محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
رباعیات
حزین لاهیجی
۲۶۴ شعر
- شمارهٔ ۱شد صید خم زلف رسایی دل ما
- شمارهٔ ۲ای چشم و چراغ دل غم دیدهٔ ما
- شمارهٔ ۳لعلت به فسون نبرد از دل تب و تاب
- شمارهٔ ۴کردی دلم از حسن گلوسوز کباب
- شمارهٔ ۵در دیدهٔ هر که شق کند پردهٔ خواب
- شمارهٔ ۶ای مطرب عاشقان نوای تو کجاست؟
- شمارهٔ ۷سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست
- شمارهٔ ۸در کار زمانه هر که بیکارتر است
- شمارهٔ ۹هر چند که ما رهرو و دنیا راه است
- شمارهٔ ۱۰اوضاع زمانه لایق دیدن نیست
- شمارهٔ ۱۱نوبت ز کیان به ماکیان افتاده ست
- شمارهٔ ۱۲در محفل آسمان سُها و خور هست
- شمارهٔ ۱۳خویی مه و مهر را به دلداری نیست
- شمارهٔ ۱۴دانم که به جز خدای قهّاری نیست
- شمارهٔ ۱۵آن را که نصیب از خرد ادراک است
- شمارهٔ ۱۶خورشید، علم به کوهساران زد و رفت
- شمارهٔ ۱۷هر چند که خصمی سپهر از جهل است
- شمارهٔ ۱۸از عمر عزیز رفته افزون از شصت
- شمارهٔ ۱۹دل گم شده است، سینه پردازی هست
- شمارهٔ ۲۰از دیده به دیده، ناوک اندازی هست
- شمارهٔ ۲۱امّید گداست، تا در بازی هست
- شمارهٔ ۲۲داغی که بکاود سر پرشور کجاست؟
- شمارهٔ ۲۳صد وادی بیکرانه درگوشه ی ماست
- شمارهٔ ۲۴ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟
- شمارهٔ ۲۵آلوده ی کام دل مشو، کام آن است
- شمارهٔ ۲۶آن غنچه که نشکفد به گلشن لب ماست
- شمارهٔ ۲۷از داغ فراق سینه ام جوشان است
- شمارهٔ ۲۸ازگریهٔ من دیدهٔ اختر شور است
- شمارهٔ ۲۹عشق است سلیمان و دل انگشتر اوست
- شمارهٔ ۳۰هر چند سپهر فکرم اختربار است
- شمارهٔ ۳۱ای ساقی عاشقان، می ناب کجاست؟
- شمارهٔ ۳۲عهدیست که آشنا و بیگانه یکیست
- شمارهٔ ۳۳ساقی، قدحی که دور گلزار گذشت
- شمارهٔ ۳۴عشق است که درد من و درمان من است
- شمارهٔ ۳۵افسانهٔ عشق، راز پنهان من است
- شمارهٔ ۳۶یار است که در ظلمت امکان شمع است
- شمارهٔ ۳۷این کوچهٔ عمر، وحشت افزا راهی ست
- شمارهٔ ۳۸غمنامهٔ ما خواند و جوابی ننوشت
- شمارهٔ ۳۹افسوس که درد عشق و درمان هم نیست
- شمارهٔ ۴۰هستی بزمی ست، انجمن سازی هست
- شمارهٔ ۴۱یار آینه حسن دلارای خود است
- شمارهٔ ۴۲آن را که رسوم عشقبازی اصل است
- شمارهٔ ۴۳داغم به دل از دو گوهر نایاب است
- شمارهٔ ۴۴از حرف وداع، دیده جیحون شد و رفت
- شمارهٔ ۴۵بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست
- شمارهٔ ۴۶هند است و جهان به کام می باید اوا نیست
- شمارهٔ ۴۷در هند اگر کسی نرنجد از راست
- شمارهٔ ۴۸دل خوش نکند نالهٔ زاری که مراست
- شمارهٔ ۴۹دیدیم، سواد هند حیرت زار است
- شمارهٔ ۵۰در زیر فلک نالهٔ ما بی اثر است
- شمارهٔ ۵۱دردانهٔ دریای حقیقت درد است
- شمارهٔ ۵۲ای سینه بنال، ناله کار من و توست
- شمارهٔ ۵۳ساقی، رگ ابر آبداری برخاست
- شمارهٔ ۵۴ای تیره شب فراق، پایان وقت است
- شمارهٔ ۵۵با ما زاهد، خیال خامت عبث است
- شمارهٔ ۵۶دردا که دری نسفته می باید رفت
- شمارهٔ ۵۷ما را لب لعل فام می باید، نیست
- شمارهٔ ۵۸از روی تو شمع سان نگاهم همه سوخت
- شمارهٔ ۵۹از صومعه تا میکده، پر راهی نیست
- شمارهٔ ۶۰از خصمی مردمان مرا حال نکوست
- شمارهٔ ۶۱آن دیده، که بازاری عشاقش خوست
- شمارهٔ ۶۲دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
- شمارهٔ ۶۳مردی که میان دردمندان فرد است
- شمارهٔ ۶۴دلبر بسیار و دل نگهدار کم است
- شمارهٔ ۶۵دانی که به من در غمت آیا چه گذشت؟
- شمارهٔ ۶۶دوران به نشاط و غم صلایی زد و رفت
- شمارهٔ ۶۷دیشب طربی بر دل غمناکم ریخت
- شمارهٔ ۶۸بسته ست زبانم و بیان در سیر است
- شمارهٔ ۶۹از حوصلهٔ صبر، غمت بیرون است
- شمارهٔ ۷۰هرحند که حسن و عشق، مستور به است
- شمارهٔ ۷۱گر خاک شوی، در ره دلدار خوش است
- شمارهٔ ۷۲دم سردی زاهدان کافورمزاج
- شمارهٔ ۷۳اندوه جهان و شادمانی همه هیچ
- شمارهٔ ۷۴بلبل سر کرد ناله هنگام صبوح
- شمارهٔ ۷۵در دهر دنی که هست شیرینش تلخ
- شمارهٔ ۷۶با تنگدلی حوصلهٔ ماست فراخ
- شمارهٔ ۷۷ابنای زمانه، لولیان آیینند
- شمارهٔ ۷۸گر طالع پست، نارساییها کرد
- شمارهٔ ۷۹خورشید رخ تو تا دل افروز نشد
- شمارهٔ ۸۰اکسیر محبت رخ ما کاهی کرد
- شمارهٔ ۸۱در هجر تو ناله سینه فرسایی کرد
- شمارهٔ ۸۲شاخ گل من نظر به خاری نکند
- شمارهٔ ۸۳دل در غم عشق، کامرانی نکند
- شمارهٔ ۸۴پیوسته دی و تموز دم سردی کرد
- شمارهٔ ۸۵یک چند دل از پی تمنا گردید
- شمارهٔ ۸۶تا بر لب عاشق می گلگون ناید
- شمارهٔ ۸۷آمد به برم یار و چه زیبا آمد!
- شمارهٔ ۸۸عالی گهران و خوش عیاران رفتند
- شمارهٔ ۸۹گفتم که به یاد یار خواهی آمد
- شمارهٔ ۹۰یا رب چه شود گرکرمت یار افتد؟
- شمارهٔ ۹۱آن بی خردی که شوم چون زاغ افتد
- شمارهٔ ۹۲نزدیک بود ز لب هوا بردارد
- شمارهٔ ۹۳دهرم به شکنج انزوا می دارد
- شمارهٔ ۹۴گفتم ز غمت غنچهٔ دل وا نشود
- شمارهٔ ۹۵نظّارهٔ زشت، دیده را میل کشید
- شمارهٔ ۹۶باطل کیشان بر اهل حق چیر شدند
- شمارهٔ ۹۷الفاظ و معانی از کلامم نو شد
- شمارهٔ ۹۸ای آنکه غم تو عیش جاوید بود
- شمارهٔ ۹۹آنان که به سودای تو داغ افروزند
- شمارهٔ ۱۰۰تا چند زمانه فتنه اندوز شود؟
- شمارهٔ ۱۰۱عاقل تحصیل علم بیجا چه کند؟
- شمارهٔ ۱۰۲تیغم به زبون کشی چو مانوس نبود
- شمارهٔ ۱۰۳دنیا طلب دنی، به دنیا ارزد
- شمارهٔ ۱۰۴از عکس رخ تو، گلستان پیدا شد
- شمارهٔ ۱۰۵در راه طلب، ناله هواخواهی کرد
- شمارهٔ ۱۰۶با کعبه چه کار اگر معاشی ندهند؟
- شمارهٔ ۱۰۷بربندی اگر به خون کمر را چه شود؟
- شمارهٔ ۱۰۸در ماتم تو چرا جگر خون نشود؟
- شمارهٔ ۱۰۹در عشق، رگ جان گرفتار برند
- شمارهٔ ۱۱۰این شور نه آن لعل شکرریز فکند
- شمارهٔ ۱۱۱در ماتم تو شیون دلهاست بلند
- شمارهٔ ۱۱۲در ماتم تو، ملک و ملک شیون کرد
- شمارهٔ ۱۱۳دل می بری و خبر نداری که چه شد
- شمارهٔ ۱۱۴دل در غم هجر، بی قراری ها کرد
- شمارهٔ ۱۱۵اول نگه تو فتنه انگیز نبود
- شمارهٔ ۱۱۶آنجا که رسوم ما و من برخیزد
- شمارهٔ ۱۱۷هر جلوه که آن نرگس عیار کند
- شمارهٔ ۱۱۸سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟
- شمارهٔ ۱۱۹شاهنشهی خلق جهان نتوان کرد
- شمارهٔ ۱۲۰ابر آمد و سینه را به کهسار نهاد
- شمارهٔ ۱۲۱خنگ تو به کوهِ عالی ارکان ماند
- شمارهٔ ۱۲۲بلبل به نوای آشنا می نازد
- شمارهٔ ۱۲۳بر پای بت، از نیاز پیشانی زد
- شمارهٔ ۱۲۴از گوشهٔ عزلتم جدا نتوان کرد
- شمارهٔ ۱۲۵غیر از کف خالی که ز ما بر جا ماند
- شمارهٔ ۱۲۶بر تیره شب من که دل و جان گرید
- شمارهٔ ۱۲۷عالی گهران، بنده نژادان منند
- شمارهٔ ۱۲۸در دهر، به مستعار آلوده مگرد
- شمارهٔ ۱۲۹گر نوح و دعای غرق، این دم می شد
- شمارهٔ ۱۳۰هرگه سخنی برلب اظهار رسد
- شمارهٔ ۱۳۱افسرده دمان عهد ما، رشک یخند
- شمارهٔ ۱۳۲از رهگذر دوست، صبایی نرسید
- شمارهٔ ۱۳۳زان پیش که دی آفت بستان گردد
- شمارهٔ ۱۳۴مشکل که دلم را نگهت شاد کند
- شمارهٔ ۱۳۵دل، بندهٔ عشق است، کفیلی دارد
- شمارهٔ ۱۳۶تا چند ز اشک بر رخم رنگ آید
- شمارهٔ ۱۳۷عشق تو سواد دیده را جیحون کرد
- شمارهٔ ۱۳۸وبرانهٔ هند،کز صفا پاک بود
- شمارهٔ ۱۳۹کمتر به وصال، قرعهٔ کار افتد
- شمارهٔ ۱۴۰گلگون سرشک، گرم جولانی کرد
- شمارهٔ ۱۴۱بی پا و سران که هرزه گردی دارند
- شمارهٔ ۱۴۲ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
- شمارهٔ ۱۴۳حسنش، به می از حجاب بیرون آمد
- شمارهٔ ۱۴۴گردد چو خراب تن، چه غم؟ جان باشد
- شمارهٔ ۱۴۵جانان چو هوای جلوه ی ناز کند
- شمارهٔ ۱۴۶حسن تو به یک جلوه گرفتارم کرد
- شمارهٔ ۱۴۷کی بود که دل بستهٔ زنار نبود؟
- شمارهٔ ۱۴۸زین پیش فلک چنین دل آزار نبود
- شمارهٔ ۱۴۹خوش آن که پیام ارجعی گوش کند
- شمارهٔ ۱۵۰مستان لقا چو ارجعی گوش کنند
- شمارهٔ ۱۵۱با شعلهٔ آه، چشم گریان چه کند؟
- شمارهٔ ۱۵۲بر لب قدحی بعد هلاکم بگذار
- شمارهٔ ۱۵۳در هجر حزین، از غم جانکاه بمیر
- شمارهٔ ۱۵۴ای دستخوش هزار سودا هشدار
- شمارهٔ ۱۵۵با سرمه چو شد نرگس عیّار تو یار
- شمارهٔ ۱۵۶گر جلوهٔ دوست می کند عاشق سیر
- شمارهٔ ۱۵۷با داغ تو سال و ماه بردیم به سر
- شمارهٔ ۱۵۸بس بوالعجب است زیر این چرخ اثیر
- شمارهٔ ۱۵۹ساقی قدحی از می گلفام بیار
- شمارهٔ ۱۶۰مطرب مگذار دم، نی و چنگ بیار
- شمارهٔ ۱۶۱ای سوخته جان سپند، یاد تو به خیر
- شمارهٔ ۱۶۲گر ترک کم و بیش کنی اولی تر
- شمارهٔ ۱۶۳از خصمی روزگار بی مهر و تمیز
- شمارهٔ ۱۶۴مردانه حزین از سر دنیا برخیز
- شمارهٔ ۱۶۵خونم به کرشمه، ای جفاکیش مریز
- شمارهٔ ۱۶۶در راه خطیری که نشیب است و فراز
- شمارهٔ ۱۶۷از هند نجس، نجات می خواهم و بس
- شمارهٔ ۱۶۸از ظلمت هندِ سفله انگیز مترس
- شمارهٔ ۱۶۹بخرید یکی خواجه، غلامی به هوس
- شمارهٔ ۱۷۰رباعی مستزادآنی که سر از سجدهٔ کوی تو نتافت
- شمارهٔ ۱۷۱این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوس
- شمارهٔ ۱۷۲تا چند به چنگ غم پنهانی خویش
- شمارهٔ ۱۷۳صوفی برخیز، باده صافیست بکش
- شمارهٔ ۱۷۴ای عوج زمانه، قد چالاک بکش
- شمارهٔ ۱۷۵ای صورت و معنی تو را پستی فرض
- شمارهٔ ۱۷۶پنهان به سیه خانهٔ حرف است نقط
- شمارهٔ ۱۷۷تا عشق فکند در دلم تاب چو شمع
- شمارهٔ ۱۷۸آسوده تویی چو سرو و سوسن در باغ
- شمارهٔ ۱۷۹چون عشق کشید تیغ هیجا ز غلاف
- شمارهٔ ۱۸۰هرچند نوای آتشین دارد عشق
- شمارهٔ ۱۸۱صوفی که بود اساس کارش بر زرق
- شمارهٔ ۱۸۲چون لاله آتشین درین تیره مغاک
- شمارهٔ ۱۸۳میزان حقیم و امتحان و لَکَ لک ؟
- شمارهٔ ۱۸۴گر نیست مرا طالع فیروز چه باک؟
- شمارهٔ ۱۸۵پختیم به کار خویش سودا، من و دل
- شمارهٔ ۱۸۶تا عشق تو گشت از ازل روزی دل
- شمارهٔ ۱۸۷اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل
- شمارهٔ ۱۸۸جمعیت خویش را پریشان کردم
- شمارهٔ ۱۸۹از کام دل است بس که عریان دستم
- شمارهٔ ۱۹۰آنم که به ملک نیستی سلطانم
- شمارهٔ ۱۹۱آنم که ز ذوق نیستی دلشادم
- شمارهٔ ۱۹۲رخ، تازه به اشک ارغوانی دارم
- شمارهٔ ۱۹۳یک چند، دل از آز هراسان کردیم
- شمارهٔ ۱۹۴بشتاب دلا برگ سفر ساز کنیم
- شمارهٔ ۱۹۵بار خودی افکنم، سبکتاز روم
- شمارهٔ ۱۹۶داغ غم آن نگار مهوش دارم
- شمارهٔ ۱۹۷زیبا صنما ز بی قراران توایم
- شمارهٔ ۱۹۸یارای زبان کو که ثنای تو کنیم؟
- شمارهٔ ۱۹۹عشق تو کلیم طور سینای دلم
- شمارهٔ ۲۰۰جان در سر زلف تابناکی کردم
- شمارهٔ ۲۰۱حال دل آسوده دلان سوخت دلم
- شمارهٔ ۲۰۲صوفی برخیز های و هوبی بزنیم
- شمارهٔ ۲۰۳از ظلمت هستی خود آزاده منم
- شمارهٔ ۲۰۴چون شمع بود داغ جنون تاج سرم
- شمارهٔ ۲۰۵ای هوش به می داده، فدای تو شوم
- شمارهٔ ۲۰۶چل سال کتاب جسم و جان را خواندیم
- شمارهٔ ۲۰۷زهرم به قدح دهی که می نوش مکن
- شمارهٔ ۲۰۸از گنج، به مار صلح نتوان کردن
- شمارهٔ ۲۰۹مقدور نشد ز دامن افشانی من
- شمارهٔ ۲۱۰تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟
- شمارهٔ ۲۱۱وبرانی عشق، باشد آباد شدن
- شمارهٔ ۲۱۲ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
- شمارهٔ ۲۱۳معنی طلبی، بساط صورت ته کن
- شمارهٔ ۲۱۴پیش کرمت دست تهی آوردم
- شمارهٔ ۲۱۵گر قدر به روستا نمی دارندم
- شمارهٔ ۲۱۶تا کی گل عیش در چمنها جویم؟
- شمارهٔ ۲۱۷پرسید ز یار خود، یکی از یاران
- شمارهٔ ۲۱۸ای رهرو عشق، کاهلی پیشه مکن
- شمارهٔ ۲۱۹نه قصّهٔ سرسری، نه بازی ست سخن
- شمارهٔ ۲۲۰آن راحت جان و دل شیدایی من
- شمارهٔ ۲۲۱ای دیدهٔ زار من چه خواهی کردن؟
- شمارهٔ ۲۲۲صوفی، اگرت هوای کشف است و یقین
- شمارهٔ ۲۲۳یاران عزیز و نور بینایی من
- شمارهٔ ۲۲۴حق ظاهر و خلق در حجاب افزودن
- شمارهٔ ۲۲۵آمد سحر آن نگار خونین جگران
- شمارهٔ ۲۲۶ای گل تو به بویی دل خود شاد مکن
- شمارهٔ ۲۲۷ای بخت نژند در سیاهی بی تو
- شمارهٔ ۲۲۸ای خاک وفا رفته به باد از دل تو
- شمارهٔ ۲۲۹ای در دل هر قطره تمنّا از تو
- شمارهٔ ۲۳۰ای دُرّ یتیم، دیده دریا از تو
- شمارهٔ ۲۳۱ای عاشق محزون، دل ناشاد تو کو؟
- شمارهٔ ۲۳۲سرّ غم عشق را، ز بیگانه مجو
- شمارهٔ ۲۳۳غفلت زده ام، خاطر آگاهم ده
- شمارهٔ ۲۳۴ای صیت بزرگی به جهان افکنده
- شمارهٔ ۲۳۵ای بندهٔ دهرِ دون نواز گنده
- شمارهٔ ۲۳۶تا چند حزین اسیر ماتم شدهای؟
- شمارهٔ ۲۳۷جانا چه بود که خاطری شاد کنی
- شمارهٔ ۲۳۸تا ناله، درفش کاویانی نکنی
- شمارهٔ ۲۳۹آشفتهٔ دور روزگارم ساقی
- شمارهٔ ۲۴۰رفتند ز بزم، میگساران ساقی
- شمارهٔ ۲۴۱بشکن قدح سپهر دون ای ساقی
- شمارهٔ ۲۴۲صحراست ز سبزه، سبزفام ای ساقی
- شمارهٔ ۲۴۳ای درد، ز مرگ فکر درمان نکنی
- شمارهٔ ۲۴۴ای دل، ره و رسم عاشقان نگذاری
- شمارهٔ ۲۴۵ای ناله، خلاف دردکیشان نکنی
- شمارهٔ ۲۴۶ای دوست چراغ چشم بیدار تویی
- شمارهٔ ۲۴۷شوق ار به دیارت نرساند نرسی
- شمارهٔ ۲۴۸هم درد و دوای دل افگار تویی
- شمارهٔ ۲۴۹ای خامه بسی نکته سرایی کردی
- شمارهٔ ۲۵۰چون باد صبا، سبک عنانی نکنی
- شمارهٔ ۲۵۱آلودهٔ زهد کرده ام دامانی
- شمارهٔ ۲۵۲زاهد، از عشق، دین به افسون نبری
- شمارهٔ ۲۵۳تا چهره ز اشک ارغوانی نکنی
- شمارهٔ ۲۵۴امروز دل است، زیر بار عجبی
- شمارهٔ ۲۵۵از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی
- شمارهٔ ۲۵۶ای آنکه به لافگاه دعوی چستی
- شمارهٔ ۲۵۷خاموش حزین که گفتنی ها گفتی
- شمارهٔ ۲۵۸در کعبه حزین ، امیر اسلام شوی
- شمارهٔ ۲۵۹آنی که به قد ز سرو آزاده تری
- شمارهٔ ۲۶۰ای آنکه بنفشه زیب نسرین داری
- شمارهٔ ۲۶۱مهری به لب خود زن اگر مرد مهی
- شمارهٔ ۲۶۲هر دم ز تو عمر می کَنَد بیخ و بنی
- شمارهٔ ۲۶۳سرتاسر آفاق، حزین گردیدی
- شمارهٔ ۲۶۴از عشق فتاده ام به منزلگاهی