غزلیات

هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

۹۰ شعر

  1. شمارهٔ ۱سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را
  2. شمارهٔ ۲به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها
  3. شمارهٔ ۳جوانی بگذرد یا رب به کام دل جوانی را
  4. شمارهٔ ۴جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
  5. شمارهٔ ۵تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن‌ها
  6. شمارهٔ ۶به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
  7. شمارهٔ ۷جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
  8. شمارهٔ ۸ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
  9. شمارهٔ ۹گل خواهد کرد از گل ما
  10. شمارهٔ ۱۰نوید آمدن یار دلستان مرا
  11. شمارهٔ ۱۱به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها
  12. شمارهٔ ۱۲روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
  13. شمارهٔ ۱۳مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
  14. شمارهٔ ۱۴بوده است یار بی من اگر دوش با رقیب
  15. شمارهٔ ۱۵شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
  16. شمارهٔ ۱۶چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
  17. شمارهٔ ۱۷قاصد به خاک بر سر کویش فتاده کیست
  18. شمارهٔ ۱۸ز غمزه، چشم تو یک تیر در کمان نگذاشت
  19. شمارهٔ ۱۹هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیست
  20. شمارهٔ ۲۰حرف غمت از دهان ما جست
  21. شمارهٔ ۲۱لبم خموش ز آواز مدعا طلبی است
  22. شمارهٔ ۲۲ای باده ز خون من به جامت
  23. شمارهٔ ۲۳گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت
  24. شمارهٔ ۲۴چه گویمت که دلم از جدائیت چون است
  25. شمارهٔ ۲۵یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیست
  26. شمارهٔ ۲۶مطلب و مقصود ما از دو جهان، اوست اوست
  27. شمارهٔ ۲۷شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
  28. شمارهٔ ۲۸بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
  29. شمارهٔ ۲۹بتان نخست چو در دلبری میان بستند
  30. شمارهٔ ۳۰با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
  31. شمارهٔ ۳۱در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد
  32. شمارهٔ ۳۲کدام عهد نکویان عهد ما بستند
  33. شمارهٔ ۳۳دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
  34. شمارهٔ ۳۴نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
  35. شمارهٔ ۳۵داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
  36. شمارهٔ ۳۶گفتم که چاره غم هجران شود نشد
  37. شمارهٔ ۳۷گر آن گلبرگ خندان در گلستانی دمی خندد
  38. شمارهٔ ۳۸به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد
  39. شمارهٔ ۳۹دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
  40. شمارهٔ ۴۰آن دلبر محمل‌نشین چون جای در محمل کند
  41. شمارهٔ ۴۱شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
  42. شمارهٔ ۴۲امروز ما را گر کشی بی‌جرم از ما بگذرد
  43. شمارهٔ ۴۳گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
  44. شمارهٔ ۴۴تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
  45. شمارهٔ ۴۵گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
  46. شمارهٔ ۴۶بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
  47. شمارهٔ ۴۷از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
  48. شمارهٔ ۴۸با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
  49. شمارهٔ ۴۹رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
  50. شمارهٔ ۵۰شبی فرخنده و روزی همایون روزگاری خوش
  51. شمارهٔ ۵۱دانی که دلبر با دلم چون کرد و من چون کردمش
  52. شمارهٔ ۵۲پس از چندی کند یک لحظه با من یار دورانش
  53. شمارهٔ ۵۳سرو قدی که بود دیدهٔ دلها به رهش
  54. شمارهٔ ۵۴غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزل
  55. شمارهٔ ۵۵کرده‌است یا قاصد نهان مکتوب جانان در بغل
  56. شمارهٔ ۵۶به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
  57. شمارهٔ ۵۷شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم
  58. شمارهٔ ۵۸بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم
  59. شمارهٔ ۵۹مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
  60. شمارهٔ ۶۰ای گمشده‌دل کجات جویم
  61. شمارهٔ ۶۱گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
  62. شمارهٔ ۶۲جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
  63. شمارهٔ ۶۳دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
  64. شمارهٔ ۶۴گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم
  65. شمارهٔ ۶۵با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
  66. شمارهٔ ۶۶هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
  67. شمارهٔ ۶۷گواهی دهد چهرهٔ زرد من
  68. شمارهٔ ۶۸بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
  69. شمارهٔ ۶۹به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران
  70. شمارهٔ ۷۰آن کمان ابرو کند چون میل تیر انداختن
  71. شمارهٔ ۷۱منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو
  72. شمارهٔ ۷۲گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو
  73. شمارهٔ ۷۳خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
  74. شمارهٔ ۷۴بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
  75. شمارهٔ ۷۵مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
  76. شمارهٔ ۷۶رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ای
  77. شمارهٔ ۷۷چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
  78. شمارهٔ ۷۸شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
  79. شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
  80. شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
  81. شمارهٔ ۸۱کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی
  82. شمارهٔ ۸۲شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی
  83. شمارهٔ ۸۳ای که مشتاق وصل دلبندی
  84. شمارهٔ ۸۴کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
  85. شمارهٔ ۸۵دو چشمم خون‌فشان از دوری آن دلستانستی
  86. شمارهٔ ۸۶صبوری کردم و بستم نظر از ماه‌سیمایی
  87. شمارهٔ ۸۷من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،
  88. شمارهٔ ۸۸زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی
  89. شمارهٔ ۸۹ای که در جام رقیبان می پیاپی می‌کنی
  90. شمارهٔ ۹۰دل زارم بود در صیدگاه عشق نخجیری