رباعیات

محتشم کاشانی · دیوان اشعار

۸۵ شعر

  1. شمارهٔ ۱نواب کز و نیم مه و سال جدا
  2. شمارهٔ ۲ای کرده قدوم تو سرافراز مرا
  3. شمارهٔ ۳ای نورده آیینهٔ احساس مرا
  4. شمارهٔ ۴گفتند ز حادثات این دیر خراب
  5. شمارهٔ ۵بنیاد دو بینی چو شد از عشق خراب
  6. شمارهٔ ۶آن شوخ که تکیه‌گاه او چشم ترست
  7. شمارهٔ ۷روزی که دلم خیال ابروی تو بست
  8. شمارهٔ ۸ای قصرِ بلندِ آسمان پیشِ تو پست
  9. شمارهٔ ۹آصف که مهین سوادِ اقلیمِ بقاست
  10. شمارهٔ ۱۰طراح که طرح این بنا ریخته است
  11. شمارهٔ ۱۱این آب که خضر ازو بقا خواسته است
  12. شمارهٔ ۱۲خانی که سپهرش به سجود آمده است
  13. شمارهٔ ۱۳آن طره چو دارم من بدنام ز دست
  14. شمارهٔ ۱۴این عید حضور خان چو ملک افروزست
  15. شمارهٔ ۱۵سلاخ که آدمی کشی شیوهٔ اوست
  16. شمارهٔ ۱۶اسلام که صید اهل ایمان فن اوست
  17. شمارهٔ ۱۷این حوض که دل هلاک نظارهٔ اوست
  18. شمارهٔ ۱۸گردون که به امر کن فکان چاکرتست
  19. شمارهٔ ۱۹آن فتنه که در سربلند افسرتوست
  20. شمارهٔ ۲۰سلطان جهان که ماه تا ماهی ازوست
  21. شمارهٔ ۲۱چیزی که به گل داده خدا زیبائیست
  22. شمارهٔ ۲۲ای گشته وثاق کمترین مولایت
  23. شمارهٔ ۲۳خسرومنشی که دور خواندش فرهاد
  24. شمارهٔ ۲۴فرهاد ز کوه کندن بی‌بنیاد
  25. شمارهٔ ۲۵خورشید سپهر سر بلندی بهزاد
  26. شمارهٔ ۲۶آزار تو دور از تن زیبای تو باد
  27. شمارهٔ ۲۷بی‌تحفه نبرد اگرچه زین خسته نهاد
  28. شمارهٔ ۲۸در عهد تو کامرانی خواهم کرد
  29. شمارهٔ ۲۹یاری که به نیش غم دلی ریش نکرد
  30. شمارهٔ ۳۰خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
  31. شمارهٔ ۳۱این آب که شعلهٔ‌وش ز جا می‌خیزد
  32. شمارهٔ ۳۲آن دست که نخل قد آدم ریزد
  33. شمارهٔ ۳۳گاه از همه وجه طامعم می‌دانند
  34. شمارهٔ ۳۴ای بی تو چو هم دم به من خسته نموده
  35. شمارهٔ ۳۵آن خسرو فرهاد لقب کز ره جود
  36. شمارهٔ ۳۶عفوی که ز اندازه بدر خواهد بود
  37. شمارهٔ ۳۷این بنده که ملک نظم پیوستش بود
  38. شمارهٔ ۳۸آن ابر عطا که حاتمش کرده سجود
  39. شمارهٔ ۳۹چون داد قضا صیقل مرآت وجود
  40. شمارهٔ ۴۰چادر شب بستر خود ای طرفه‌نگار
  41. شمارهٔ ۴۱در بزم حکیمان ز می شورانگیز
  42. شمارهٔ ۴۲آن طبع که چون آینهٔ پاکست زغش
  43. شمارهٔ ۴۳سلاخ که ساختی به پردانی خویش
  44. شمارهٔ ۴۴آن ماه که در خوبی او نیست خلاف
  45. شمارهٔ ۴۵ای جلوه‌ات از قامت چابک نازک
  46. شمارهٔ ۴۶ای صید سگ شیر شکار تو پلنگ
  47. شمارهٔ ۴۷ای کوی تو قبله‌گاه ارباب قبول
  48. شمارهٔ ۴۸می‌کرد چو سکه حی صاحب تنزیل
  49. شمارهٔ ۴۹در تکیه‌گه واسع این بزم جلیل
  50. شمارهٔ ۵۰از ملک ملوک ما درین بیت جلیل
  51. شمارهٔ ۵۱این ساعی اگرچه باشد از حسن قلیل
  52. شمارهٔ ۵۲آن راه که از حال سهیلی است جمیل
  53. شمارهٔ ۵۳المنة لله که از سعی جمیل
  54. شمارهٔ ۵۴اسبی که بود پویه گهش چرخ نهم
  55. شمارهٔ ۵۵بر پیکر آن سرور خورشید علم
  56. شمارهٔ ۵۶ای نام تو در هر لغتی ذکر انام
  57. شمارهٔ ۵۷ای درگه خاصت از شرف کعبه عام
  58. شمارهٔ ۵۸سقا پسرا خسته دل از دست توام
  59. شمارهٔ ۵۹این بستر خستگی که انداخته‌ام
  60. شمارهٔ ۶۰دی از کرم داور دوران کردم
  61. شمارهٔ ۶۱اسلام که گم کرده ز دل آرامم
  62. شمارهٔ ۶۲زان پیش که هجر تو برد آرامم
  63. شمارهٔ ۶۳خواهم که شبی محو جمال تو شوم
  64. شمارهٔ ۶۴دارد ز خدا خواهش جنات نعیم
  65. شمارهٔ ۶۵گیرم که به چشم خلق پوید دشمن
  66. شمارهٔ ۶۶چون مهر تو میتوان نهان ورزیدن
  67. شمارهٔ ۶۷از لطف تو سهل است کرم ورزیدن
  68. شمارهٔ ۶۸در کعبه قدم نهاده‌ام وای به من
  69. شمارهٔ ۶۹گوئی ز ته بستر آن حجله نشین
  70. شمارهٔ ۷۰اسلام مگو آفت ایام است این
  71. شمارهٔ ۷۱اسلام مرا ای دل دیندار ببین
  72. شمارهٔ ۷۲ای شیخ که هست دایم از نخوت تو
  73. شمارهٔ ۷۳گفتم چو رسد کوکبهٔ دولت تو
  74. شمارهٔ ۷۴هرچند که بهر پاس جمیعت تو
  75. شمارهٔ ۷۵لی شیر فلک اسیر صیادی تو
  76. شمارهٔ ۷۶این کوثر فیض بخش کز خجلت او
  77. شمارهٔ ۷۷آن شوخ که چشم مردمی دارم ازو
  78. شمارهٔ ۷۸ای خامه ورق چون به مداد آرائی
  79. شمارهٔ ۷۹در راه دگر اگرچه چست آمده‌ای
  80. شمارهٔ ۸۰با آن که به مهر آزمونم کردی
  81. شمارهٔ ۸۱از الفت درد اگرچه کلفت داری
  82. شمارهٔ ۸۲این حوض که در دیده هر نکته رسی
  83. شمارهٔ ۸۳عید آمد و بانگ نوبت سلطانی
  84. شمارهٔ ۸۴هر نجم که بر فلک رود ز آیت وی
  85. شمارهٔ ۸۵ای شمع سراپردهٔ شاهنشاهی