شمارهٔ ۱۴۳

غزلمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد

درحلقهٔ زنجیر نظر بند بلا شد

هر ذرهٔ خاکیست جدا تشنهٔ خونی

رحم است بران قطره که از بحر جدا شد