شمارهٔ ۲۴۱

غزلمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟

مژگان تر و لب تشنه و دل خون، چه کند کس؟

از دست برون رفته عنان داری اشکم

طوفان بهار است، به جیحون چه کند کس؟