خیابان اول

الهامی کرمانشاهی · شاهدنامه (چهار خیابان باغ فردوس)

۱۲۷ شعر

  1. شمارهٔ ۱در توحید حضرت باری تعالی – عز اسمه و عظم سلطانه –گویدبه نام خداوند بینش طراز
  2. شمارهٔ ۲در نیایش به درگاه پروردگار خویش عزوجل گویدسپهر آفرینا زمین داورا
  3. شمارهٔ ۳در ستایش حضرت رسالت پناهی صلی الله علیه واله گویدبهین نقش کلک جهان آفرین
  4. شمارهٔ ۴در منقبت شاه ولایت امیرالمومنین علی (ع)مرا داد یزدان از آن رو شرف
  5. شمارهٔ ۵در ستایش حضرت صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا و ائمه هدی علیهم السلامکنون مدحت آرم به دستور اوی
  6. شمارهٔ ۶در شرح خواب دیدن مرحوم ناظم و سبب نظم این کتاب مستطابیکی راز گویم بری از دروغ
  7. شمارهٔ ۷خواب دیدن ناظم دفعه ی دیگر و مامور شدنش به نظم این کتابچو یک چند از این ماجرا درگذشت
  8. شمارهٔ ۸در ستایش سخن و مدح استاد سخن گستران حکیم ابوالقاسم فردوسی علیه الرحمهالا ای خردمن بیدار هوش
  9. شمارهٔ ۹در خطاب به ساقی حقیقی و استدعای باده ی حقیقت گویدبده ساقی آن جام یاقوت نام
  10. شمارهٔ ۱۰در شرح حال خویش و ستایش امام عصر اروا حنا فداهبه ماهی سیه بردم شب و روز رنج
  11. شمارهٔ ۱۱وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خودزهجرت به شصت اندر آمد چو سال
  12. شمارهٔ ۱۲اندرز نامه نوشتن معاویه از برای یزید و مردن اوچو این گفت یاران زجا خاستند
  13. شمارهٔ ۱۳خبردار شدن یزید از مرگ معاویه وآمدنش به شام و به تخت نشستن آن ملعون ابتر بعد از پدرچو آگاه شد زود بسپرد راه
  14. شمارهٔ ۱۴رسیدن نامه ی یزید به ولیددرآن بد نوشته که ای نامدار
  15. شمارهٔ ۱۵گفتگوی امام علیه السلام با آن سه تنبفرمود کای مهتران سترگ
  16. شمارهٔ ۱۶برانگیختن مروان حکم ولید را در بیعت از امام و رفتن آنحضرت ازآنجا به خشمبدو گفت کاین کرده نبود پسند
  17. شمارهٔ ۱۷برآشفتن مروان به ولید به علت دست برداشتن از امام علیه السلامچو شه سوی آرامگه شد چمان
  18. شمارهٔ ۱۸در نکوهش روزگار و مویه گری برسبط احمد مختار علیه صلوات الملک الجبارچه بد رسم بی مهری ای روزگار
  19. شمارهٔ ۱۹درخطاب به ارواح مقدسه ی بزرگان دینبنال ای مدینه بزار ای حرم
  20. شمارهٔ ۲۰درمصمم شدن امام علیه السلام به مهاجرت از مدینهشنیدم چو سبط رسول مجید
  21. شمارهٔ ۲۱مامورشدن امام بار دیگربه سفر عراق در روضه جدش به عالم واقعهدگر شب به بدرود خیرالبشر (ع)
  22. شمارهٔ ۲۲رفتن امام به بدرود قبر مادر و گفتگوی حضرت صدیقه با آن جنابدرآن تیره شب سروباغ رسول
  23. شمارهٔ ۲۳بدرود امام(ع)با قبر مقدس برادربسی مویه ها کرد و پوزش نمود
  24. شمارهٔ ۲۴دربیان آمدن جناب محمد حنفیه به خدمت امامبیامد به نزد شه راستین
  25. شمارهٔ ۲۵آمدن زنان بنی هاشمکه ناگه رسیدند زار و نوان
  26. شمارهٔ ۲۶نشان دادن امام زمین کربلا رافراز زمین ها همه گشت پست
  27. شمارهٔ ۲۷رفتن علیا مکرمه زینب خاتون به بدرود قبر مطهر مادر بزرگوار خودشنیدم سربانوان بهشت
  28. شمارهٔ ۲۸در بیان مامور فرمودن امام(ع)حضرت ابوالفضل العباس راچو روز دگر بر هیون سپهر
  29. شمارهٔ ۲۹درستودن ذوالجناح و سوار شدن امام برآن و بیرون رفتن از مدینه به عراقبدش یادگار آن خداوند دین
  30. شمارهٔ ۳۰آمدن گروه ملایکه به خدمت امام(ع)به یاری آن بزرگوارچو از شهر یثرب شه تاجدار
  31. شمارهٔ ۳۱آمدن گروه جنیان به خدمت امام علیه السلامچو آنان برفتند ازگرد شاه
  32. شمارهٔ ۳۲ورود امام علیه السلام به مکه ی معظمهچو روزی سه ازماه شعبان گذشت
  33. شمارهٔ ۳۳درذکر نامه های اهل کوفه و مضمون آنهاچنین بد گزین همه نامه ها
  34. شمارهٔ ۳۴ذکر نامزد فرمودن امام(ع)پسر عم خودکه مسلم بدش نام و بودش پدر
  35. شمارهٔ ۳۵رفتن جناب مسلم به مدینه ی طیبهشدآنگه زبطحا زمین رهسپار
  36. شمارهٔ ۳۶ذکر راه گم کردن جناب مسلم و مردن آن دو نفر بلدی راهش از تشنگیبه هامون رسیدند چون ناگهان
  37. شمارهٔ ۳۷وارد شدن جناب مسلم به کوفه درخانه ی مختار وفاداربه ایوان مختار بردند رخت
  38. شمارهٔ ۳۸نامه نوشتن جناب مسلم به حضرتپس آنگه به بیعت گشادنددست
  39. شمارهٔ ۳۹آگاه کردن دوستان یزید اورا از کار جناب مسلمبزرگان که بودند درآن دیار
  40. شمارهٔ ۴۰رسیدن نامه ی یزید به ابن زیاد دربصرهبه پور زیاد آن بد اندیش دیو
  41. شمارهٔ ۴۱ورود ابن زیاد به کوفه و رفتن درمسجد و خطبه خواندنشز گرد ره آن بد نژاد پلید
  42. شمارهٔ ۴۲شکستن اهل کوفه بیعت جناب مسلم راگروهی که بد اهرمنشان دلیل
  43. شمارهٔ ۴۳رفتن ابن زیاد به خانه ی هانی بن عروهزن هانی اندر پس درشنید
  44. شمارهٔ ۴۴جستجو نمودن معقل غلام ابن زیاد از جناب مسلم و پیدا کردن اوراچو یکچند بگذشت وزان نامور
  45. شمارهٔ ۴۵خواستن ابن زیاد هانی رابه دارالاماره و گرفتار شدن هانیبدین سوی لختی قدم رنجه ساز
  46. شمارهٔ ۴۶گرفتن بنی مذجح گردد دارالاماره و پراکنده شدن ایشان به گفتار شریح قاضی کوفهبه مذحج نژادان رسید آگهی
  47. شمارهٔ ۴۷انجمن شدن یاران جناب مسلمبرفت و بیامد فرستاده زود
  48. شمارهٔ ۴۸پنان گرفتن جناب مسلم به خانه ی طوعهچو شد تیغ خورشید زرین حسام
  49. شمارهٔ ۴۹آگاهی یافتن بلال پسر طوعه ازحال جناب مسلم و خبر دادن به ابن زیادمرآن نیک زن را یکی پور بود
  50. شمارهٔ ۵۰آگاه شدن جناب مسلم از آمدن دشمن و سلاح نبرد پوشیدناز آن تنگ کاشانه بر پای خاست
  51. شمارهٔ ۵۱بیرون آمدن جناب مسلم از خانه ی طوعه و حمله کردنش بر سپاه مخالفبرآهیخت برنده تیغ ازنیام
  52. شمارهٔ ۵۲تنگ شدن کار بر محمد بن اشعث و کمک خواستنش از ابن زیادفرستاد وزان تیره دل یار خواست
  53. شمارهٔ ۵۳مدد فرستادن ابن زیاد بد بنیاد بار دیگر برای محمد ابن اشعث کندیچو آمد به بدخواه این آگهی
  54. شمارهٔ ۵۴فرستادن ابی زیادبه ناوردگه چون فرازآمدند
  55. شمارهٔ ۵۵زخم زدند بکربن حمران بر دهان و لب جناب مسلم و کشتن آن بزرگوار اوراچو دیو دمان ازکمینگاه جست
  56. شمارهٔ ۵۶ذکر آب خواستن جناب مسلم و آب آوردن طوعه و ریختن دندانهای آن حضرت درجام آبزبس خسته بدآن ستوده نژاد
  57. شمارهٔ ۵۷امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرتبه مسلم خروشید کای نامدار
  58. شمارهٔ ۵۸چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگواربکندش یکی چاه در رهگذر
  59. شمارهٔ ۵۹ورود حضرت مسلم به مجلس ابن زیاد و مکالماتشان با یکدیگرکشان روزبانان به بند اندرش
  60. شمارهٔ ۶۰در بیان فرستادن ابن زیاد بکربن حمران را به کشتن جناب مسلمبدو گفت کاین هاشمی را ببر
  61. شمارهٔ ۶۱در ذکر شهادت هانی بن عروه رحمه الله علیه به امر ابن زیادبزد بانگ سالار کوفی دیار
  62. شمارهٔ ۶۲فرستادن ابن زیاد سر جناب مسلم و هانی را به شامبه درگاه فرمانده ی کوفه برد
  63. شمارهٔ ۶۳آگاهی یافتن ابن زیاد ازحال کودکان جناب مسلم «محمد » و «ابراهیم » و جستجو کردن ازآنهاچو شد مسلم اندر بهشت برین
  64. شمارهٔ ۶۴سپردن شریح قاضی دو طفل یتیم حضرت مسلم رابه پسر خودشریح آن دو تن را به غمخواریا
  65. شمارهٔ ۶۵گرفتن شبگرد آن شاهزادگان را و بردن به نزد ابن زیادشنیدم درآن تیره شام سیاه
  66. شمارهٔ ۶۶رها کردن مشکور کودکان را و فرستادن به طرف قادسیهزکف حرمت هردو نگذاشتی
  67. شمارهٔ ۶۷دیدن کنیز حارث آن دو طفل ماه رو را درنخلستان و شناختن ایشان و بردنشان به خانهچو آمد به نزدیک رود آن کنیز
  68. شمارهٔ ۶۸آگاهی یافتن ابن زیاد از فرار طفلان گرفتار و باز خواستن ازمشکورزکارش دژم پور مرجانه شد
  69. شمارهٔ ۶۹به دار کشیدن ابن زیاد بد بنیاد پر فساد مشکور زندانبان رابه دژخیم بد خویش آنگه سرود
  70. شمارهٔ ۷۰در تجافی ازدار غرور وانابه به سوی دار خلودتو کز کشور جسم درنگذری
  71. شمارهٔ ۷۱آمدن حارث به خانه و پنهان نمودن زن او کودکان را از آن بدبختدرآن روز تا شام آن هردوتن
  72. شمارهٔ ۷۲گریستن کودکان در نیمه شب و آگاهی حارث از حال ایشانچو نیمی گذشت از شب دیوسار
  73. شمارهٔ ۷۳بردن حارث معلون آن دو طفل را از بهر کشتن به کنار فراتستمکار حارث کمندی به دست
  74. شمارهٔ ۷۴مصمم شدن حارث برای کشتن شهزادگان و مویه کردن ایشان بریکدیگرسبک تیغ بگرفت آن بدگمان
  75. شمارهٔ ۷۵کشتن حارث محمد را و مویه گری ابراهیم در سوگ برادر خودز پای اندر افتاد سرو جوان
  76. شمارهٔ ۷۶بردن حارث سر کودکان را در نزد ابن زیاد بد بنیادسبک تاخت زی پور مرجانه شاد
  77. شمارهٔ ۷۷کشته شدن حارث بد نهاد به فرمان ابن زیاد بد بنیادببر این جفا جوی راسوت دشت
  78. شمارهٔ ۷۸درشکایت از آلایش به رنگ هستی و خود پرستیتو ای قید هستی چه بندی مرا؟
  79. شمارهٔ ۷۹ورود امام علیه السلام به مکه ی معظمه زاده الله شرفاکنون راز بشنو ز شاه امم
  80. شمارهٔ ۸۰آمدن جناب محمد بن حنیفه به خدمت امام(ع)و منع کردنش ازسفر عراقهمان شب که اندر سحرگاه آن
  81. شمارهٔ ۸۱عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمهسحر چون بدین بختی گرم ساز
  82. شمارهٔ ۸۲ذکر آمدن عبدا لله (ابن) عباس و عبدالله (ابن) زبیر و عبدالله (ابن) عمر به خدمت امام(ع)وزان پس نهاد ابن عباس گام
  83. شمارهٔ ۸۳حرکت فرمودن موکب همایون امام(ع)از مکه به طرف کوفه به روایت عبدالله بن سنانزعبدالله بن سنان این خبر
  84. شمارهٔ ۸۴تصرف نمودن امام علیه السلام درمنزل تنعیمبیامد یکی کاروان گشن
  85. شمارهٔ ۸۵ذکر فرستادن عبدالله به جعفر طیار دو پسر خود را با نامه به خدمت آن حضرتیکی نامه بنوشت بس دلپذیر
  86. شمارهٔ ۸۶آوردن عبدالله جعفر نامه ی امان از والی مدینه و نپذیرفتن آن حضرتازو نامه عبدالله نامدار
  87. شمارهٔ ۸۷دربیان خواب دیدن امام علیه السلام درکنار آب عذیبازآن جایگه نیز بسپرد راه
  88. شمارهٔ ۸۸آمدن وهب ابن عبدالله کلبی با مادرش در منزل ثعلبیهشنیدم که در ثلعبیه ز راه
  89. شمارهٔ ۸۹فرستادن امام عبدالله یقطر را با نامه به کوفهچو آگاهی آمد به پور زیاد
  90. شمارهٔ ۹۰گفتگوی پور مرجانه با بردار رضاعی امام(ع)عبدالله یقطر و شهادت آن بزرگواربپیچید برخود کژدم زده
  91. شمارهٔ ۹۱رسیدن امام ( ع ) به منزل قطقطا نیه و خبر دادن شیری آن حضرت را از شهادت جناب مسلمگزین پور پیغمبر تاجدار
  92. شمارهٔ ۹۲دلجویی کردن امام علیه السلام ازدختر جناب مسلم و مویه گری او درمرگ پدرزسالار بد دختری خردسال
  93. شمارهٔ ۹۳برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشانبفرمود زان پس به آل عقیل (ع)
  94. شمارهٔ ۹۴رسیدن امام علیه السلام به منزل ذباله و رسیدن خبر شهادت عبدالله بن یقطربه پوزش به شه لختی نماز
  95. شمارهٔ ۹۵آمدن عمرو بن اودان درمنزل بطن عقبه به خدمت امام علیه السلامشنیدم که زد داور دین پناه
  96. شمارهٔ ۹۶آب برداشتن اصحاب به فرمان امام علیه السلام ازمنزل شراف و رسیدن حر ریاحیثمین گوهر دجر عبد مناف
  97. شمارهٔ ۹۷در گفتگوی امام علیه السلام با حر و سیراب نمودن حضرت او و یارانش راچو آمد بر پیشگاه بلند
  98. شمارهٔ ۹۸در ذکر نماز گذاردن حر و سپاهش با امام علیه السلام و خطبه خواندن آن حضرتشهنشه به حر گفت یک سو خرام
  99. شمارهٔ ۹۹دربیان رسیدن موکب همایون امام علیه السلام به قصر بنی مقاتلچو گشتند لختی همی رهسپار
  100. شمارهٔ ۱۰۰رسیدن نامه ی ابن زیاد و سرراه گرفتن حر برامام علیه السلامچو کارفریضه بپرداختند
  101. شمارهٔ ۱۰۱رسیدن نامه ی ابن زیاد به حر و گفتگوی او با امام علیه السلامدو لشگر چو دیدند او رازدور
  102. شمارهٔ ۱۰۲رسیدن امام علیه السلام به زمین کربلا وایستادن اسب آن حضرتاز آن شد پیاده شه حق پرست
  103. شمارهٔ ۱۰۳نامه نوشتن حر به ابن زیاد وخبر دادن اورا از ورود امام علیه السلام به کربلاچو درکربلا شاه خرگه فراشت
  104. شمارهٔ ۱۰۴شرح حال ابن سعد لعین و پدرش سعد وقاص لعنته الله علیهمادرآن انجمن بود مردی پلید
  105. شمارهٔ ۱۰۵پذیرفتن عمو سعد سرداری لشگر کوفه را وملامت کردن مردم او راکه این کار نستوده کارمن است
  106. شمارهٔ ۱۰۶مشورت کردن عمرسعد با پسران خود در جنگ نمودن با امام علیه السلامکهین داشت نام نیا از پدر
  107. شمارهٔ ۱۰۷اندرز نمودن کامل دانا عمربن سعد را از جنگ نمودن با امام علیه السلامبدی کامل پاک دین داشت نام
  108. شمارهٔ ۱۰۸حکایت کردن کامل کیفیت دیر راهب رابرای ابن سعد ملعونبه باب تو ای مرد پرخاشگر
  109. شمارهٔ ۱۰۹فرستادن ابن زیاد سپاه به سرداری عمر بن سعد به زمین کربلازکوفه برون تاخت زی کربلا
  110. شمارهٔ ۱۱۰آمدن حبیت ابن مظاهر و مسلم بن عوسجهرسید آنچه بر آل احمد – ستم
  111. شمارهٔ ۱۱۱رفتن حبیب مظاهر به آوردن طایفه ای بنی اسدشنیدم در آن دشت با شهریار
  112. شمارهٔ ۱۱۲ذکر رسیدن نامه ی ابن زیاد بدبنیاد به عمر بن سعددگر روز آب شب که چرخ بلند
  113. شمارهٔ ۱۱۳ذکر بستن ابن سعد آب را برروی امام علیه السلامبه فرزند مرجانه رفت آگهی
  114. شمارهٔ ۱۱۴انجمن فرمودن امام(ع)با عمر بن سعد ملعون درمیان دو لشگر و چگونگی آن حالشبی راد فرزند خیرالبشر
  115. شمارهٔ ۱۱۵نامه نوشتن ابن زیاد به ابن سعد وتحریص نمودن او را در جنگ با امام(ع)یکی نامه بنوشت پر سر زنش
  116. شمارهٔ ۱۱۶آوردن شمر ملعون نامه ی ابن زیاد را به کربلابد اختر برآشفت و با شمرگفت
  117. شمارهٔ ۱۱۷فرستادن امام انام حضرت عباس علیه اسلام رابرای مهلت خواستن ازمخالفینچو گفت این ابولفضل (ع) راپیش خواند
  118. شمارهٔ ۱۱۸برداشتن امام بیعت خویش را از اصحاب و رفتن گروهی از ایشانچو گردید ازکین چرخ بلند
  119. شمارهٔ ۱۱۹برداشتن امام علیه السلام بیعت خویش را از بنی هاشم و پاسخ ایشانرها کردم از بند پیمانتان
  120. شمارهٔ ۱۲۰بار دیگر برداشتن امام بیعت از انصارپس آنگه دوباره به انصار گفت
  121. شمارهٔ ۱۲۱نمودن امام اصحاب گرام مقامات و درجات هر یک را دربهشتنه درسر- به جز شور دلدارشان
  122. شمارهٔ ۱۲۲فرستادن امام(ع)درشب عاشورا شاهزاده علی اکبر را با جمعی دیگر به آوردن آبچو ازکار یاران بپرداخت شاه
  123. شمارهٔ ۱۲۳آمدن سی و دو سوار از لشگر مخالف در شب عاشورا به یاری امام(ع)گهی با خداوند خو راز راند
  124. شمارهٔ ۱۲۴خواندن امام اشعار چند در بی وفایی دنیادرآن شب جهانداور بی قرین
  125. شمارهٔ ۱۲۵ذکر روایت حضرت زینب سلام الله علیها در کیفیت شب عاشورایکی داستان دیده ام جانگزای
  126. شمارهٔ ۱۲۶دربیان روایت ابن نما منقول از هلال بن نافعزگفت هلال بن نافع سخن
  127. شمارهٔ ۱۲۷خواب دیدن امام(ع)درشب عاشوراز سویی به خیمه درون شهریار