قصاید

الهامی کرمانشاهی · گزیدهٔ اشعار

۱۴ شعر

  1. شمارهٔ ۱گفتمش: یارا چرا لاغر بود پیکر مرا؟
  2. شمارهٔ ۲فراز آمد یکی عید همایون اهل ایمان را
  3. شمارهٔ ۳مژده که میلاد شاه عرش مکان است
  4. شمارهٔ ۴در مدح میرزا حسن خان گویدعید غدیر آمد ای ماه میگسار
  5. شمارهٔ ۵در تهنیت عید غدیر گویدساقیا می ده که می جان است گویی نیست هست
  6. شمارهٔ ۶در مدح جناب امام حسن علیه السلام گویدبهار آمد که بانگ عندلیب از هر چمن خیزد
  7. شمارهٔ ۷در مولود حضرت حجت و تهنیت خلعت حسام السلطنه گویدآشکار از پرده عیدی جان فزا دیدار کرد
  8. شمارهٔ ۸در ستایش شاهزاده حسام السلطنه گویدعید مولود شه تاجور گردون فر
  9. شمارهٔ ۹تا دلم شد به خم زلف رسای تو اسیر
  10. شمارهٔ ۱۰در مدح حضرت امام ثامن گویدهمچو خضر آب حیات از اهل جانان یافتم
  11. شمارهٔ ۱۱وله فی المدحهلال غره ی شوّال را زدوده حسام
  12. شمارهٔ ۱۲فی تهنیة مولود السلطان خلّد الله ملکهُعید مولود شهنشاه ملایک پاسبان
  13. شمارهٔ ۱۳در مدح میرزا حسن خان نایب الحکومه گویدعید قربان آمد ای دلبر شوم قربان تو
  14. شمارهٔ ۱۴وله در مدح امام عصر عجل الله فرجهگر تو آهنگ قِتال ای بت قتال کنی