شمارهٔ ۵۷

غزل

براستان که سر من بر آستانهٔ تست

نوای روز و شبم شور عاشقانهٔ تست

هماره تیر دلم را به تیر غمزه مزن

چرا که پرورش او به آب و دانهٔ تست

مرا ز دام هوا و هوس رهائی بخش

که این همای همایون ز آشیانهٔ تست

دل ار بملک دو گیتی نمی دهم چه عجب

از آنکه گوهر یک دانهٔ خزانهٔ تست

فضای سینه اگر رشک طور سینا شد

حریم قدس تو و پیشگاه خانهٔ تست

اگرچه بانگ انا الحق ز غیر حق نسزد

ولی به گوش من این نغمه ها ترانهٔ تست

بگیر داد من از چرخ پیر و بیدادش

مگر نه شیر فلک رام تازیانهٔ تست

نچات مفتقر از ورطهٔ بلاعجب است

ولی امید به الطاف خسروانهٔ تست