محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
سایر اشعار
نیر تبریزی
۸۷ شعر
- شمارهٔ ۱مثنوی ساقی نامهبیا ساقی ای محرم راز من
- شمارهٔ ۲قصیدهٔ ساقی نامهساقی بیار باده که شد مام روزگار
- شمارهٔ ۳در باب کتاب خیرات حسان گفتهز خیرات حسان آمد یقینم
- شمارهٔ ۴متفرقهگفتم آید چو شوم پیر دل از زلف تو باز
- شمارهٔ ۵ولهمشکل به تو افتاده مرا و نتوان گفت
- شمارهٔ ۶گر نیست مه رخت ز چه رو از شکنج زلف
- شمارهٔ ۷زآه من دل آن سنگدل به تنگ آمد
- شمارهٔ ۸بس که از آه سحر مشعله روشن کردم
- شمارهٔ ۹طاقتم نیست دلا بار غم هجران را
- شمارهٔ ۱۰کافر عشقم و سودای بتانم دین است
- شمارهٔ ۱۱قطعهآمد آهسته شب به بستر من
- شمارهٔ ۱۲اگرم ز بی نیازی همه خوار و زار دارد
- شمارهٔ ۱۳کشتیم زار و نکردی نگه از ناز به رویم
- شمارهٔ ۱۴نه تیر رفته بسوی کمان فراز آید
- شمارهٔ ۱۵دلم چگونه نپیچَد به خُود ، چُو مار امشب،
- شمارهٔ ۱۶دلبرا الفت رندان کهن کار تو نیست
- شمارهٔ ۱۷پاس خوددار که تو مست و حریف عیار است
- شمارهٔ ۱۸هرزه گردی نه سزای چو تو شیرین پسر است
- شمارهٔ ۱۹دل چو بر عهد تو ای خسرو خوبان ستم
- شمارهٔ ۲۰بسکه در صورت زیبای تو حیران بودم
- شمارهٔ ۲۱همه شب چشم من و صبح گریبان تو بود
- شمارهٔ ۲۲چه خطا شد ز من ایخسرو فرخ زادم
- شمارهٔ ۲۳گفتمت چونتو من دلشده را یار شوی
- شمارهٔ ۲۴با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است
- شمارهٔ ۲۵دانم بمقصد چیستی ای آهوی ختا
- شمارهٔ ۲۶با همه سستی که در معاهده داری
- شمارهٔ ۲۷در حیرتم از شوخی آنچشم سیه مست
- شمارهٔ ۲۸جدا ز گوشهٔ چشم تو گوشهٔ نگزیدم
- شمارهٔ ۲۹المنه الله که می وصل بجام است
- شمارهٔ ۳۰ای برازنده به بالای تو تشریف خدائی
- شمارهٔ ۳۱دارم اندر تن دل ویرانهای
- شمارهٔ ۳۲نی به دل تاب نهفتن دارمش
- شمارهٔ ۳۳گر بپوشم سینه در تنگ آیدم
- شمارهٔ ۳۴ور بگویم قصه عامی فهم نیست
- شمارهٔ ۳۵هان ای معلم تا کی باکراه
- شمارهٔ ۳۶شمیم نافه میدهد نسیم جویبارها
- شمارهٔ ۳۷گفتم رقم کنم بتو حال دل خراب
- شمارهٔ ۳۸چشمت چو تیر غمزه گشاد از کمان دهد
- شمارهٔ ۳۹ندیدم در وطن روی نشاط آخر سفر کردم
- شمارهٔ ۴۰هر شب از یاد خطت از جگر سوختگان
- شمارهٔ ۴۱زیبانگار من دل ما را که بردهای
- شمارهٔ ۴۲بیدلان جمله پشیمان که چرا داد دل از کف
- شمارهٔ ۴۳ایصبا نکهت آنزلف پریشان بمن آر
- شمارهٔ ۴۴آن تار زلف بر دل و آنشانه کردنت
- شمارهٔ ۴۵حالی نداد روی ز درس ادب مرا
- شمارهٔ ۴۶در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتاب
- شمارهٔ ۴۷تا سر زلف تو در دست نسیم سحر است
- شمارهٔ ۴۸دل که آزاد ز زنجیر بلا و محن است
- شمارهٔ ۴۹تعلیم او نکرد معلم حدیث عشق
- شمارهٔ ۵۰همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوست
- شمارهٔ ۵۱دلم از یاد هجر دوست خون است
- شمارهٔ ۵۲مرا تنگست در دل منزل دوست
- شمارهٔ ۵۳گرچه در پای فکندی چو سرموی مرا
- شمارهٔ ۵۴نقش وصل توام از ششدرغم ره نگشود
- شمارهٔ ۵۵روی بنما و به پای تو فشانم جان را
- شمارهٔ ۵۶ز پریشانی ما کی شود آگاه کسی
- شمارهٔ ۵۷عکس تو تا بر آینهٔ ساغر اوفتاد
- شمارهٔ ۵۸گر مرا راه گدائی بسر کوی تو بود
- شمارهٔ ۵۹گر مرا در سر سودای تو شد جان سهل است
- شمارهٔ ۶۰شبهای وصل روز فراق آیدم بخواب
- شمارهٔ ۶۱به سر زلف تو کز زلف تو سر مینکشم
- شمارهٔ ۶۲رهم نمیدهد اغیار بر سر کویش
- شمارهٔ ۶۳جز دو ابروی کج یار بروی چونگار
- شمارهٔ ۶۴گر بدل از صحبتم داری ملال
- شمارهٔ ۶۵هزار شانه به زلف نگار خویش کشیدم
- شمارهٔ ۶۶دم شاهی زنم از بندگی حضرت تو
- شمارهٔ ۶۷گفتم هوای زلف تو از سر بدر کنم
- شمارهٔ ۶۸تا پی عربده مژگان تو پیوست به هم
- شمارهٔ ۶۹با سینه غمت را سروکار بست و گرنه
- شمارهٔ ۷۰با همه شعلهٔ آهی که شب از سینه بر آرم
- شمارهٔ ۷۱تضمینمنم امروز که در صنعت عشق استادم
- شمارهٔ ۷۲ساقیا ساغرِ دوشینه نَبُرد از هوشم
- شمارهٔ ۷۳دفتر دانش ما اشگروان پاک بشست
- شمارهٔ ۷۴ز هجر از پیش یار افغان نمیکردم چه میکردم
- شمارهٔ ۷۵هوای زلف تو تا جا گرفته در دل من
- شمارهٔ ۷۶در حلقهٔ گیسوی تو هر حلقه اسیری
- شمارهٔ ۷۷در ره بادیه کردیم سراغی تو بسی
- شمارهٔ ۷۸ای سرمهسای چشم بتان خاک راه تو
- شمارهٔ ۷۹آنقدر مهلتم از هجرده ایجان که بدل
- شمارهٔ ۸۰ای زلف ز بسکه خود پریشانی
- شمارهٔ ۸۱مصرعزنگاه چشم مستت گله بی حساب دارم
- شمارهٔ ۸۲مزن تیر بر سینه ام ناتوانی
- شمارهٔ ۸۳ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئی
- شمارهٔ ۸۴پی تیر نگاهی چند گیرم دامنت زخمی
- شمارهٔ ۸۵چه مژده بود که باد سحرگهی آورد
- شمارهٔ ۸۶هر زمانم که رسد جان به لب از تنگی دل
- شمارهٔ ۸۷خراب بادهام وز چشم ساقی چشم آن دارم