غزلیات

غروی اصفهانی · دیوان کمپانی

۱۳۳ شعر

  1. شمارهٔ ۱ای شمع جهان افروز بیا
  2. شمارهٔ ۲ای خاک درت جام جم ما
  3. شمارهٔ ۳ای مرهم سینهٔ خستهٔ ما
  4. شمارهٔ ۴در عشق تو شهرهٔ آفاقم
  5. شمارهٔ ۵صهبای خم تو خرابم کرد
  6. شمارهٔ ۶عمریست که دست و گریبانم
  7. شمارهٔ ۷مهر تو رسانده بماه مرا
  8. شمارهٔ ۸ای بستهٔ بند هوی و هوس
  9. شمارهٔ ۹تا نخل امیدم را تو بری
  10. شمارهٔ ۱۰هر کس که بعهد وفا نکند
  11. شمارهٔ ۱۱آن دل که بیاد شما نبود
  12. شمارهٔ ۱۲چشمی که ز عشق نمی دارد
  13. شمارهٔ ۱۳هر کس خط و خال تو می جوید
  14. شمارهٔ ۱۴با نیک و بد دنیا خوش باش
  15. شمارهٔ ۱۵افسوس که گوهر نفس نفیس
  16. شمارهٔ ۱۶آن سینه که مهر تو مه دارد
  17. شمارهٔ ۱۷برقی از غمزهٔ مستی زد
  18. شمارهٔ ۱۸یار آنچه بسینهٔ سینا کرد
  19. شمارهٔ ۱۹هر کس بتو دست تولی زد
  20. شمارهٔ ۲۰ای بسته دل اندر خوان طمع
  21. شمارهٔ ۲۱ای محور دایره ملکوت
  22. شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را برده
  23. شمارهٔ ۲۳ای داغ تو لالهٔ باغ دلم
  24. شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرد
  25. شمارهٔ ۲۵آن کیست که بستهٔ بند تو نیست
  26. شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرا
  27. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  28. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
  29. شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوخته‌ام
  30. شمارهٔ ۳۰از یار نیاز ندیده کسی
  31. شمارهٔ ۳۱تنها نه منم به کمند هوا
  32. شمارهٔ ۳۲آن سینه که تیر ترا هدفست
  33. شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گل
  34. شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارم
  35. شمارهٔ ۳۵آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
  36. شمارهٔ ۳۶تا رایت عشق افراخته ام
  37. شمارهٔ ۳۷ای در طلبت همه عالم گم
  38. شمارهٔ ۳۸از عشق تو اندر تاب و تبم
  39. شمارهٔ ۳۹ای روی تو قبلهٔ حاجاتم
  40. شمارهٔ ۴۰از جان بگذر جانان بطلب
  41. شمارهٔ ۴۱تا بی خبری ز ترانهٔ دل
  42. شمارهٔ ۴۲به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را
  43. شمارهٔ ۴۳فروغ حسن تو داده است چشم بینا را
  44. شمارهٔ ۴۴جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را
  45. شمارهٔ ۴۵دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
  46. شمارهٔ ۴۶ای روح روان تند مرو وامش رویدا
  47. شمارهٔ ۴۷من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی
  48. شمارهٔ ۴۸تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی
  49. شمارهٔ ۴۹ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب
  50. شمارهٔ ۵۰کعبهٔ کوی تو رشک خلد برین است
  51. شمارهٔ ۵۱صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
  52. شمارهٔ ۵۲از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
  53. شمارهٔ ۵۳مذمت عاشقان ز پستی همت است
  54. شمارهٔ ۵۴دلی که شیفتهٔ روی آن پریزاد است
  55. شمارهٔ ۵۵هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
  56. شمارهٔ ۵۶در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
  57. شمارهٔ ۵۷براستان که سر من بر آستانهٔ تست
  58. شمارهٔ ۵۸جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست
  59. شمارهٔ ۵۹جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
  60. شمارهٔ ۶۰مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست
  61. شمارهٔ ۶۱تا دل آشفته ام شیفتهٔ روی تست
  62. شمارهٔ ۶۲گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
  63. شمارهٔ ۶۳ما را به جهان جز به تو کاری نبود
  64. شمارهٔ ۶۴فدائیان ره عشق دوست مرد رهند
  65. شمارهٔ ۶۵مژدهٔ باد زندان را قاصد صبا آمد
  66. شمارهٔ ۶۶مرا در سر بود شوری که در هر سر نمی‌گنجد
  67. شمارهٔ ۶۷گر تیر غمی به شست گیرد
  68. شمارهٔ ۶۸رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمی‌داند
  69. شمارهٔ ۶۹آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
  70. شمارهٔ ۷۰سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد
  71. شمارهٔ ۷۱خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود
  72. شمارهٔ ۷۲عاشق از فتنهٔ معشوق هراسان نشود
  73. شمارهٔ ۷۳بخت شود یار، یار اگر بگذارد
  74. شمارهٔ ۷۴به جرم آنکه عاشقم ز من کناره می‌کند
  75. شمارهٔ ۷۵دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
  76. شمارهٔ ۷۶گهی به کعبهٔ جانان سفر توانی کرد
  77. شمارهٔ ۷۷سینهٔ تنگم مجال آه ندارد
  78. شمارهٔ ۷۸تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
  79. شمارهٔ ۷۹هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
  80. شمارهٔ ۸۰فرهٔ غرای تو چشم مرا خیره کرد
  81. شمارهٔ ۸۱اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
  82. شمارهٔ ۸۲عاکفان حرمت قبلهٔ اهل کرمند
  83. شمارهٔ ۸۳گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
  84. شمارهٔ ۸۴تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشتر
  85. شمارهٔ ۸۵خوشست از دوست گر لطفست و گر قهر
  86. شمارهٔ ۸۶ای از خط تو سبز لب جویبار عمر
  87. شمارهٔ ۸۷گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیس
  88. شمارهٔ ۸۸آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
  89. شمارهٔ ۸۹گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
  90. شمارهٔ ۹۰نقطهٔ خال تو را من که چنان حیرانم
  91. شمارهٔ ۹۱ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
  92. شمارهٔ ۹۲نقطهٔ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
  93. شمارهٔ ۹۳دیرگاهی است پناهندهٔ این درگاهم
  94. شمارهٔ ۹۴هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
  95. شمارهٔ ۹۵ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
  96. شمارهٔ ۹۶از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم
  97. شمارهٔ ۹۷هر که را عشق بود ساقی و عقلست ندیم
  98. شمارهٔ ۹۸لالهٔ روی تو را شمع جهان افروزم
  99. شمارهٔ ۹۹به امید روی دلدار ز آبرو گذشتم
  100. شمارهٔ ۱۰۰تا شد آواره ز اقلیم حقیقت پدرم
  101. شمارهٔ ۱۰۱بریدم از همه پیوند و بر تو دل بستم
  102. شمارهٔ ۱۰۲چون خم عشق ازل تا به ابد می‌جوشم
  103. شمارهٔ ۱۰۳من به ناخن غم سینه می‌خراشم
  104. شمارهٔ ۱۰۴من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
  105. شمارهٔ ۱۰۵به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
  106. شمارهٔ ۱۰۶سروش غیب دوشم نکته‌ای را گفت در گوشم
  107. شمارهٔ ۱۰۷ز اقلیم حقیقت تا طبیعت رخت بر بستم
  108. شمارهٔ ۱۰۸بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
  109. شمارهٔ ۱۰۹لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
  110. شمارهٔ ۱۱۰سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
  111. شمارهٔ ۱۱۱که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنون
  112. شمارهٔ ۱۱۲تا چند باشی از ما گریزان
  113. شمارهٔ ۱۱۳اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویان
  114. شمارهٔ ۱۱۴مائیم مست باده روز الست تو
  115. شمارهٔ ۱۱۵صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
  116. شمارهٔ ۱۱۶زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
  117. شمارهٔ ۱۱۷آبرومندم به عشق روی تو
  118. شمارهٔ ۱۱۸ای که بر اوج نه فلک دام هوس فکنده‌ای
  119. شمارهٔ ۱۱۹اگر روزانه باشد یا شبانه
  120. شمارهٔ ۱۲۰ای شاهد عالم‌سوز در حسن و دلارایی
  121. شمارهٔ ۱۲۱دمی با تو بودن که جان جهانی
  122. شمارهٔ ۱۲۲که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانی
  123. شمارهٔ ۱۲۳صنما به جان‌نثاران ز چه رو نظر نداری
  124. شمارهٔ ۱۲۴لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
  125. شمارهٔ ۱۲۵اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
  126. شمارهٔ ۱۲۶دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
  127. شمارهٔ ۱۲۷نیست در عالم ز من مسکین تری
  128. شمارهٔ ۱۲۸گر سوی ملک عدم باز بیابی راهی
  129. شمارهٔ ۱۲۹در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی
  130. شمارهٔ ۱۳۰رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی
  131. شمارهٔ ۱۳۱خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی
  132. شمارهٔ ۱۳۲دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
  133. شمارهٔ ۱۳۳صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتی