شمارهٔ ۸۲

غزلمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به این شوخی اگر ریزد، سخن مستانه زان لب‌ها

فرو ریزد، شکست توبه، از آغوش مشرب‌ها

چو ابر از فیض ریزش، گرمی حرص و هوا بشکن

علاجی از عرق کردن ندارد بهتر، این تب‌ها