محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
- شمارهٔ ۱من و دیدن رقیبان هوسناک تو راغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مراغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مراغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴عشقت زهم برآورد یاران مهربان راغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵چون پیش یار قید و رهائی برابر استغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم استغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیستغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویتغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۹نمیگفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویتغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری ندادغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبندغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۸آزردهام به شکوه دل دلستان خودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱۹دل میشود هر روز خون تا او ز دل بیرون شودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین میبایدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۱روی ناشسته چو ماهش نگریدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۲بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسیدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۳باز جائی رفتهام کز روی یارم شرمسارغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۴ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یارغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۵هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگرغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتشغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه میترسمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراقغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترکغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاکغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کردهامغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بیپیچ و تابی نیستمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۴به خوبی ذرهای بودی چه در کوی تو جا کردمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بینور میبینمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۱بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندانغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۲بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنانغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۳کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردنغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۴چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۵گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۶اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۷دلم آزاد از دامش نمیگردد چه دامست اینغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۸در حلقه بتان است سر حلقه آن پری روغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۱قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۲چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان توغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۳شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران بهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بیغیرتیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیشدستیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
- شمارهٔ ۱زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعناغزلیات
- شمارهٔ ۲بعد هزار انتظار این فلک بیوفاغزلیات
- شمارهٔ ۳من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیداغزلیات
- شمارهٔ ۴درخشان شیشهای خواهم می رخشان در او پیداغزلیات
- شمارهٔ ۵ای ز دلرفته که دی سوختی از ناز مراغزلیات
- شمارهٔ ۶کسی ز روی چنان منع چون کند ما راغزلیات
- شمارهٔ ۷که زد بر یاریِ ما چشمزخمی اینچنین یاراغزلیات
- شمارهٔ ۸چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما راغزلیات
- شمارهٔ ۹مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما راغزلیات
- شمارهٔ ۱۰صبح آن که داشت پیش تو جام شراب راغزلیات
- شمارهٔ ۱۱هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب راغزلیات
- شمارهٔ ۱۲بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب راغزلیات
- شمارهٔ ۱۳اگر دل بر صف مژگان سیاهی میزند خود راغزلیات
- شمارهٔ ۱۴جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود راغزلیات
- شمارهٔ ۱۵ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز راغزلیات
- شمارهٔ ۱۶چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش راغزلیات
- شمارهٔ ۱۷شب که ز گریه میکنم دجله کنار خویش راغزلیات
- شمارهٔ ۱۸گر بهم میزدم امشب مژهٔ پر نم راغزلیات
- شمارهٔ ۱۹چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مراغزلیات
- شمارهٔ ۲۰شوق درون به سوی دری میکشد مراغزلیات
- شمارهٔ ۲۱روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مراغزلیات
- شمارهٔ ۲۲چو افکنده ببیند در خون تنم راغزلیات
- شمارهٔ ۲۳به افسون محو کردی شکوههای بیکرانم راغزلیات
- شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مراغزلیات
- شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان راغزلیات
- شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون راغزلیات
- شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو راغزلیات
- شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو راغزلیات
- شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو راغزلیات
- شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو راغزلیات
- شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای راغزلیات
- شمارهٔ ۳۲برین در میکشند امشب جهانپیما سمندی راغزلیات
- شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی راغزلیات
- شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلاغزلیات
- شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ماغزلیات
- شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ماغزلیات
- شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعناغزلیات
- شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوانهاغزلیات
- شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدنهاغزلیات
- شمارهٔ ۴۰عجب گیرنده راهی بود در عاشق رباییهاغزلیات
- شمارهٔ ۴۱دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتابغزلیات
- شمارهٔ ۴۲ای زیر مشق سر خط حسن تو افتابغزلیات
- شمارهٔ ۴۳برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقابغزلیات
- شمارهٔ ۴۴همچو شمعم هست شبها بیرخ آن آفتابغزلیات
- شمارهٔ ۴۵حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طنابغزلیات
- شمارهٔ ۴۶نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آبغزلیات
- شمارهٔ ۴۷نیست امروز شکست دلم از چشم پرآبغزلیات
- شمارهٔ ۴۸رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشبغزلیات
- شمارهٔ ۴۹خیالش را به نوعی انس در جان من است امشبغزلیات
- شمارهٔ ۵۰بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشبغزلیات
- شمارهٔ ۵۱وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیبغزلیات
- شمارهٔ ۵۲یگانهای در دل میزند به دست ارادتغزلیات
- شمارهٔ ۵۳چو هجر راه من تشنه در سراب انداختغزلیات
- شمارهٔ ۵۴دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداختغزلیات
- شمارهٔ ۵۵آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساختغزلیات
- شمارهٔ ۵۶داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوختغزلیات
- شمارهٔ ۵۷هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارتغزلیات
- شمارهٔ ۵۸این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن استغزلیات
- شمارهٔ ۵۹دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونستغزلیات
- شمارهٔ ۶۰نخل قد خم گشته که پرورده دردستغزلیات
- شمارهٔ ۶۱باز این چه زلف از طرف رخ نمودن استغزلیات
- شمارهٔ ۶۲زخم جفای یار که بر سینه مرهم استغزلیات
- شمارهٔ ۶۳کنون که خنجر بیداد یار خونریز استغزلیات
- شمارهٔ ۶۴زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت استغزلیات
- شمارهٔ ۶۵به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاستغزلیات
- شمارهٔ ۶۶چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاستغزلیات
- شمارهٔ ۶۷رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداستغزلیات
- شمارهٔ ۶۸با من بدی امروز زاطوار تو پیداستغزلیات
- شمارهٔ ۶۹گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر استغزلیات
- شمارهٔ ۷۰تو را بسوی رقیبان گذار بسیار استغزلیات
- شمارهٔ ۷۱با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر استغزلیات
- شمارهٔ ۷۲آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر استغزلیات
- شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس استغزلیات
- شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش استغزلیات
- شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام استغزلیات
- شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماستغزلیات
- شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من استغزلیات
- شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین استغزلیات
- شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواستغزلیات
- شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته استغزلیات
- شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده استغزلیات
- شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده استغزلیات
- شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده استغزلیات
- شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده استغزلیات
- شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بستغزلیات
- شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بستغزلیات
- شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشستغزلیات
- شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشستغزلیات
- شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منستغزلیات
- شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوستغزلیات
- شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوستغزلیات
- شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوستغزلیات
- شمارهٔ ۹۳گل چهرهای که مرغ دلم صید دام اوستغزلیات
- شمارهٔ ۹۴حسن که تابان ز سراپای توستغزلیات
- شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توستغزلیات
- شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توستغزلیات
- شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توستغزلیات
- شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هستغزلیات
- شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی استغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمیدانم چیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بیزنجیر نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۳با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بیدل حلال نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۵چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۶ای گل امروز اداهای تو بیچیزی نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیستغزلیات
- شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۶بیپرده برآئی چو به صحرای قیامتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۷زین نقشخانه کی من دیوانه جویمتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایتغزلیات
- شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایتغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویتغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبثغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۲دادم از دست برون دامن دلبر به عبثغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبثغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعثغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۵گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاجغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۶گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاجغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۷اغیار را به صحبت جانان چه احتیاجغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۸درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کجغزلیات
- شمارهٔ ۱۴۹زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروحغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۰به زبان خرد این نکته صریح است صریحغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۱ای لبت زنده کرده نام مسیحغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۲دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریحغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آردغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت بادغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مبادغزلیات
- شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو بادغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده بادغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار دادغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۲خلل به دولت خان جهانستان مرسادغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یادغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۴چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبدغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۵نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتدغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۶دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمیگنجدغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۷دلم از غمش چه گویم که ره نفس نداردغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۸فضای کلبهٔ فقر آن قدر صفا داردغزلیات
- شمارهٔ ۱۶۹تنی زلالوش آن سرو گل قبا داردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۰سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران داردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۱به پیش اختر حسن تو مهر تاب نداردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۲کدام صحبت پنهان تو را چنین داردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۳دیگر که هوای گل خودروی تو داردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۴طبیب من ز هجر خود مرارنجور میداردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۵مرا خیال تو شبها به خواب نگذاردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۶چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۷بس که روز و شبم از دل سپه غم گذردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۸شبی که بر دلم آن ماه پاره میگذردغزلیات
- شمارهٔ ۱۷۹روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۰فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۱چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۲از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۳آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۴جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۵که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۶دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آوردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۷بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپروردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۸اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیردغزلیات
- شمارهٔ ۱۸۹اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیردغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۰چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۱چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۲خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۳چو عشق کوس سکون از گران عیاری زدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۴چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۵به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۶خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۷زخم او یکبارگی امروز بر جان میرسدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۸گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشدغزلیات
- شمارهٔ ۱۹۹ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۰به رهی کان سفری سرو روان خواهد شدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۱بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۲هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۳هر خون که از درون ز دل مبتلا چکدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۴دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۵دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۶چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمدغزلیات
- شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پریرو به وداع ما نیامدغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۰زلفش مرا به کوشش خود میکشد به بندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۱یار بیدردی غیر و غم ما میداندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۲ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۳بهترین طاقی که زیر طاق گردون بستهاندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۴یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۵یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۶دی همایون خبری مژده دهانم دادندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۷عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۸حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زندغزلیات
- شمارهٔ ۲۱۹گر از جمال جهانتاب او نقاب کشندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۰بلا به من که ندارم غم بقا چکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۱گر بر من آرمیده سمندش گذر کندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۲آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۳چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۴هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۵خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۶چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۷عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۸عجب که دولت من بیبقائیی نکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۲۹لعل تو در شکست من زمزمه بس نمیکندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۰آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۱آسودگان چو نشئه درد آرزو کنندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۲دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۳رندان که نقد جان به می ناب میدهندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۴ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیندغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۵دیشب که بر لبت لب جام شراب بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۶امشب که چشم مست تو در مهد خواب بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۷دی صبح دم که عارض او بینقاب بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بیوفائی حیف بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرینعشوه هر دم سوی من دیدن چه بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۵دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۶یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۷جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۸در شکار امروز صید آهوان او که بودغزلیات
- شمارهٔ ۲۴۹بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۰سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۱ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۲اول منزل عشقست بیابان فناغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۳دست به دست همچو گل آن بت مست میرودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۴آن که اشگم از پیش منزل به منزل میرودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۵باز ما را جان به استقبال جانان میرودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۶آن مه که صورتش ز مقابل نمیرودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۷از بادهٔ لاله تو چو در ژاله میرودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شودغزلیات
- شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شودغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شودغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب میشودغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان میشودغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار میآیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشایدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۰غمزهاش دست چو بر غارت جان بگشایدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشایدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد میآیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد میآیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من بریدغزلیات
- شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگریدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهیدغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۵کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطرغزلیات
- شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ بارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نمودهام بیزارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدارغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسرغزلیات
- شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون میکنم به سرغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرورغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۱عشق کهن به کوی تو میآردم هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۲زهی ربوده لعل تو صد فسون پردازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۳لشگر عشقت سیاهی میکند از دور بازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۴یک صبح ببام آی و ز رخ پرده براندازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۵آفت من یک نگه زان نرگس مستانه سازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۶ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر نازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۷ای از می غرور تو لبریز جام نازغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۸ناصحا از سر بالین من این پند ببرغزلیات
- شمارهٔ ۳۰۹دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیهگه آن طرف کلاهست امروزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریزغزلیات
- شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته میراند فرسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۱آخر ای بیرحم حال ناتوان خود بپرسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۲ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۳آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۴باز آشفتهام از خوی تو چندان که مپرسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۵ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۶خموشیت گره افکند در دل همه کسغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۷آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکشغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۸شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتشغزلیات
- شمارهٔ ۳۲۹هرتار که در طره عنبر شکن استشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۲ز دل دودی بلند آویخته زلف نگونسارشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۳ز مهیست داغ بر دل که ندیدهام هنوزشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۴ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنشغزلیات
- شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانهای فتادم دوشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه میکشد سویشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویشغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاصغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوصغزلیات
- شمارهٔ ۳۴۹منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریصغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۰آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرضغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۱ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرضغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۲روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرضغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۳نه مینهم از دست عشق جام نشاطغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۴گوش کردن سخنان تو غلط بود غلطغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۵صبر در جور و جفای تو غلط بود غلطغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۶به هجر یار که از غیر آن ندارم حظغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۷من بیتو ندارم از چمن حظغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۸ز لالهزار مرا بیجمال دل نواز چه فیضغزلیات
- شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقعغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانعغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانعغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بیشمار صدفغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرفغزلیات
- شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیفغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۳بر در دل میزنند نوبت سلطان عشقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۴باز علم زد ز بیابان عشقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۵این آینهگون سقف که آبیست معلقغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۶در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلکغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۷او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاکغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۸ما که میسازیم خود را در فراق او هلاکغزلیات
- شمارهٔ ۳۷۹ای قدت همچو نیشکر نازکغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیکغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیلغزلیات
- شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار میمیرمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداختهامغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشستهامغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوهسازش داشتمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادمغزلیات
- شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۲به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار میکردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۳به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۴ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۶در بزم چون به کین تو غالب گمان شدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۷بهر دعا از درت چون به درون آمدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۸ز لطف و قهر او در خنده های گریهآلودمغزلیات
- شمارهٔ ۴۰۹باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۰چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۳شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۴به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۵ساز خروش کرده دل ناز پرورمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۶اگر میبینمت با غیر غیرت میکشد زارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۷به صلح یار در هر انجمن میخواند اغیارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۸ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۱۹من آنم که جز عشق کاری ندارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۰به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۱من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۲خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۳من که از ادعیه خوانان دگر ممتازمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۴به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۵ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۶افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسدغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۷کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۸رسید نغمهای از بادهنوشی تو به گوشمغزلیات
- شمارهٔ ۴۲۹گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۰به دشمن یارئی در قتل خود از یار میفهممغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۱به فنا بنده رهی میدانمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۲من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۳دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۴بس که همیشه در غمت فکر محال میکنمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۵زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۶گر شود ریش درون رخنه گر بیرونمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۷ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک میبینمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۸دل خود را هنوز اندر تمنای تو میبینمغزلیات
- شمارهٔ ۴۳۹از سر کوی تو با صدگونه سودا میرومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۰گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا میرومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۱مفتون چشم کم نگه پر فتنهات شومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۲کو دل که محو نرگس جادوفنت شومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۳وصل کو تا بینیاز از وصل آن دلبر شومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۴خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۵مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شومغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۶منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهمغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۷تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهمغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۸به من حیفست شمشیر سیاستدار عبرت همغزلیات
- شمارهٔ ۴۴۹آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه همغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۰بس که ما از روی رسوایی نقاب افکندهایمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۱ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۲بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۳تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۴همچو شمع از مجلست گریان و سوزان میرویمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۵چو نتوانم به مردم قصه آن بیوفا گویمغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۶مرا صید افکنی زد زخم و بند افکند در گردنغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۷پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمانغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۸بس که به من زر فشاند دست زرافشان خانغزلیات
- شمارهٔ ۴۵۹زهی ز دست کرم گسترت کرم بارانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۰رویت که هست صورت چین شرمسار از آنغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۱تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۲صبا تحیت بلبل به بوستان برسانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۳ای صبا درد من خسته به درمان برسانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۴تا بر سپهر از زر انجم بود نشانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۵آمدم با نالههای زار هم دم هم چنانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۶شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهانغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۷ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختنغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختنغزلیات
- شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایهگستر میتوان گفتنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔتر جای تو نتوان کردنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۱فتنه میخیزد از آن ترکانه دامن برزدنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۳ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکردهای بکنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنغزلیات
- شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکنغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکنغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژهات عقده گشای دل منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو منغزلیات
- شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه منغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای منغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۱چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای منغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای منغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۳سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برونغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۴از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برونغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۵با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم برونغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۶دو دل ربا که بلای دلند و آفت دینغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زینغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است اینغزلیات
- شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست اینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۰حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست اینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از اینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از اینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشینغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب روغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعیهای اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی اوغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ توغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار توغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا توغزلیات
- شمارهٔ ۵۱۹رساند جان به لبم روزگار فرقت توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۰ای گردن بلند قدان در کمند توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۱صیدی که لعب عشق فکندش به بند توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۲ای همچو آهوان دلم دم شکار توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۳زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۴کاکل که سر نهاده به طرف جبین توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا میدهد پهلوی توغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فروغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شوغزلیات
- شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از موغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع الهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمهسای چشم سیاهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمنسا مشک بر گل ریختهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۶جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریختهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۷تا دست را حنا بست دل برد ازین شکستهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۸ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفتهغزلیات
- شمارهٔ ۵۳۹خط اگرت سبزه طرف لاله نهفتهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۰آمد به تیغ کین ره ارباب دین زدهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۱به دست دیده عنان دل فکار مدهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۲شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مدهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۳پند گوی تو چهها تا به تو فهمانیدهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۴قلم نسخ بران بر ورق حسن همهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۵نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نهغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۶من کیستم به دوزخ هجران فتادهایغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۷صبح مرا به ظن غلط شام کردهایغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بودهایغزلیات
- شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بودهایغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیدهایغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردیغزلیات
- شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندیغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۰چو مینماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۲دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۳این طلعت و رخسار که دارد که تو داریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۴سرلشگر حسن است نگاهی که تو داریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۵باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داریغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازیغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازیغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزیغزلیات
- شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بیرخت از دیده روشنیغزلیات
- شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینیغزلیات
- شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از ویغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۰دیدهام مست و سرانداز و غزلخوان برهیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماواییغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۸صورت به این لطافت سیرت به این نکوئیغزلیات
- شمارهٔ ۵۹۹دل خود رای مرا برده گل خودروئیغزلیات
- شمارهٔ ۶۰۰به جائی دلت گرم سوداست گوئیغزلیات
- شمارهٔ ۶۰۱هنوزت به ما کینه برجاست گوییغزلیات