شمارهٔ ۱۸

غزلمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نبرده لذت دیدار دلگشای تو را

غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را

به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم

که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را

گداخت ناله من، آشنا و بیگانه

خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را