شمارهٔ ۸

بندهای متفرقه

مصباح نور جلوه گر اندر تنور بود

یا در تنور آیهٔ الله نور بود

گاهی باوج نیزه گهی در حضیض خاک

در غایت خفاء و کمال ظهور بود

گاهی مدار دائرهٔ سوز و ساز شد

گاهی چه نقطه مرکز شور نشور بود

یا شمع جمع انجمن آه و ناله شد

یا شاهد بساط نشاط و سرور بود

گاهی چه نقطه بر در سر حلقهٔ فساد

رأس الفخار بر در رأس الفجور بود

آخر به بزم بادهٔ مست غرور رفت

لعل لبی که عین شراب طهور بود

یا للعجب که نقطهٔ توحید آشنا

با چوب خیزران اثیم کفور بود!

قرآن قرین ناله شد آندم که منطقش

داود بود و نغمه سرای زبور بود

تورات زد بسینه چه از کینه شد خموش

صوت انا اللهی که ز سینای طور بود

انجیل خون گریست چه آزرده بنگریست

لعلی که روح بخش و شفاء صدور بود