شمارهٔ ۲۴۰

غزلفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل طلب کرد، از آن غمزه، عتابی که مپرس

به اشارت نگهش داد جوابی که مپرس

یک تبسّم، دل مخمور مرا برد ز دست

در قدح لعل لبش داشت شرابی که مپرس