غزل

محتشم کاشانی

۶۶۵ شعر

  1. شمارهٔ ۱من و دیدن رقیبان هوسناک تو راغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  2. شمارهٔ ۲ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مراغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  3. شمارهٔ ۳من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مراغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  4. شمارهٔ ۴عشقت زهم برآورد یاران مهربان راغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  5. شمارهٔ ۵چون پیش یار قید و رهائی برابر استغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  6. شمارهٔ ۶دلم که بی‌تو لگدکوب محنت و الم استغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  7. شمارهٔ ۷در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیستغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  8. شمارهٔ ۸به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویتغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  9. شمارهٔ ۹نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویتغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  10. شمارهٔ ۱۰آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری ندادغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  11. شمارهٔ ۱۱یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  12. شمارهٔ ۱۲بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  13. شمارهٔ ۱۳الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  14. شمارهٔ ۱۴مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  15. شمارهٔ ۱۵ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبندغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  16. شمارهٔ ۱۶تبارک الله ازین پادشاه وش صنمیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  17. شمارهٔ ۱۷حسن تو چند زینت هر انجمن بودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  18. شمارهٔ ۱۸آزرده‌ام به شکوه دل دلستان خودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  19. شمارهٔ ۱۹دل می‌شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شودغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  20. شمارهٔ ۲۰شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین می‌بایدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  21. شمارهٔ ۲۱روی ناشسته چو ماهش نگریدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  22. شمارهٔ ۲۲بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسیدغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  23. شمارهٔ ۲۳باز جائی رفته‌ام کز روی یارم شرمسارغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  24. شمارهٔ ۲۴ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یارغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  25. شمارهٔ ۲۵هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگرغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  26. شمارهٔ ۲۶بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتشغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  27. شمارهٔ ۲۷سخن درست بگویم اگرچه می‌ترسمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  28. شمارهٔ ۲۸داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراقغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  29. شمارهٔ ۲۹وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترکغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  30. شمارهٔ ۳۰چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاکغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  31. شمارهٔ ۳۱این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده‌امغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  32. شمارهٔ ۳۲هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  33. شمارهٔ ۳۳منم شکسته نهال ریاض عشق و گلیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  34. شمارهٔ ۳۴به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  35. شمارهٔ ۳۵منم کز دل وداع کشور امن و امان کردمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  36. شمارهٔ ۳۶به دعوی آمده ترکی که صید خود کندمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  37. شمارهٔ ۳۷نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  38. شمارهٔ ۳۸دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  39. شمارهٔ ۳۹دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می‌برمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  40. شمارهٔ ۴۰چراغ خود دگر در بزم او بی‌نور می‌بینمغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  41. شمارهٔ ۴۱بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندانغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  42. شمارهٔ ۴۲بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنانغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  43. شمارهٔ ۴۳کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردنغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  44. شمارهٔ ۴۴چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  45. شمارهٔ ۴۵گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  46. شمارهٔ ۴۶اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای منغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  47. شمارهٔ ۴۷دلم آزاد از دامش نمی‌گردد چه دامست اینغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  48. شمارهٔ ۴۸در حلقه بتان است سر حلقه آن پری روغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  49. شمارهٔ ۴۹آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  50. شمارهٔ ۵۰گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  51. شمارهٔ ۵۱قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای اوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  52. شمارهٔ ۵۲چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان توغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  53. شمارهٔ ۵۳شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کوغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  54. شمارهٔ ۵۴گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  55. شمارهٔ ۵۵چون نیست دلت با من از وصل تو هجران بهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  56. شمارهٔ ۵۶شده خلقت چو گریبان کش دلهای همهغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  57. شمارهٔ ۵۷دارم از دست تو بر سر افسر بی‌غیرتیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  58. شمارهٔ ۵۸یزک سپاه هجران که نمود پیش‌دستیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  59. شمارهٔ ۵۹برای خاطر غیرم به صد جفا کشتیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  60. شمارهٔ ۶۰به مهر غیر در اخلاص من خلل کردیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  61. شمارهٔ ۶۱به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  62. شمارهٔ ۶۲چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  63. شمارهٔ ۶۳دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  64. شمارهٔ ۶۴هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئیغزلیات از رسالهٔ جلالیه
  65. شمارهٔ ۱زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعناغزلیات
  66. شمارهٔ ۲بعد هزار انتظار این فلک بی‌وفاغزلیات
  67. شمارهٔ ۳من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیداغزلیات
  68. شمارهٔ ۴درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در او پیداغزلیات
  69. شمارهٔ ۵ای ز دل‌رفته که دی سوختی از ناز مراغزلیات
  70. شمارهٔ ۶کسی ز روی چنان منع چون کند ما راغزلیات
  71. شمارهٔ ۷که زد بر یاریِ ما چشم‌زخمی اینچنین یاراغزلیات
  72. شمارهٔ ۸چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما راغزلیات
  73. شمارهٔ ۹مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما راغزلیات
  74. شمارهٔ ۱۰صبح آن که داشت پیش تو جام شراب راغزلیات
  75. شمارهٔ ۱۱هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب راغزلیات
  76. شمارهٔ ۱۲بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب راغزلیات
  77. شمارهٔ ۱۳اگر دل بر صف مژگان سیاهی می‌زند خود راغزلیات
  78. شمارهٔ ۱۴جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود راغزلیات
  79. شمارهٔ ۱۵ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز راغزلیات
  80. شمارهٔ ۱۶چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش راغزلیات
  81. شمارهٔ ۱۷شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش راغزلیات
  82. شمارهٔ ۱۸گر بهم می‌زدم امشب مژهٔ پر نم راغزلیات
  83. شمارهٔ ۱۹چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مراغزلیات
  84. شمارهٔ ۲۰شوق درون به سوی دری می‌کشد مراغزلیات
  85. شمارهٔ ۲۱روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مراغزلیات
  86. شمارهٔ ۲۲چو افکنده ببیند در خون تنم راغزلیات
  87. شمارهٔ ۲۳به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم راغزلیات
  88. شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مراغزلیات
  89. شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان راغزلیات
  90. شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون راغزلیات
  91. شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو راغزلیات
  92. شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو راغزلیات
  93. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو راغزلیات
  94. شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو راغزلیات
  95. شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای راغزلیات
  96. شمارهٔ ۳۲برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی راغزلیات
  97. شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی راغزلیات
  98. شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلاغزلیات
  99. شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ماغزلیات
  100. شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ماغزلیات
  101. شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعناغزلیات
  102. شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌هاغزلیات
  103. شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌هاغزلیات
  104. شمارهٔ ۴۰عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربایی‌هاغزلیات
  105. شمارهٔ ۴۱دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتابغزلیات
  106. شمارهٔ ۴۲ای زیر مشق سر خط حسن تو افتابغزلیات
  107. شمارهٔ ۴۳برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقابغزلیات
  108. شمارهٔ ۴۴همچو شمعم هست شبها بی‌رخ آن آفتابغزلیات
  109. شمارهٔ ۴۵حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طنابغزلیات
  110. شمارهٔ ۴۶نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آبغزلیات
  111. شمارهٔ ۴۷نیست امروز شکست دلم از چشم پرآبغزلیات
  112. شمارهٔ ۴۸رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشبغزلیات
  113. شمارهٔ ۴۹خیالش را به نوعی انس در جان من است امشبغزلیات
  114. شمارهٔ ۵۰بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشبغزلیات
  115. شمارهٔ ۵۱وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیبغزلیات
  116. شمارهٔ ۵۲یگانه‌ای در دل می‌زند به دست ارادتغزلیات
  117. شمارهٔ ۵۳چو هجر راه من تشنه در سراب انداختغزلیات
  118. شمارهٔ ۵۴دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداختغزلیات
  119. شمارهٔ ۵۵آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساختغزلیات
  120. شمارهٔ ۵۶داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوختغزلیات
  121. شمارهٔ ۵۷هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارتغزلیات
  122. شمارهٔ ۵۸این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن استغزلیات
  123. شمارهٔ ۵۹دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونستغزلیات
  124. شمارهٔ ۶۰نخل قد خم گشته که پرورده دردستغزلیات
  125. شمارهٔ ۶۱باز این چه زلف از طرف رخ نمودن استغزلیات
  126. شمارهٔ ۶۲زخم جفای یار که بر سینه مرهم استغزلیات
  127. شمارهٔ ۶۳کنون که خنجر بیداد یار خونریز استغزلیات
  128. شمارهٔ ۶۴زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت استغزلیات
  129. شمارهٔ ۶۵به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاستغزلیات
  130. شمارهٔ ۶۶چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاستغزلیات
  131. شمارهٔ ۶۷رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداستغزلیات
  132. شمارهٔ ۶۸با من بدی امروز زاطوار تو پیداستغزلیات
  133. شمارهٔ ۶۹گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر استغزلیات
  134. شمارهٔ ۷۰تو را بسوی رقیبان گذار بسیار استغزلیات
  135. شمارهٔ ۷۱با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر استغزلیات
  136. شمارهٔ ۷۲آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر استغزلیات
  137. شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس استغزلیات
  138. شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش استغزلیات
  139. شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام استغزلیات
  140. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماستغزلیات
  141. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من استغزلیات
  142. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین استغزلیات
  143. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواستغزلیات
  144. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته استغزلیات
  145. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده استغزلیات
  146. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده استغزلیات
  147. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده استغزلیات
  148. شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده استغزلیات
  149. شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بستغزلیات
  150. شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بستغزلیات
  151. شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشستغزلیات
  152. شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشستغزلیات
  153. شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منستغزلیات
  154. شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوستغزلیات
  155. شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوستغزلیات
  156. شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوستغزلیات
  157. شمارهٔ ۹۳گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوستغزلیات
  158. شمارهٔ ۹۴حسن که تابان ز سراپای توستغزلیات
  159. شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توستغزلیات
  160. شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توستغزلیات
  161. شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توستغزلیات
  162. شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هستغزلیات
  163. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هستغزلیات
  164. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی استغزلیات
  165. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایستغزلیات
  166. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیستغزلیات
  167. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟غزلیات
  168. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیستغزلیات
  169. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیستغزلیات
  170. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیستغزلیات
  171. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیستغزلیات
  172. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیستغزلیات
  173. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیستغزلیات
  174. شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیستغزلیات
  175. شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیستغزلیات
  176. شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیستغزلیات
  177. شمارهٔ ۱۱۳با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیستغزلیات
  178. شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیستغزلیات
  179. شمارهٔ ۱۱۵چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیستغزلیات
  180. شمارهٔ ۱۱۶ای گل امروز اداهای تو بی‌چیزی نیستغزلیات
  181. شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیستغزلیات
  182. شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیستغزلیات
  183. شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشتغزلیات
  184. شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشتغزلیات
  185. شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشتغزلیات
  186. شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشتغزلیات
  187. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشتغزلیات
  188. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشتغزلیات
  189. شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفتغزلیات
  190. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفتغزلیات
  191. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفتغزلیات
  192. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفتغزلیات
  193. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفتغزلیات
  194. شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفتغزلیات
  195. شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفتغزلیات
  196. شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفتغزلیات
  197. شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفتغزلیات
  198. شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفتغزلیات
  199. شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفتغزلیات
  200. شمارهٔ ۱۳۶بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامتغزلیات
  201. شمارهٔ ۱۳۷زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمتغزلیات
  202. شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایتغزلیات
  203. شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایتغزلیات
  204. شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویتغزلیات
  205. شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبثغزلیات
  206. شمارهٔ ۱۴۲دادم از دست برون دامن دلبر به عبثغزلیات
  207. شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبثغزلیات
  208. شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعثغزلیات
  209. شمارهٔ ۱۴۵گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاجغزلیات
  210. شمارهٔ ۱۴۶گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاجغزلیات
  211. شمارهٔ ۱۴۷اغیار را به صحبت جانان چه احتیاجغزلیات
  212. شمارهٔ ۱۴۸درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کجغزلیات
  213. شمارهٔ ۱۴۹زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروحغزلیات
  214. شمارهٔ ۱۵۰به زبان خرد این نکته صریح است صریحغزلیات
  215. شمارهٔ ۱۵۱ای لبت زنده کرده نام مسیحغزلیات
  216. شمارهٔ ۱۵۲دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریحغزلیات
  217. شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخغزلیات
  218. شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخغزلیات
  219. شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخغزلیات
  220. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آردغزلیات
  221. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت بادغزلیات
  222. شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مبادغزلیات
  223. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو بادغزلیات
  224. شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده بادغزلیات
  225. شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار دادغزلیات
  226. شمارهٔ ۱۶۲خلل به دولت خان جهانستان مرسادغزلیات
  227. شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یادغزلیات
  228. شمارهٔ ۱۶۴چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبدغزلیات
  229. شمارهٔ ۱۶۵نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتدغزلیات
  230. شمارهٔ ۱۶۶دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجدغزلیات
  231. شمارهٔ ۱۶۷دلم از غمش چه گویم که ره نفس نداردغزلیات
  232. شمارهٔ ۱۶۸فضای کلبهٔ فقر آن قدر صفا داردغزلیات
  233. شمارهٔ ۱۶۹تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا داردغزلیات
  234. شمارهٔ ۱۷۰سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران داردغزلیات
  235. شمارهٔ ۱۷۱به پیش اختر حسن تو مهر تاب نداردغزلیات
  236. شمارهٔ ۱۷۲کدام صحبت پنهان تو را چنین داردغزلیات
  237. شمارهٔ ۱۷۳دیگر که هوای گل خودروی تو داردغزلیات
  238. شمارهٔ ۱۷۴طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌داردغزلیات
  239. شمارهٔ ۱۷۵مرا خیال تو شبها به خواب نگذاردغزلیات
  240. شمارهٔ ۱۷۶چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذردغزلیات
  241. شمارهٔ ۱۷۷بس که روز و شبم از دل سپه غم گذردغزلیات
  242. شمارهٔ ۱۷۸شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذردغزلیات
  243. شمارهٔ ۱۷۹روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کردغزلیات
  244. شمارهٔ ۱۸۰فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کردغزلیات
  245. شمارهٔ ۱۸۱چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کردغزلیات
  246. شمارهٔ ۱۸۲از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکردغزلیات
  247. شمارهٔ ۱۸۳آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکردغزلیات
  248. شمارهٔ ۱۸۴جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کردغزلیات
  249. شمارهٔ ۱۸۵که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کردغزلیات
  250. شمارهٔ ۱۸۶دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آوردغزلیات
  251. شمارهٔ ۱۸۷بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پروردغزلیات
  252. شمارهٔ ۱۸۸اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیردغزلیات
  253. شمارهٔ ۱۸۹اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیردغزلیات
  254. شمارهٔ ۱۹۰چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازدغزلیات
  255. شمارهٔ ۱۹۱چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زدغزلیات
  256. شمارهٔ ۱۹۲خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزدغزلیات
  257. شمارهٔ ۱۹۳چو عشق کوس سکون از گران عیاری زدغزلیات
  258. شمارهٔ ۱۹۴چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزدغزلیات
  259. شمارهٔ ۱۹۵به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسدغزلیات
  260. شمارهٔ ۱۹۶خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسدغزلیات
  261. شمارهٔ ۱۹۷زخم او یکبارگی امروز بر جان می‌رسدغزلیات
  262. شمارهٔ ۱۹۸گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشدغزلیات
  263. شمارهٔ ۱۹۹ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشدغزلیات
  264. شمارهٔ ۲۰۰به رهی کان سفری سرو روان خواهد شدغزلیات
  265. شمارهٔ ۲۰۱بی‌وفا یارا وفا و یاریت معلوم شدغزلیات
  266. شمارهٔ ۲۰۲هیچ می‌گویی اسیری داشتم حالش چه شدغزلیات
  267. شمارهٔ ۲۰۳هر خون که از درون ز دل مبتلا چکدغزلیات
  268. شمارهٔ ۲۰۴دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمدغزلیات
  269. شمارهٔ ۲۰۵دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمدغزلیات
  270. شمارهٔ ۲۰۶چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمدغزلیات
  271. شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمدغزلیات
  272. شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمدغزلیات
  273. شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پری‌رو به وداع ما نیامدغزلیات
  274. شمارهٔ ۲۱۰زلفش مرا به کوشش خود می‌کشد به بندغزلیات
  275. شمارهٔ ۲۱۱یار بیدردی غیر و غم ما می‌داندغزلیات
  276. شمارهٔ ۲۱۲ای گل به کس این خوبی بسیار نمی‌ماندغزلیات
  277. شمارهٔ ۲۱۳بهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته‌اندغزلیات
  278. شمارهٔ ۲۱۴یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختندغزلیات
  279. شمارهٔ ۲۱۵یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتندغزلیات
  280. شمارهٔ ۲۱۶دی همایون خبری مژده دهانم دادندغزلیات
  281. شمارهٔ ۲۱۷عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازندغزلیات
  282. شمارهٔ ۲۱۸حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زندغزلیات
  283. شمارهٔ ۲۱۹گر از جمال جهانتاب او نقاب کشندغزلیات
  284. شمارهٔ ۲۲۰بلا به من که ندارم غم بقا چکندغزلیات
  285. شمارهٔ ۲۲۱گر بر من آرمیده سمندش گذر کندغزلیات
  286. شمارهٔ ۲۲۲آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکندغزلیات
  287. شمارهٔ ۲۲۳چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکندغزلیات
  288. شمارهٔ ۲۲۴هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکندغزلیات
  289. شمارهٔ ۲۲۵خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کندغزلیات
  290. شمارهٔ ۲۲۶چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کندغزلیات
  291. شمارهٔ ۲۲۷عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکندغزلیات
  292. شمارهٔ ۲۲۸عجب که دولت من بی‌بقائیی نکندغزلیات
  293. شمارهٔ ۲۲۹لعل تو در شکست من زمزمه بس نمی‌کندغزلیات
  294. شمارهٔ ۲۳۰آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنندغزلیات
  295. شمارهٔ ۲۳۱آسودگان چو نشئه درد آرزو کنندغزلیات
  296. شمارهٔ ۲۳۲دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوندغزلیات
  297. شمارهٔ ۲۳۳رندان که نقد جان به می ناب می‌دهندغزلیات
  298. شمارهٔ ۲۳۴ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیندغزلیات
  299. شمارهٔ ۲۳۵دیشب که بر لبت لب جام شراب بودغزلیات
  300. شمارهٔ ۲۳۶امشب که چشم مست تو در مهد خواب بودغزلیات
  301. شمارهٔ ۲۳۷دی صبح دم که عارض او بی‌نقاب بودغزلیات
  302. شمارهٔ ۲۳۸همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بودغزلیات
  303. شمارهٔ ۲۳۹دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بودغزلیات
  304. شمارهٔ ۲۴۰گنج وصل او به چون من بی‌وفائی حیف بودغزلیات
  305. شمارهٔ ۲۴۱مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بودغزلیات
  306. شمارهٔ ۲۴۲دردا که وصل یار به جز یک نفس نبودغزلیات
  307. شمارهٔ ۲۴۳گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبودغزلیات
  308. شمارهٔ ۲۴۴دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بودغزلیات
  309. شمارهٔ ۲۴۵دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بودغزلیات
  310. شمارهٔ ۲۴۶یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بودغزلیات
  311. شمارهٔ ۲۴۷جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بودغزلیات
  312. شمارهٔ ۲۴۸در شکار امروز صید آهوان او که بودغزلیات
  313. شمارهٔ ۲۴۹بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خودغزلیات
  314. شمارهٔ ۲۵۰سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خودغزلیات
  315. شمارهٔ ۲۵۱ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدودغزلیات
  316. شمارهٔ ۲۵۲اول منزل عشقست بیابان فناغزلیات
  317. شمارهٔ ۲۵۳دست به دست همچو گل آن بت مست می‌رودغزلیات
  318. شمارهٔ ۲۵۴آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رودغزلیات
  319. شمارهٔ ۲۵۵باز ما را جان به استقبال جانان می‌رودغزلیات
  320. شمارهٔ ۲۵۶آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رودغزلیات
  321. شمارهٔ ۲۵۷از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رودغزلیات
  322. شمارهٔ ۲۵۸اگر شراب خوری صد جگر کباب شودغزلیات
  323. شمارهٔ ۲۵۹پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شودغزلیات
  324. شمارهٔ ۲۶۰چو کار به رغم از امید وصل تنگ شودغزلیات
  325. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شودغزلیات
  326. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شودغزلیات
  327. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آیدغزلیات
  328. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آیدغزلیات
  329. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آیدغزلیات
  330. شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آیدغزلیات
  331. شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آیدغزلیات
  332. شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آیدغزلیات
  333. شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشایدغزلیات
  334. شمارهٔ ۲۷۰غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشایدغزلیات
  335. شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشایدغزلیات
  336. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آیدغزلیات
  337. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آیدغزلیات
  338. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آیدغزلیات
  339. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آیدغزلیات
  340. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آیدغزلیات
  341. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آیدغزلیات
  342. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من بریدغزلیات
  343. شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگریدغزلیات
  344. شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسیدغزلیات
  345. شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسیدغزلیات
  346. شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشیدغزلیات
  347. شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنیدغزلیات
  348. شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهیدغزلیات
  349. شمارهٔ ۲۸۵کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذغزلیات
  350. شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذغزلیات
  351. شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذغزلیات
  352. شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطرغزلیات
  353. شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ بارغزلیات
  354. شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزارغزلیات
  355. شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یارغزلیات
  356. شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دارغزلیات
  357. شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسارغزلیات
  358. شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکارغزلیات
  359. شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذارغزلیات
  360. شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدارغزلیات
  361. شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدارغزلیات
  362. شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسرغزلیات
  363. شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سرغزلیات
  364. شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرورغزلیات
  365. شمارهٔ ۳۰۱عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوزغزلیات
  366. شمارهٔ ۳۰۲زهی ربوده لعل تو صد فسون پردازغزلیات
  367. شمارهٔ ۳۰۳لشگر عشقت سیاهی می‌کند از دور بازغزلیات
  368. شمارهٔ ۳۰۴یک صبح ببام آی و ز رخ پرده براندازغزلیات
  369. شمارهٔ ۳۰۵آفت من یک نگه زان نرگس مستانه سازغزلیات
  370. شمارهٔ ۳۰۶ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر نازغزلیات
  371. شمارهٔ ۳۰۷ای از می غرور تو لبریز جام نازغزلیات
  372. شمارهٔ ۳۰۸ناصحا از سر بالین من این پند ببرغزلیات
  373. شمارهٔ ۳۰۹دوش در بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروزغزلیات
  374. شمارهٔ ۳۱۰دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروزغزلیات
  375. شمارهٔ ۳۱۱حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروزغزلیات
  376. شمارهٔ ۳۱۲به من که آتش عشقش نکرده دود هنوزغزلیات
  377. شمارهٔ ۳۱۳ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوزغزلیات
  378. شمارهٔ ۳۱۴دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوزغزلیات
  379. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوزغزلیات
  380. شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوزغزلیات
  381. شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیزغزلیات
  382. شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریزغزلیات
  383. شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرسغزلیات
  384. شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بسغزلیات
  385. شمارهٔ ۳۲۱آخر ای بی‌رحم حال ناتوان خود بپرسغزلیات
  386. شمارهٔ ۳۲۲ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرسغزلیات
  387. شمارهٔ ۳۲۳آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرسغزلیات
  388. شمارهٔ ۳۲۴باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرسغزلیات
  389. شمارهٔ ۳۲۵ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترسغزلیات
  390. شمارهٔ ۳۲۶خموشیت گره افکند در دل همه کسغزلیات
  391. شمارهٔ ۳۲۷آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکشغزلیات
  392. شمارهٔ ۳۲۸شبی که می‌فکند بی تو در دلم الم آتشغزلیات
  393. شمارهٔ ۳۲۹هرتار که در طره عنبر شکن استشغزلیات
  394. شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندشغزلیات
  395. شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودشغزلیات
  396. شمارهٔ ۳۳۲ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون‌سارشغزلیات
  397. شمارهٔ ۳۳۳ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزشغزلیات
  398. شمارهٔ ۳۳۴ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکشغزلیات
  399. شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکشغزلیات
  400. شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانشغزلیات
  401. شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانشغزلیات
  402. شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنشغزلیات
  403. شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوشغزلیات
  404. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوشغزلیات
  405. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوشغزلیات
  406. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهشغزلیات
  407. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایشغزلیات
  408. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویشغزلیات
  409. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویشغزلیات
  410. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویشغزلیات
  411. شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاصغزلیات
  412. شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوصغزلیات
  413. شمارهٔ ۳۴۹منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریصغزلیات
  414. شمارهٔ ۳۵۰آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرضغزلیات
  415. شمارهٔ ۳۵۱ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرضغزلیات
  416. شمارهٔ ۳۵۲روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرضغزلیات
  417. شمارهٔ ۳۵۳نه می‌نهم از دست عشق جام نشاطغزلیات
  418. شمارهٔ ۳۵۴گوش کردن سخنان تو غلط بود غلطغزلیات
  419. شمارهٔ ۳۵۵صبر در جور و جفای تو غلط بود غلطغزلیات
  420. شمارهٔ ۳۵۶به هجر یار که از غیر آن ندارم حظغزلیات
  421. شمارهٔ ۳۵۷من بی‌تو ندارم از چمن حظغزلیات
  422. شمارهٔ ۳۵۸ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیضغزلیات
  423. شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظغزلیات
  424. شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقعغزلیات
  425. شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانعغزلیات
  426. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانعغزلیات
  427. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغغزلیات
  428. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغغزلیات
  429. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغغزلیات
  430. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغغزلیات
  431. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدفغزلیات
  432. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرفغزلیات
  433. شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیفغزلیات
  434. شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاقغزلیات
  435. شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشقغزلیات
  436. شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشقغزلیات
  437. شمارهٔ ۳۷۳بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشقغزلیات
  438. شمارهٔ ۳۷۴باز علم زد ز بیابان عشقغزلیات
  439. شمارهٔ ۳۷۵این آینه‌گون سقف که آبیست معلقغزلیات
  440. شمارهٔ ۳۷۶در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلکغزلیات
  441. شمارهٔ ۳۷۷او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاکغزلیات
  442. شمارهٔ ۳۷۸ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاکغزلیات
  443. شمارهٔ ۳۷۹ای قدت همچو نیشکر نازکغزلیات
  444. شمارهٔ ۳۸۰مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیکغزلیات
  445. شمارهٔ ۳۸۱ای روی تو از می ارغوان رنگغزلیات
  446. شمارهٔ ۳۸۲صدامید از تو داشتم در دلغزلیات
  447. شمارهٔ ۳۸۳ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دلغزلیات
  448. شمارهٔ ۳۸۴رسید باز طپاننده کبوتر دلغزلیات
  449. شمارهٔ ۳۸۵زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دلغزلیات
  450. شمارهٔ ۳۸۶گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دلغزلیات
  451. شمارهٔ ۳۸۷گشته در عشق کار من مشکلغزلیات
  452. شمارهٔ ۳۸۸ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیلغزلیات
  453. شمارهٔ ۳۸۹گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نمغزلیات
  454. شمارهٔ ۳۹۰اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرمغزلیات
  455. شمارهٔ ۳۹۱خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌امغزلیات
  456. شمارهٔ ۳۹۲لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌امغزلیات
  457. شمارهٔ ۳۹۳بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتمغزلیات
  458. شمارهٔ ۳۹۴بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتمغزلیات
  459. شمارهٔ ۳۹۵من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتمغزلیات
  460. شمارهٔ ۳۹۶چون من به در هجر ز بیداد تو رفتمغزلیات
  461. شمارهٔ ۳۹۷ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتمغزلیات
  462. شمارهٔ ۳۹۸تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادمغزلیات
  463. شمارهٔ ۳۹۹دی به دنبال یکی کبک خرام افتادمغزلیات
  464. شمارهٔ ۴۰۰زخم نگهت نهفته خوردمغزلیات
  465. شمارهٔ ۴۰۱ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردمغزلیات
  466. شمارهٔ ۴۰۲به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می‌کردمغزلیات
  467. شمارهٔ ۴۰۳به بزمش دوش رنگ‌آمیزی بسیار می‌کردمغزلیات
  468. شمارهٔ ۴۰۴ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردمغزلیات
  469. شمارهٔ ۴۰۵برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردمغزلیات
  470. شمارهٔ ۴۰۶در بزم چون به کین تو غالب گمان شدمغزلیات
  471. شمارهٔ ۴۰۷بهر دعا از درت چون به درون آمدمغزلیات
  472. شمارهٔ ۴۰۸ز لطف و قهر او در خنده های گریه‌آلودمغزلیات
  473. شمارهٔ ۴۰۹باز سرگشتهٔ مژگان سیهی گردیدمغزلیات
  474. شمارهٔ ۴۱۰چون متاع دو جهان را به خرد سنجیدمغزلیات
  475. شمارهٔ ۴۱۱به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدمغزلیات
  476. شمارهٔ ۴۱۲با تو آن روز که شطرنج محبت چیدمغزلیات
  477. شمارهٔ ۴۱۳شبی کان سرو سیم اندام را درخواب می‌دیدمغزلیات
  478. شمارهٔ ۴۱۴به خود دوشینه لطفی از ادای یار فهمیدمغزلیات
  479. شمارهٔ ۴۱۵ساز خروش کرده دل ناز پرورمغزلیات
  480. شمارهٔ ۴۱۶اگر می‌بینمت با غیر غیرت می‌کشد زارمغزلیات
  481. شمارهٔ ۴۱۷به صلح یار در هر انجمن می‌خواند اغیارمغزلیات
  482. شمارهٔ ۴۱۸ز بس که مهر تو با این و آن یقین دارمغزلیات
  483. شمارهٔ ۴۱۹من آنم که جز عشق کاری ندارمغزلیات
  484. شمارهٔ ۴۲۰به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارمغزلیات
  485. شمارهٔ ۴۲۱من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارمغزلیات
  486. شمارهٔ ۴۲۲خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرمغزلیات
  487. شمارهٔ ۴۲۳من که از ادعیه خوانان دگر ممتازمغزلیات
  488. شمارهٔ ۴۲۴به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسمغزلیات
  489. شمارهٔ ۴۲۵ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشمغزلیات
  490. شمارهٔ ۴۲۶افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسدغزلیات
  491. شمارهٔ ۴۲۷کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشمغزلیات
  492. شمارهٔ ۴۲۸رسید نغمه‌ای از باده‌نوشی تو به گوشمغزلیات
  493. شمارهٔ ۴۲۹گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غمغزلیات
  494. شمارهٔ ۴۳۰به دشمن یارئی در قتل خود از یار می‌فهممغزلیات
  495. شمارهٔ ۴۳۱به فنا بنده رهی می‌دانمغزلیات
  496. شمارهٔ ۴۳۲من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنمغزلیات
  497. شمارهٔ ۴۳۳دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنمغزلیات
  498. شمارهٔ ۴۳۴بس که همیشه در غمت فکر محال می‌کنمغزلیات
  499. شمارهٔ ۴۳۵زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونمغزلیات
  500. شمارهٔ ۴۳۶گر شود ریش درون رخنه گر بیرونمغزلیات
  501. شمارهٔ ۴۳۷ز دستت جیب گل پیراهنان را چاک می‌بینمغزلیات
  502. شمارهٔ ۴۳۸دل خود را هنوز اندر تمنای تو می‌بینمغزلیات
  503. شمارهٔ ۴۳۹از سر کوی تو با صدگونه سودا می‌رومغزلیات
  504. شمارهٔ ۴۴۰گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا می‌رومغزلیات
  505. شمارهٔ ۴۴۱مفتون چشم کم نگه پر فتنه‌ات شومغزلیات
  506. شمارهٔ ۴۴۲کو دل که محو نرگس جادوفنت شومغزلیات
  507. شمارهٔ ۴۴۳وصل کو تا بی‌نیاز از وصل آن دلبر شومغزلیات
  508. شمارهٔ ۴۴۴خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شومغزلیات
  509. شمارهٔ ۴۴۵مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شومغزلیات
  510. شمارهٔ ۴۴۶منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهمغزلیات
  511. شمارهٔ ۴۴۷تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهمغزلیات
  512. شمارهٔ ۴۴۸به من حیفست شمشیر سیاست‌دار عبرت همغزلیات
  513. شمارهٔ ۴۴۹آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه همغزلیات
  514. شمارهٔ ۴۵۰بس که ما از روی رسوایی نقاب افکنده‌ایمغزلیات
  515. شمارهٔ ۴۵۱ما به عهدت خانهٔ دل از طرب پرداختیمغزلیات
  516. شمارهٔ ۴۵۲بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیمغزلیات
  517. شمارهٔ ۴۵۳تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیمغزلیات
  518. شمارهٔ ۴۵۴همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می‌رویمغزلیات
  519. شمارهٔ ۴۵۵چو نتوانم به مردم قصه آن بی‌وفا گویمغزلیات
  520. شمارهٔ ۴۵۶مرا صید افکنی زد زخم و بند افکند در گردنغزلیات
  521. شمارهٔ ۴۵۷پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمانغزلیات
  522. شمارهٔ ۴۵۸بس که به من زر فشاند دست زرافشان خانغزلیات
  523. شمارهٔ ۴۵۹زهی ز دست کرم گسترت کرم بارانغزلیات
  524. شمارهٔ ۴۶۰رویت که هست صورت چین شرمسار از آنغزلیات
  525. شمارهٔ ۴۶۱تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسانغزلیات
  526. شمارهٔ ۴۶۲صبا تحیت بلبل به بوستان برسانغزلیات
  527. شمارهٔ ۴۶۳ای صبا درد من خسته به درمان برسانغزلیات
  528. شمارهٔ ۴۶۴تا بر سپهر از زر انجم بود نشانغزلیات
  529. شمارهٔ ۴۶۵آمدم با ناله‌های زار هم دم هم چنانغزلیات
  530. شمارهٔ ۴۶۶شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهانغزلیات
  531. شمارهٔ ۴۶۷ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختنغزلیات
  532. شمارهٔ ۴۶۸شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختنغزلیات
  533. شمارهٔ ۴۶۹رخت را آفتاب سایه‌گستر می‌توان گفتنغزلیات
  534. شمارهٔ ۴۷۰گرچه در دیدهٔ‌تر جای تو نتوان کردنغزلیات
  535. شمارهٔ ۴۷۱فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدنغزلیات
  536. شمارهٔ ۴۷۲روز من زان زلف میدانم سیه خواهد شدنغزلیات
  537. شمارهٔ ۴۷۳ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسنغزلیات
  538. شمارهٔ ۴۷۴ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکنغزلیات
  539. شمارهٔ ۴۷۵چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کنغزلیات
  540. شمارهٔ ۴۷۶در پرده عشق آهنگ زد ای فتنه قانون ساز کنغزلیات
  541. شمارهٔ ۴۷۷بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکنغزلیات
  542. شمارهٔ ۴۷۸گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنغزلیات
  543. شمارهٔ ۴۷۹ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکنغزلیات
  544. شمارهٔ ۴۸۰چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکنغزلیات
  545. شمارهٔ ۴۸۱از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با منغزلیات
  546. شمارهٔ ۴۸۲ساخت شب مرا سیه دود دل فکار منغزلیات
  547. شمارهٔ ۴۸۳بت پرستی را شعار خود کنم تا یار منغزلیات
  548. شمارهٔ ۴۸۴در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار منغزلیات
  549. شمارهٔ ۴۸۵یارب که خواند آیت عجر و نیاز منغزلیات
  550. شمارهٔ ۴۸۶به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از منغزلیات
  551. شمارهٔ ۴۸۷ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل منغزلیات
  552. شمارهٔ ۴۸۸ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو منغزلیات
  553. شمارهٔ ۴۸۹گر شود از دیده نهان ماه منغزلیات
  554. شمارهٔ ۴۹۰ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای منغزلیات
  555. شمارهٔ ۴۹۱چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای منغزلیات
  556. شمارهٔ ۴۹۲با وجود وصل شد زندان حرمان جای منغزلیات
  557. شمارهٔ ۴۹۳سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برونغزلیات
  558. شمارهٔ ۴۹۴از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برونغزلیات
  559. شمارهٔ ۴۹۵با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برونغزلیات
  560. شمارهٔ ۴۹۶دو دل ربا که بلای دلند و آفت دینغزلیات
  561. شمارهٔ ۴۹۷چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زینغزلیات
  562. شمارهٔ ۴۹۸به دوستی خودم میکشی که رای من است اینغزلیات
  563. شمارهٔ ۴۹۹پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست اینغزلیات
  564. شمارهٔ ۵۰۰حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست اینغزلیات
  565. شمارهٔ ۵۰۱بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از اینغزلیات
  566. شمارهٔ ۵۰۲جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از اینغزلیات
  567. شمارهٔ ۵۰۳آینه بردار و حسن جان فزای خویش بینغزلیات
  568. شمارهٔ ۵۰۴شاهانه رخش راندن آن خردسال بینغزلیات
  569. شمارهٔ ۵۰۵ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشینغزلیات
  570. شمارهٔ ۵۰۶چون برفروزد آینه زان آفتاب روغزلیات
  571. شمارهٔ ۵۰۷مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر اوغزلیات
  572. شمارهٔ ۵۰۸آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در اوغزلیات
  573. شمارهٔ ۵۰۹تائبم از می به دور نرگس غماز اوغزلیات
  574. شمارهٔ ۵۱۰دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک اوغزلیات
  575. شمارهٔ ۵۱۱آن منتظر گدازی چشم سیاه اوغزلیات
  576. شمارهٔ ۵۱۲باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های اوغزلیات
  577. شمارهٔ ۵۱۳زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای اوغزلیات
  578. شمارهٔ ۵۱۴حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی اوغزلیات
  579. شمارهٔ ۵۱۵یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی اوغزلیات
  580. شمارهٔ ۵۱۶شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ توغزلیات
  581. شمارهٔ ۵۱۷گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار توغزلیات
  582. شمارهٔ ۵۱۸ای مرا دلبر و دل آرا توغزلیات
  583. شمارهٔ ۵۱۹رساند جان به لبم روزگار فرقت توغزلیات
  584. شمارهٔ ۵۲۰ای گردن بلند قدان در کمند توغزلیات
  585. شمارهٔ ۵۲۱صیدی که لعب عشق فکندش به بند توغزلیات
  586. شمارهٔ ۵۲۲ای همچو آهوان دلم دم شکار توغزلیات
  587. شمارهٔ ۵۲۳زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال توغزلیات
  588. شمارهٔ ۵۲۴کاکل که سر نهاده به طرف جبین توغزلیات
  589. شمارهٔ ۵۲۵هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که توغزلیات
  590. شمارهٔ ۵۲۶مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی توغزلیات
  591. شمارهٔ ۵۲۷چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فروغزلیات
  592. شمارهٔ ۵۲۸زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شوغزلیات
  593. شمارهٔ ۵۲۹ای سرو گلندام که داری کمر از موغزلیات
  594. شمارهٔ ۵۳۰ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماهغزلیات
  595. شمارهٔ ۵۳۱امشب اندر بزم آن پرهیز فرما پادشاهغزلیات
  596. شمارهٔ ۵۳۲باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاهغزلیات
  597. شمارهٔ ۵۳۳از نسیم آن خطم در حیرت از صنع الهغزلیات
  598. شمارهٔ ۵۳۴زهی کرشمهٔ تو را سرمه‌سای چشم سیاهغزلیات
  599. شمارهٔ ۵۳۵یار از جعد سمن‌سا مشک بر گل ریختهغزلیات
  600. شمارهٔ ۵۳۶جلوهٔ آن حور پیکر خونم از دل ریختهغزلیات
  601. شمارهٔ ۵۳۷تا دست را حنا بست دل برد ازین شکستهغزلیات
  602. شمارهٔ ۵۳۸ز چوگان بازی آمد زلف بر رخسار آشفتهغزلیات
  603. شمارهٔ ۵۳۹خط اگرت سبزه طرف لاله نهفتهغزلیات
  604. شمارهٔ ۵۴۰آمد به تیغ کین ره ارباب دین زدهغزلیات
  605. شمارهٔ ۵۴۱به دست دیده عنان دل فکار مدهغزلیات
  606. شمارهٔ ۵۴۲شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مدهغزلیات
  607. شمارهٔ ۵۴۳پند گوی تو چه‌ها تا به تو فهمانیدهغزلیات
  608. شمارهٔ ۵۴۴قلم نسخ بران بر ورق حسن همهغزلیات
  609. شمارهٔ ۵۴۵نمی‌دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نهغزلیات
  610. شمارهٔ ۵۴۶من کیستم به دوزخ هجران فتاده‌ایغزلیات
  611. شمارهٔ ۵۴۷صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ایغزلیات
  612. شمارهٔ ۵۴۸از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ایغزلیات
  613. شمارهٔ ۵۴۹دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ایغزلیات
  614. شمارهٔ ۵۵۰بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ایغزلیات
  615. شمارهٔ ۵۵۱بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابیغزلیات
  616. شمارهٔ ۵۵۲ای گل خودرو چه بد کردم که خوارم ساختیغزلیات
  617. شمارهٔ ۵۵۳اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستیغزلیات
  618. شمارهٔ ۵۵۴کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتیغزلیات
  619. شمارهٔ ۵۵۵مرا به دست غم خود گذاشتی رفتیغزلیات
  620. شمارهٔ ۵۵۶به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادیغزلیات
  621. شمارهٔ ۵۵۷بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردیغزلیات
  622. شمارهٔ ۵۵۸اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردیغزلیات
  623. شمارهٔ ۵۵۹بر در درج قفل زدم یک چندیغزلیات
  624. شمارهٔ ۵۶۰چو می‌نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاریغزلیات
  625. شمارهٔ ۵۶۱زد به درونم آتش تنگ قبا سواریغزلیات
  626. شمارهٔ ۵۶۲دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداریغزلیات
  627. شمارهٔ ۵۶۳این طلعت و رخسار که دارد که تو داریغزلیات
  628. شمارهٔ ۵۶۴سرلشگر حسن است نگاهی که تو داریغزلیات
  629. شمارهٔ ۵۶۵باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داریغزلیات
  630. شمارهٔ ۵۶۶باز بر من نظر افکنده شکار اندازیغزلیات
  631. شمارهٔ ۵۶۷چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازیغزلیات
  632. شمارهٔ ۵۶۸به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزیغزلیات
  633. شمارهٔ ۵۶۹از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسیغزلیات
  634. شمارهٔ ۵۷۰دل را اگر ز صبر به جان آورد کسیغزلیات
  635. شمارهٔ ۵۷۱توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشیغزلیات
  636. شمارهٔ ۵۷۲شوق مِی گرداندم بر گرد شمع سرکشیغزلیات
  637. شمارهٔ ۵۷۳نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشیغزلیات
  638. شمارهٔ ۵۷۴آن که هرگز نزد از شرم در معشوقیغزلیات
  639. شمارهٔ ۵۷۵بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگیغزلیات
  640. شمارهٔ ۵۷۶ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملیغزلیات
  641. شمارهٔ ۵۷۷از باده عیشم بود مستانه به کف جامیغزلیات
  642. شمارهٔ ۵۷۸رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنیغزلیات
  643. شمارهٔ ۵۷۹دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانیغزلیات
  644. شمارهٔ ۵۸۰ز اشک سرخ برای نزول جانانیغزلیات
  645. شمارهٔ ۵۸۱به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانیغزلیات
  646. شمارهٔ ۵۸۲گذری به ناز و گوئی ز چه باز دلگرانیغزلیات
  647. شمارهٔ ۵۸۳اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانیغزلیات
  648. شمارهٔ ۵۸۴رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانیغزلیات
  649. شمارهٔ ۵۸۵چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنیغزلیات
  650. شمارهٔ ۵۸۶ساقیا چون جام جمشیدی پر از می می‌کنیغزلیات
  651. شمارهٔ ۵۸۷محتشم چون عمر صرف خدمت وی می‌کنیغزلیات
  652. شمارهٔ ۵۸۸نگشتی یار من تا طور یاری‌های من بینیغزلیات
  653. شمارهٔ ۵۸۹این است که خوار و زارم از ویغزلیات
  654. شمارهٔ ۵۹۰دیده‌ام مست و سرانداز و غزلخوان برهیغزلیات
  655. شمارهٔ ۵۹۱من و ملکی و خریداری مژگان سیهیغزلیات
  656. شمارهٔ ۵۹۲ای رشگ بتان به کج کلاهیغزلیات
  657. شمارهٔ ۵۹۳دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهیغزلیات
  658. شمارهٔ ۵۹۴مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائیغزلیات
  659. شمارهٔ ۵۹۵به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماواییغزلیات
  660. شمارهٔ ۵۹۶در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائیغزلیات
  661. شمارهٔ ۵۹۷نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائیغزلیات
  662. شمارهٔ ۵۹۸صورت به این لطافت سیرت به این نکوئیغزلیات
  663. شمارهٔ ۵۹۹دل خود رای مرا برده گل خودروئیغزلیات
  664. شمارهٔ ۶۰۰به جائی دلت گرم سوداست گوئیغزلیات
  665. شمارهٔ ۶۰۱هنوزت به ما کینه برجاست گوییغزلیات