محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
- شمارهٔ ۱سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
- شمارهٔ ۲به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبها
- شمارهٔ ۳جوانی بگذرد یا رب به کام دل جوانی را
- شمارهٔ ۴جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
- شمارهٔ ۵تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
- شمارهٔ ۶به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
- شمارهٔ ۷جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
- شمارهٔ ۸ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
- شمارهٔ ۹گل خواهد کرد از گل ما
- شمارهٔ ۱۰نوید آمدن یار دلستان مرا
- شمارهٔ ۱۱به قصد کوی تو بیرحم عاشقان ز وطنها
- شمارهٔ ۱۲روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
- شمارهٔ ۱۳مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
- شمارهٔ ۱۴بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
- شمارهٔ ۱۵شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
- شمارهٔ ۱۶چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
- شمارهٔ ۱۷قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
- شمارهٔ ۱۸ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت
- شمارهٔ ۱۹هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست
- شمارهٔ ۲۰حرف غمت از دهان ما جست
- شمارهٔ ۲۱لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
- شمارهٔ ۲۲ای باده ز خون من به جامت
- شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
- شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
- شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
- شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
- شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
- شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
- شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
- شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
- شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
- شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
- شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
- شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
- شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
- شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
- شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
- شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان میگذرد
- شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
- شمارهٔ ۴۰آن دلبر محملنشین چون جای در محمل کند
- شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
- شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
- شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
- شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
- شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
- شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
- شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
- شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان میداشت ما را در قفس
- شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
- شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
- شمارهٔ ۵۱دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
- شمارهٔ ۵۲پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
- شمارهٔ ۵۳سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
- شمارهٔ ۵۴غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
- شمارهٔ ۵۵کردهاست یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
- شمارهٔ ۵۶به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
- شمارهٔ ۵۷شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
- شمارهٔ ۵۸بیمهری اگر چه بیوفا هم
- شمارهٔ ۵۹مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
- شمارهٔ ۶۰ای گمشدهدل کجات جویم
- شمارهٔ ۶۱گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
- شمارهٔ ۶۲جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
- شمارهٔ ۶۳دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
- شمارهٔ ۶۴گه ره دیر و گهی راه حرم میپویم
- شمارهٔ ۶۵با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
- شمارهٔ ۶۶هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
- شمارهٔ ۶۷گواهی دهد چهرهٔ زرد من
- شمارهٔ ۶۸بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
- شمارهٔ ۶۹به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران
- شمارهٔ ۷۰آن کمان ابرو کند چون میل تیر انداختن
- شمارهٔ ۷۱منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو
- شمارهٔ ۷۲گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو
- شمارهٔ ۷۳خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
- شمارهٔ ۷۴بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
- شمارهٔ ۷۵مهر رخسار و مه جبین شدهای
- شمارهٔ ۷۶رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکستهای
- شمارهٔ ۷۷چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
- شمارهٔ ۷۸شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
- شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
- شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی
- شمارهٔ ۸۱کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
- شمارهٔ ۸۲شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
- شمارهٔ ۸۳ای که مشتاق وصل دلبندی
- شمارهٔ ۸۴کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
- شمارهٔ ۸۵دو چشمم خونفشان از دوری آن دلستانستی
- شمارهٔ ۸۶صبوری کردم و بستم نظر از ماهسیمایی
- شمارهٔ ۸۷من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،
- شمارهٔ ۸۸زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی
- شمارهٔ ۸۹ای که در جام رقیبان می پیاپی میکنی
- شمارهٔ ۹۰دل زارم بود در صیدگاه عشق نخجیری