محتشم — شعر آیینی و عرفانی؛ ساده و خوانا · mohtasham-poetry.com
مشرق الانوار
عبدالرحیم حائری
۴۳ شعر
- شمارهٔ ۱مقدمه شاعربسم الله الرحمان الرحیم
- شمارهٔ ۲هنگامه صوریّه عقل و عشق و بیان مدارج الطریقعقل گوید عشق را دیوانهای
- شمارهٔ ۳در سِرِّ این هنگامهتو مگو این بحث را هنگام نیست
- شمارهٔ ۴فی الاستعانه من اللّه تعالیای خداوند رئوفِ مهربان
- شمارهٔ ۵توضیحعقل و عشق از بهرتکمیل وجود
- شمارهٔ ۶تغییرِ تعبیرعقل را گر شَرع خوانی باک نیست
- شمارهٔ ۷داستان آن درویش بی بضاعت که عاشق دختر پادشاه شد ین مَجاز، قَنطره حقیقت آمد و عاقبت به مُقتضای کریمه: اَلذینَ جاهدوا فینا لِنَهدیَنّهم سُبُلَنا به مقصود اصلی نایل گردیدبود درویشی فقیر و بیپشیز
- شمارهٔ ۸رجوع به داستان آن درویش دلریشاَلغَرض آن بینوای ژنده پوش
- شمارهٔ ۹در مناجات باحضرت قاضی الحاجاتحالیا وقت سحر نزدیک شد
- شمارهٔ ۱۰قصهٔ شیربود شاهی را، غلامی رَشکِ ماه
- شمارهٔ ۱۱حکایت پادشاهی دل آگاهآن شنیدستم که در عهد قدیم
- شمارهٔ ۱۲نغمه مرغ سحرباز آن مرغ خوش الحانِ سحر
- شمارهٔ ۱۳ادامه حکایت شاهالغَرض چون سال، پایان میرسید
- شمارهٔ ۱۴درعشرت خلوت شبباز شب آمد کلید قفل راز
- شمارهٔ ۱۵رجوع به قصّهٔ آن غلام نیک انجامچون به چوگان وفا آن رَشکِ ماه
- شمارهٔ ۱۶بازگشت به سرگذشتاَلغَرض آن حاسدانِ کج نهاد
- شمارهٔ ۱۷رجوع به داستان آن درویش عاشقچونکه آن پیر دل آگاه خبیر
- شمارهٔ ۱۸در حقیقتِ دعا که طلب است به زبان استعداد و اینکه قابلیتِ محل شرط انفعال قابل است، نه افاضهٔ فاعلهرچه خواهد آن مُسبّب آورد
- شمارهٔ ۱۹بقیه کلام در حقیقت دعاالغرض چون خوانیش با این زبان
- شمارهٔ ۲۰عود به مقام الغرضچون پیک شاه چین رسید
- شمارهٔ ۲۱مضمون اشعار شیخ رحمة اللّه که پیام آن پیر داناست و تغییر اوزان واللّهُ المُعینبعد از این راز درون در پردهدار
- شمارهٔ ۲۲فی آداب السُلوکرو از این خودبینی استغفار کن
- شمارهٔ ۲۳فی السکوت و العزلةلب ببند و گوشهٔ خلوت گزین
- شمارهٔ ۲۴اقسام الکلاممَر تکلّم راست اقسام چهار
- شمارهٔ ۲۵فی اِغتِنام الفُرصَةچون بنای عمر نبود پایدار
- شمارهٔ ۲۶پرسش نمودن مردی از حضرت عزرائیل، گاهِ مردن خود را، و پاسخ او که اکنون نگویم پیش از آن هنگام، پیکی فرستم و ترا بیاگاهانماین بخاطر دارم از عهد صِغر
- شمارهٔ ۲۷در خواست نمودن نبیی از حق تعالیحق تعالی را نبیی این سؤال
- شمارهٔ ۲۸فِی الْخَبَرِ الْمُعْتَبَر، مِمَّا یَجْرِی عَلَی الْمُحْتَضَرِ وَ فِیهِ عِبْرَةٌ لِمَنْ اِعْتَبَرَ ترجمه: «در خبری معتبر آمده است، از آنچه بر شخص در حال احتضار (در حال مرگ) میگذرد، مطالبی آمده است که در آن برای کسانی که عبرت میگیرند، درس عبرتی بزرگ نهفته است»بشنو از من این حدیث معتبر
- شمارهٔ ۲۹دیوانگی بُهلول عاقلدید شخصی روزی آن بُهلول را
- شمارهٔ ۳۰رجوع به حال مُحتضَرچونکه مأیوس او ز مال خود شود
- شمارهٔ ۳۱رجوع به حال آن طایفه که غَفلت از میان آنها دور شده بوداَلغَرَض آن مرد، چون این حال دید
- شمارهٔ ۳۲بقیهٔ داستان آن مرد که از حضرت عزرائیل هنگام مُردن خود را سؤال نمودگفت بعد از روزگاری بس دراز
- شمارهٔ ۳۳فی الزُهد عَنِ الدُّنیادل براین دنیای بیحاصل مَبند
- شمارهٔ ۳۴تمثیلهمچنانکه چند تخمی سرخ و زرد
- شمارهٔ ۳۵نکتهٔ سخن شیخ ابویزید بسطامی که گفت از رنج تحصیل هر فضیلتی بهرهمند شدم مگر زُهد از دنیااین شنیدستم که روزی بایزید
- شمارهٔ ۳۶فِی الرِّضااین رضا باشد سوی حق شاهراه
- شمارهٔ ۳۷فی التَّسلیممُلکِ تسلیم است، مُلکِ ایمنی
- شمارهٔ ۳۸فی التوکّلمن یَتَوَکَّل عَلی الله را کَفیل
- شمارهٔ ۳۹فی خاتمة امرِ الاِنسانچون نداند کس در آخر حال خویش
- شمارهٔ ۴۰حکایتگفت اگر خواهان دیدار منی
- شمارهٔ ۴۱در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آنواردات قلبی از خِیر و شُرور
- شمارهٔ ۴۲در ختم کلامباقی این مثنوی ناگفته ماند
- شمارهٔ ۴۳خطاب به فرزند سعادت انجامقُرَّةُ العَینِ من ای پورِ رشید