ ۴

غزل

در عشق تو شهرهٔ آفاقم

دیوانهٔ حلقهٔ عشاقم

گر جلوه کنی ز رواق دلم

بیزار از حکمت اشراقم

از قید هوی گر باز شوم

شهباز اریکهٔ اطلاقم

جز خال و خط تو نمی بینم

طغرای صحیفهٔ اوراقم

از خلق کریم تو می طلبم

راهی بمکارم اخلاقم

در حسن ترا چون جفتی نیست

البته ز طاقت من طاقم

سرگشتهٔ کوی توام، چه کنم

با این هوس دل مشتاقم

ای فاقه و فقر تو مایهٔ فخر

من مفتقرم من مشتاقم