شمارهٔ ۱۴
با نیک و بد دنیا خوش باش
چون بادهٔ صافی بیغش باش
بر خاک چو آب برم آرام
وز باد هوی نه چو آتش باش
از خلق زمانه کناره بگیر
یا با همگی بکشاکش باش
با مردم نادان کله مزن
تسلیم کن و بز اخفش باش
از دیو طبیعت دوری کن
دیوانهٔ یار پریوش باش
جمعیت خاطر اگر طلبی
چون زلف نگار مشوش باش
گر نقش نگار همی جوئی
از اشک و سرشک منقش باش
چون مفتقر اندر کوی وفا
از روی نیاز بلاکش باش