شمارهٔ ۱

فی مدح الامام ابی محمد الحسن العسکری علیه السلام

باز کمندی فکند جمد مجعد

آهوی طبع مرا کرد مقید

سلسلهٔ موی آن زلف مسلسل

سخت مرا بسته چون عهد مؤکد

داد شمیمی از آن موی معنبر

عظم رمیم مرا روح مجدد

پیک صبا آورد خرم و خندان

زان لب و دندان خبر، مرسل و مسند

قوت دل و جان از آن حقهٔ یاقوت

لؤلؤ و مرجان از آن دُرّ منضد

سرّ حقیقت از آن پیر طریقت

آیهٔ رحمت از آن رحمت بیحد

عین معارف لسان الله ناطق

الحسن بن علی بن محمد

عسکری آن شاه اقلیم ولایت

کش همه عالم بود جند مجند

بسملهٔ مصحف عالم امکان

نقطهٔ بائیهٔ نسخهٔ سرمد

فالق صبح ازل مطلع انوار

مشرق شمس ابد فیض مؤبد

خاک گذرگاه او طبع مجسم

بندهٔ درگاه او عقل مجرد

طلعت زرین مهر شمع رواقش

شرفهٔ ایوان او طاق زبرجد

کس نزند جز تو ای محرم لاهوت

در حرم کبریا تکیه بمسند

سجده کند مهر و مه چون بنشیند

یوسف حسن تو بر تخت ممهد

شاخهٔ طوبی کجا آن قد زیبا

نخلهٔ طور است و یا روح مجسد

زد بدلت آتشی زهر که در دهر

شعلهٔ او تا ابد ماند مخلد

شاهد اصلی پس از شمع جمالت

شد به پس پردهٔ غیبت ممتدّ

ناظم کون و مکان چون ز میان رفت

شمل حقیقت شد اینگونه مندد

ای چه خوش آن دم که در جلوه در آید

کوکب دری از آن برج مشید

تا که به دیدار آن طلعت میمون

تا که به اشراق آن طالع اسعد

سینهٔ سینا شود عرصهٔ گیتی

روشن و بینا شود دیدهٔ ارمد