شمارهٔ ۹۱

غزل

ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم

ولی گرفتار بیداد رقیبان شدم

پس از زمانی مدید جامهٔ تقوی درید

زبسکه با بخت خویش دست و گریبان شدم

چه صبح روشن اگر شهرهٔ شهرم ولی

ز طالع تیره چون بخت غریبان شدم

اگر نزد دانهٔ خال تو راه خیال

ولی بدام قریب دلفریبان شدم

در آرزوی تو عمر به بی نصیبی گذشت

نصیبم آن شد که من ز بی نصیبان شدم

علاج درد من از طبیب حاذق مپرس

که من بدین حالت از دست طبیبان شدم

برای لیلی طلب، شیوهٔ مجنون خوش است

چرا که سرگشتهٔ وضع لبیبان شدم

ادب توقع مکن مفتقر از عاشقان

که من گرفتار سالوس ادیبان شدم