شمارهٔ ۹۶

غزل

از رقیبان تو تا چند من اندیشه کنم

بیخ اندیشهٔ بد را چه خوش از ریشه کنم

پیش بینی کند از مرحلهٔ عشقم دور

شیوهٔ رندی و مستی پس از این پیشه کنم

بیشهٔ شیر هوا را بزنم آتش عشق

تا کی از کم خردی بیمی از این بیشه کنم

ریشهٔ تفرقه را بر کنم از این دل ریش

تا که در گلشن توحید مگر ریشه کنم

از ره صدق و صفا راه وفا گیرم پیش

تا به کی پیروی خلق جفا پیشه کنم

مفتقر سینه زند جوش ز سودای نگار

چارهٔ درد دل خویش از این شیشه کنم