شمارهٔ ۵۸۷

غزلمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط

حسنت کشیده بر ورق آفتاب خط

رسم است موی را رسد از شعله پیچ و تاب

زانرو نمی شود، نخورد پیچ و تاب خط

محرومیم ز رحم تو بسیار دور بود

جایی که شد ز لعل لبت کامیاب خط

چشم آن عذار ساده نیارد ز شرم دید

شاید برآرد آن گل رو، از حجاب خط

تب پرده پوش شمع کجا می شود حزین ؟

آن حسن شوخ را نکند در نقاب خط