شمارهٔ ۳۴

و نیز در اندرز

قطعهمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر روز کز سرور تو ای شاه بگذرد

روزی مرا هم از غم جانکاه بگذرد

آخر، نه راحت تو بماند نه محنتم

این هر دو، چون نسیم سحرگاه بگذرد

بر هر که هست، چون خوش و ناخوش، گذشتنی است

خرّم کسی که با دل آگاه بگذرد