غزل

الهامی کرمانشاهی

۹ شعر

  1. شمارهٔ ۱دلم از وحشت تنهایی شب‌ها خون است
  2. شمارهٔ ۲این تف عشق که اندر جگر زار من است
  3. شمارهٔ ۳سیاهکارتر از من کسی به دوران نیست
  4. شمارهٔ ۴شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی دارد
  5. شمارهٔ ۵از بتان یار مرا انباز می‌خواهی ندارد
  6. شمارهٔ ۶هرجای که رفتیم و به هرسو که دویدیم
  7. شمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
  8. شمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارم
  9. شمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی