محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
گنجینة الاسرار
عمان سامانی
۴۲ شعر
- شمارهٔ ۱دیباچهدردا که ما ز مقصد خود دورتر شدیم
- شمارهٔ ۱در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
- شمارهٔ ۲جلوهای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
- شمارهٔ ۳نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
- شمارهٔ ۴مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
- شمارهٔ ۵سایهٔ معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد
- شمارهٔ ۶دیگر از ساقی نشان باقی نبود
- شمارهٔ ۷وه! که این مطلب ندارد انتها
- شمارهٔ ۸باز گوید رسم عاشق این بود
- شمارهٔ ۹لاجرم آن شاهد صبح ازل
- شمارهٔ ۱۰چون چشم خدای بین نداری، باری
- شمارهٔ ۱۱ساقیا جام دگر لبریز کن
- شمارهٔ ۱۲مرا حرام که خواند؟ که وقت خوردن من
- شمارهٔ ۱۳باز بینم رازی اندر پردهیی
- شمارهٔ ۱۴باز آن گوینده گفتن ساز کرد
- شمارهٔ ۱۵گوید او چون باده خواران الست
- شمارهٔ ۱۶هرکه بیرونی بد از مجلس گریخت
- شمارهٔ ۱۷باز هستی، طاقتم را طاق کرد
- شمارهٔ ۱۸باز وقت آمد که مستی سرکنم
- شمارهٔ ۱۹سری اندر گوش هر یک، باز گفت
- شمارهٔ ۲۰ز آن نمیآرم بر آوردن خروش
- شمارهٔ ۲۱در اول، نفس چون زنبور کافر داشتم لیکن
- شمارهٔ ۲۲باز لیلی زد به گیسو شانه را
- شمارهٔ ۲۳باز از میخانه، دل بویی شنید
- شمارهٔ ۲۴نه هر پرنده به پروانه میرسد در عشق
- شمارهٔ ۲۵باز دارم؛ راحت و رنجی بهم
- شمارهٔ ۲۶هیچ میدانی تو ای صاحب یقین
- شمارهٔ ۲۷چو ممکن گرد هستی برنشاند
- شمارهٔ ۲۸در جواب ار تنک شکر قند ریخت
- شمارهٔ ۲۹خوش نباشد از تو شمشیر آختن
- شمارهٔ ۳۰مستی دهد زیارت خاک جم ای عجب
- شمارهٔ ۳۱دیگرم شوری به آب و گل رسید
- شمارهٔ ۳۲خواهرش بر سینه و بر سرزنان
- شمارهٔ ۳۳پس زجان بر خواهر استقبال کرد
- شمارهٔ ۳۴خودنمایی کن که طاقت طاق شد
- شمارهٔ ۳۵قابل اسرار دید آن سینه را
- شمارهٔ ۳۶باز دل را نوبت بیماری ست
- شمارهٔ ۳۷بازم اندر مهد دل طفل جنون
- شمارهٔ ۳۸ساقی ای قربان چشم مست تو
- شمارهٔ ۳۹عارفی گوید شبی از روی حال
- شمارهٔ ۴۰مطرب ای مجموعهی فصل الخطاب
- شمارهٔ ۴۱گشت تیغ لامثالش، گرم سیر