غزل

نیر تبریزی

۱۴۶ شعر

  1. شمارهٔ ۱۲وداع جناب سکینه با جناب علی اکبرالوداع ای سرو ناز گلشن جان الوداعلآلی منظومه
  2. شمارهٔ ۱۷ایضااگر صبح قیامت را شبی هست آن شب است امشبلآلی منظومه
  3. شمارهٔ ۱زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ماغزلیات
  4. شمارهٔ ۲چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه راغزلیات
  5. شمارهٔ ۳بستی برشته سر مو پای و دست ماغزلیات
  6. شمارهٔ ۴بجان دوست که از درمران گدائی راغزلیات
  7. شمارهٔ ۵چند در بند کشم این دلِ هرجایی راغزلیات
  8. شمارهٔ ۶نفس بازپسین است ز هجرت جان راغزلیات
  9. شمارهٔ ۷در کمالت چه دهم داد سخندانی راغزلیات
  10. شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما راغزلیات
  11. شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجاغزلیات
  12. شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب راغزلیات
  13. شمارهٔ ۱۱سال‌ها گوشه غم بود دل ریش مراغزلیات
  14. شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبر‌آسا راغزلیات
  15. شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان راغزلیات
  16. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مراغزلیات
  17. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشبغزلیات
  18. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوستغزلیات
  19. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیستغزلیات
  20. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیستغزلیات
  21. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن استغزلیات
  22. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست استغزلیات
  23. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفتغزلیات
  24. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب استغزلیات
  25. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب استغزلیات
  26. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیستغزلیات
  27. شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین استغزلیات
  28. شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامتغزلیات
  29. شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبتغزلیات
  30. شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان استغزلیات
  31. شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر استغزلیات
  32. شمارهٔ ۳۰آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن استغزلیات
  33. شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند استغزلیات
  34. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامتغزلیات
  35. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند استغزلیات
  36. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیستغزلیات
  37. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مستغزلیات
  38. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیستغزلیات
  39. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشتغزلیات
  40. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تستغزلیات
  41. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیستغزلیات
  42. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیستغزلیات
  43. شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین استغزلیات
  44. شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذردغزلیات
  45. شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن داردغزلیات
  46. شمارهٔ ۴۴آن نه مست است که می خورد و ببازار افتادغزلیات
  47. شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آیدغزلیات
  48. شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آیدغزلیات
  49. شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدندغزلیات
  50. شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آیدغزلیات
  51. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتدغزلیات
  52. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش بادغزلیات
  53. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشدغزلیات
  54. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سودغزلیات
  55. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشدغزلیات
  56. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کندغزلیات
  57. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبودغزلیات
  58. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرودغزلیات
  59. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهادغزلیات
  60. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بودغزلیات
  61. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رودغزلیات
  62. شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آیدغزلیات
  63. شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آیدغزلیات
  64. شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانهٔ خمار افتدغزلیات
  65. شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبودغزلیات
  66. شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشدغزلیات
  67. شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آیدغزلیات
  68. شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شدغزلیات
  69. شمارهٔ ۶۷عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذردغزلیات
  70. شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شدغزلیات
  71. شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزدغزلیات
  72. شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادمغزلیات
  73. شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانهٔ خمار شویمغزلیات
  74. شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بودغزلیات
  75. شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آوردغزلیات
  76. شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان داردغزلیات
  77. شمارهٔ ۷۵افسرده دلان شورت نادیده بسر داردغزلیات
  78. شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبودغزلیات
  79. شمارهٔ ۷۷گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانندغزلیات
  80. شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازندغزلیات
  81. شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شودغزلیات
  82. شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذردغزلیات
  83. شمارهٔ ۸۱عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رودغزلیات
  84. شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کندغزلیات
  85. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانهٔ خمار افتادغزلیات
  86. شمارهٔ ۸۴انس من ای شیخ با می است و دف و عودغزلیات
  87. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاهغزلیات
  88. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکندغزلیات
  89. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیرغزلیات
  90. شمارهٔ ۸۸ز تاب زلف تو نارسته خط دمید آخرغزلیات
  91. شمارهٔ ۸۹نه در آزردن دلها چو تو خودرای دگرغزلیات
  92. شمارهٔ ۹۰هندوی چشم و خال و خط و زلف مشک‌بیزغزلیات
  93. شمارهٔ ۹۱شد روی یار جلوه‌گر از زلف مشک‌بیزغزلیات
  94. شمارهٔ ۹۲ای جوان کاین همه آتش زنیم بر دل و ریشغزلیات
  95. شمارهٔ ۹۳گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیشغزلیات
  96. شمارهٔ ۹۴نه سر سیحهٔ زاهد نه چلیپای کشیشغزلیات
  97. شمارهٔ ۹۵کجا به گوش رسد ناله‌های زار منشغزلیات
  98. شمارهٔ ۹۶عاشق که رنج عشق نداند ز راحتشغزلیات
  99. شمارهٔ ۹۷جهان دریای خوناب است و ناپیداست پایانشغزلیات
  100. شمارهٔ ۹۸دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانشغزلیات
  101. شمارهٔ ۹۹چشم بر صیدم نیفکند آنشکار افکن دریغغزلیات
  102. شمارهٔ ۱۰۰گفتم رقم کنم به تو حال دل ملولغزلیات
  103. شمارهٔ ۱۰۱من آن نیم که دل آزرده از جفای تو باشمغزلیات
  104. شمارهٔ ۱۰۲هر دم از یاد تو با چشم جدا گریم و مویمغزلیات
  105. شمارهٔ ۱۰۳با تو نخواهم رخ حور ای صنمغزلیات
  106. شمارهٔ ۱۰۴گر مساعد شود آن طرهٔ عنبر شکنمغزلیات
  107. شمارهٔ ۱۰۵خم ابروی تو تا با مژه پیوست به همغزلیات
  108. شمارهٔ ۱۰۶که برگذشت که خون می‌رود ز چشم ترمغزلیات
  109. شمارهٔ ۱۰۷بپای دار کشد محتسب ز میکده مستمغزلیات
  110. شمارهٔ ۱۰۸می بنالم که بسر وقت رسد صیادمغزلیات
  111. شمارهٔ ۱۰۹خیز تا معتکف خانه خمار شویمغزلیات
  112. شمارهٔ ۱۱۰زنی چو آتش می ساقیا بخر من هوشمغزلیات
  113. شمارهٔ ۱۱۱به سرم فتاده شوری که ز خود خبر ندارمغزلیات
  114. شمارهٔ ۱۱۲دل به دریا زدن از چشم تر آموخته‌امغزلیات
  115. شمارهٔ ۱۱۳دل گسست از من و با چشم تو پیوست به همغزلیات
  116. شمارهٔ ۱۱۴سر گران تا کی ز من ساقی بده رطلی گرانمغزلیات
  117. شمارهٔ ۱۱۵عهدها شد که نکردی به نگاهی شادمغزلیات
  118. شمارهٔ ۱۱۶من ای حریف نه مرد شراب گلگونمغزلیات
  119. شمارهٔ ۱۱۷خون شد دل از علایق ناسوت کثرتمغزلیات
  120. شمارهٔ ۱۱۸ای صنم کز چشم کافر کیش بردی دین منغزلیات
  121. شمارهٔ ۱۱۹ای غلام بر سیمین تو زرین کمرانغزلیات
  122. شمارهٔ ۱۲۰ساقی کناف بوالهوسان از پیاله کنغزلیات
  123. شمارهٔ ۱۲۱ای ساقی جان آبی بر آتشم از می زنغزلیات
  124. شمارهٔ ۱۲۲به خطا می‌رمد آن نرگسِ فتّان از منغزلیات
  125. شمارهٔ ۱۲۳بگذار تا بماند چشمم به رهگذارانغزلیات
  126. شمارهٔ ۱۲۴عمر این گردش ایام چه خواهد بودنغزلیات
  127. شمارهٔ ۱۲۵دلا گر گوهر مقصود خواهی دیده دریا کنغزلیات
  128. شمارهٔ ۱۲۶من و وصال تو از خواب عجب خیالست اینغزلیات
  129. شمارهٔ ۱۲۷چند بیهوده دلا اینهمه افغان از منغزلیات
  130. شمارهٔ ۱۲۸ای که با لشکر مژگان دراز آمده‌ایغزلیات
  131. شمارهٔ ۱۲۹بر جو فلک ز شعلهٔ آهم کرانه‌ایغزلیات
  132. شمارهٔ ۱۳۰طوقی ز خط بدور زنخدان کشیده‌ایغزلیات
  133. شمارهٔ ۱۳۱سخت ای لعبت شیرین همه جا رو شده‌ایغزلیات
  134. شمارهٔ ۱۳۲از هر طرف که پای به پیچم ز کوی توغزلیات
  135. شمارهٔ ۱۳۳سوزنده آتشی که شود پخته خام از اوغزلیات
  136. شمارهٔ ۱۳۴ای صورت زیبای تو مرآت معانیغزلیات
  137. شمارهٔ ۱۳۵امشب اگر ای نائی آهنگ دگر داریغزلیات
  138. شمارهٔ ۱۳۶دلم بخستی و در خون گذاشتی و گذشتیغزلیات
  139. شمارهٔ ۱۳۷چمنی دیدم و کردم قدمی چند خرامیغزلیات
  140. شمارهٔ ۱۳۸ز کمان ابروی دل‌نشین، چو خدنگ غمزه رها کنیغزلیات
  141. شمارهٔ ۱۳۹نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییریغزلیات
  142. شمارهٔ ۱۴۰خنک آن شبی که او رخ بفروزد از شرابیغزلیات
  143. شمارهٔ ۱۴۱در خاطر منی و به دل تیغ می‌زنیغزلیات
  144. شمارهٔ ۱۴۲شبی پرسیدم از خلوت نشینیغزلیات
  145. شمارهٔ ۱۴۳بر آن سری که بگیری ز لعل او کامیغزلیات
  146. شمارهٔ ۱۴۴من خود مجرّد از همه نام و نشانمیغزلیات