شمارهٔ ۲۸۷

غزلمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز دل برخاست شوری، دیدهٔ داغ درون روشن

گرفتم جای مجنون، چشم صحرای جنون روشن