شمارهٔ ۴۷

قطعه

قطعه

پرسید سائلی ز من آن آب خشگ چیست

کز چشمه کشت جاری و آن چشمه تر نکرد

گفتم که هست آن ادبیات بی‌فروغ

کاندر وجود قائل خود هم اثر نکرد