شمارهٔ ۸

شعر ششم

خاصّان خدا اسیر دام دگرند

سرگرم و خوش و مست، زجام دگرند

از جنّت و دوزخ خبریشان نبود

از هر دو برون و در مقام دگرند

ننگ است بنزد عاشقان نام نکو

کین قوم به ننگ و نام دگرند

دنیا طلبان نکرده کامی حاصل

اندر طلب حصول کام دگرند

این مردم اهل دل که وحشی‌صفتند

از خلق رمیده‌اند و رام دگرند

ای حائری، عُشّاق در ایّام فراق

خُرسند، به صبح و ظهر و شام دگرند