شمارهٔ ۹۴

تاریخ

قطعه

سصید و سی و سه ز بعد هزار

شب ز وحشت کسی نمیخوابد

در ده و شهر و قریه از باران

کاخ معمول کس نمی یابد

آفتاب ار شود پدید از ابر

همه جا بر خرابه می‌تابد