شمارهٔ ۲۴۹

غزلفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرفرازی طلب از همّت مردانهٔ عشق

داغ خورشید بود بر سر دیوانهٔ عشق

نیست جز سینهٔ تفسیدهٔ این سوخته دل

سرزمینی که در آن سوخته شد دانهٔ عشق