محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
- شمارهٔ ۱۲وداع جناب سکینه با جناب علی اکبرالوداع ای سرو ناز گلشن جان الوداعلآلی منظومه
- شمارهٔ ۱۷ایضااگر صبح قیامت را شبی هست آن شب است امشبلآلی منظومه
- شمارهٔ ۱زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ماغزلیات
- شمارهٔ ۲چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه راغزلیات
- شمارهٔ ۳بستی برشته سر مو پای و دست ماغزلیات
- شمارهٔ ۴بجان دوست که از درمران گدائی راغزلیات
- شمارهٔ ۵چند در بند کشم این دلِ هرجایی راغزلیات
- شمارهٔ ۶نفس بازپسین است ز هجرت جان راغزلیات
- شمارهٔ ۷در کمالت چه دهم داد سخندانی راغزلیات
- شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما راغزلیات
- شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجاغزلیات
- شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب راغزلیات
- شمارهٔ ۱۱سالها گوشه غم بود دل ریش مراغزلیات
- شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبرآسا راغزلیات
- شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد بهسر فصل خزان راغزلیات
- شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پردهدر مراغزلیات
- شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشبغزلیات
- شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوستغزلیات
- شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن استغزلیات
- شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست استغزلیات
- شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفتغزلیات
- شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب استغزلیات
- شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب استغزلیات
- شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیستغزلیات
- شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین استغزلیات
- شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامتغزلیات
- شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبتغزلیات
- شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان استغزلیات
- شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر استغزلیات
- شمارهٔ ۳۰آن نه زلفیست که پیچیده به دور ذقن استغزلیات
- شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند استغزلیات
- شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامتغزلیات
- شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند استغزلیات
- شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیستغزلیات
- شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مستغزلیات
- شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیستغزلیات
- شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشتغزلیات
- شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تستغزلیات
- شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیستغزلیات
- شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیستغزلیات
- شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین استغزلیات
- شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذردغزلیات
- شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن داردغزلیات
- شمارهٔ ۴۴آن نه مست است که می خورد و ببازار افتادغزلیات
- شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدندغزلیات
- شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آیدغزلیات
- شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتدغزلیات
- شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش بادغزلیات
- شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشدغزلیات
- شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سودغزلیات
- شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشدغزلیات
- شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کندغزلیات
- شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبودغزلیات
- شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در مینرودغزلیات
- شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهادغزلیات
- شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بودغزلیات
- شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رودغزلیات
- شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانهٔ خمار افتدغزلیات
- شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبودغزلیات
- شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشدغزلیات
- شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آیدغزلیات
- شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر میشدغزلیات
- شمارهٔ ۶۷عنبرینموی تو ، بر طرف جبین میگذردغزلیات
- شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شدغزلیات
- شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزدغزلیات
- شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادمغزلیات
- شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانهٔ خمار شویمغزلیات
- شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بودغزلیات
- شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آوردغزلیات
- شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان داردغزلیات
- شمارهٔ ۷۵افسرده دلان شورت نادیده بسر داردغزلیات
- شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبودغزلیات
- شمارهٔ ۷۷گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانندغزلیات
- شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب میسازندغزلیات
- شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شودغزلیات
- شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذردغزلیات
- شمارهٔ ۸۱عمری که بیتو ای مه نوشاد میرودغزلیات
- شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کندغزلیات
- شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانهٔ خمار افتادغزلیات
- شمارهٔ ۸۴انس من ای شیخ با می است و دف و عودغزلیات
- شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاهغزلیات
- شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکندغزلیات
- شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیرغزلیات
- شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخرغزلیات
- شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگرغزلیات
- شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشکبیزغزلیات
- شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوهگر از زلف مشکبیزغزلیات
- شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریشغزلیات
- شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیشغزلیات
- شمارهٔ ۹۴نه سر سیحهٔ زاهد نه چلیپای کشیشغزلیات
- شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد نالههای زار منشغزلیات
- شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتشغزلیات
- شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانشغزلیات
- شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانشغزلیات
- شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملولغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرهٔ عنبر شکنمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به همغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون میرود ز چشم ترمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادمغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموختهامغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به همغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتمغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین منغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمرانغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲به خطا میرمد آن نرگسِ فتّان از منغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذارانغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۵دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کنغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۶من و وصال تو از خواب عجب خیالست اینغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از منغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۹بر جو فلک ز شعلهٔ آهم کرانهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۰طوقی ز خط بدور زنخدان کشیدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۱سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شدهایغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۲از هر طرف که پای به پیچم ز کوی توغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از اوغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۵امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داریغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۶دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دلنشین، چو خدنگ غمزه رها کنیغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییریغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ میزنیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامیغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمیغزلیات