شمارهٔ ۲۳۸

غزلفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ز خط شده ست عذارش بنفشه زار امروز

کرشمهٔ عجبی می کند بهار امروز

گرفته ام به سخن لعل می چکانش را

به خون توبه چرا نشکنم خمار امروز؟