شمارهٔ ۴۱

وله ایضا

قطعهفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ابوالفتح بیک آن گرامی جوان

که رخت بقا سوی عقبی کشید

غریو از جهان خاست کان شاخ گل

به آن تازگی پا ز دنیا کشید

چو تاریخ او خواستم عقل گفت

ابوالفتح بیک از جهان پا کشید