شمارهٔ ۳۰

غزلمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قامت شده‌ست خم، من دیرینه سال را

باید به روی تیغ تو دید، این هلال را

چرخی که کاست، وقت تمامی، هلال را

کی نقص شان ما ننماید کمال را

مهر خموشیم، سپر زخم ذلت است

با دست رد چه کار لب بی سؤال را؟