رباعیات

هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

۳۶ شعر

  1. شمارهٔ ۱گر فاش شود عیوب پنهانی ما
  2. شمارهٔ ۲ای غیر برغم تو درین دیر خراب
  3. شمارهٔ ۳از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
  4. شمارهٔ ۴روی تو که رشک ماه ناکاسته است
  5. شمارهٔ ۵ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
  6. شمارهٔ ۶این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
  7. شمارهٔ ۷این تیغ که در کف آتشی سوزان است
  8. شمارهٔ ۸این تکیه که رشک گلستان ارم است
  9. شمارهٔ ۹یک لحظه کسی که با تو دمساز آید
  10. شمارهٔ ۱۰هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
  11. شمارهٔ ۱۱یارب رود از تنم اگر جان چه شود
  12. شمارهٔ ۱۲دست ساقی ز دست حاتم خوشتر
  13. شمارهٔ ۱۳ای مستمعان را ز حدیث تو سرور
  14. شمارهٔ ۱۴باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
  15. شمارهٔ ۱۵باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر
  16. شمارهٔ ۱۶دارم ز غم فراق یاری که مپرس
  17. شمارهٔ ۱۷مهجور تو را شب خیالی که مپرس
  18. شمارهٔ ۱۸دارم ز جدایی غزالی که مپرس
  19. شمارهٔ ۱۹بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش
  20. شمارهٔ ۲۰دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق
  21. شمارهٔ ۲۱ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ
  22. شمارهٔ ۲۲آن گل که چو من هزار دارد بلبل
  23. شمارهٔ ۲۳اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل
  24. شمارهٔ ۲۴از جور بتی ز عمر خود سیر شدم
  25. شمارهٔ ۲۵از عشق تو جان بی قراری دارم
  26. شمارهٔ ۲۶اول بودت برم گذر مسکن هم
  27. شمارهٔ ۲۷زان روز که شد بنای این نه طارم
  28. شمارهٔ ۲۸من از همه عشاق تو مغموم‌ترم
  29. شمارهٔ ۲۹در دهر چه غم ز بینوایی دارم
  30. شمارهٔ ۳۰این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو
  31. شمارهٔ ۳۱هر گل که شمیم مشکبار آید ازو
  32. شمارهٔ ۳۲بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه
  33. شمارهٔ ۳۳این ریخته خون من و صد همچو منی
  34. شمارهٔ ۳۴ای خواجه که نان به زیردستان ندهی
  35. شمارهٔ ۳۵افسوس که از همنفسان نیست کسی
  36. شمارهٔ ۳۶هرچند که گلچهره و سیمین بدنی