شمارهٔ ۷۳
بخت شود یار، یار اگر بگذارد
یا فلک کجمدار اگر بگذارد
نغمهٔ بلبل خوشست و عشوهٔ سنبل
داغ دل لاله زار اگر بگذارد
از پی شام فراق صبح وصال است
گردش لیل و نهار اگر بگذارد
گوشهٔ خلوت توان قرار گرفتن
شوق دل بی قرار اگر بگذارد
جان بود آئینهٔ تجلی جانان
نیک نظر کن غبار اگر بگذارد
همچو کلیمند عارفان «ارنی» گوی
غیرت روی نگار اگر بگذارد
تا به فلک می رسد نوای «انا الحق»
از لب عشاق دار اگر بگذارد
همت خضرم کشد به چشمهٔ حیوان
جام می خوشگوار اگر بگذارد
شهرهٔ شهرم به عشق روی نکویان
تا محک اختیار اگر بگذارد
مست غروریم و مدعی حضوریم
محتسب هوشیار اگر بگذارد
کار شود ساز از عنایت یزدان
اهرمن تا بکار اگر بگذارد
بندهٔ سرکش قرین آتش قهر است
لطف خداوندگار اگر بگذارد
مفتقر از دامن تو دست ندارد
تفرقهٔ روزگار اگر بگذارد